به گزارش خبرنگار مهر، ادبیات عرفانی و تعلیمی ایران همواره بر ستونهای استواری از تمثیل و حکایت بنا شده است. در این میان، مثنوی معنوی به عنوان اقیانوسی از مفاهیم عرفانی و اخلاقی، ظرفیتی بیپایان برای بازنویسی دارد. مجید ملامحمدی در اثر جدید خود با عنوان «مردی که مار در دهان داشت»، از مجموعه «قصههای خیلی شیرین»، کوشیده است تا این پیوند کهن را با زبانی متناسب با ذائقه و دغدغههای نسل نوجوان بازسازی کند.
پل زدن میان کهنالگوها و زیستِ نوجوانانه
کتاب «مردی که مار در دهان داشت» که در تابستان ۱۴۰۵ روانه بازار نشر شده، نه صرفاً بازنویسی طوطیوار داستانهای کهن، بلکه تلاشی برای استخراج «موقعیتهای انسانی» از دل حکایتهای مولانا است. نویسنده با هوشمندی، موقعیتهای داستانی را به گونهای انتخاب کرده است که برای مخاطب نوجوانِ امروز، قابللمس و چالشبرانگیز باشد. این کتاب که از چندین قصۀ مستقل تشکیل شده، به دنبال آن است که مفاهیمی انتزاعی همچون غرور، شتابزدگی، خساست و نادانی را از طریق کنشهای ملموسِ شخصیتها به مخاطب عرضه کند.
تنوع انتخاب قصه ها و لاجرم تنوع شخصیتها در این اثر، یکی از نقاط قوت آن است. ملامحمدی با چرخشی ماهرانه میان شخصیتهای اسطورهای، پیامبران، پادشاهان و حتی اقشار فرودست جامعه، فضایی پویا ایجاد کرده که از یکنواختی روایی جلوگیری میکند. این گوناگونی به نویسنده اجازه میدهد تا از زوایای مختلف به رفتار انسان بنگرد و نشان دهد که چگونه خطاهای انسانی، فارغ از جایگاه اجتماعی، ریشههای مشابهی دارند.
پارادوکس ظاهر و باطن؛ هسته مرکزی روایت
یکی از کلیدیترین مفاهیم در این کتاب، تفاوت بنیادین میان «ظاهر» و «باطن» است، این تفاوت برخاسته از منظر مولوی به جهان است که در لایه های زیرین هر چیز معناهای بدیعی را جستجو میکند. نویسنده با تکیه بر جهانبینی مولانا، بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از کنشهای بیرونی که در نگاه اول عجیب، نامعقول یا حتی خشن به نظر میرسند، در پسِ خود حکمتی نهفته دارند که تنها با گذر زمان و کسب دانایی آشکار میشود. ملامحمدی در این قصهها به نوجوانان میآموزد که چگونه از بند قضاوتهای عجولانه رها شوند و به دنبال فهمِ لایههای زیرین ماجرا باشند. این رویکرد، نه فقط یک تکنیک ادبی، بلکه یک تمرین فکری برای تقویت قدرت تحلیل و تفکر نقادانه در خواننده است.
داستان اصلی کتاب که نام آن را هم بر خود دارد، روایتی تکاندهنده از نجات است. مردی در خواب زیر درختی است و ماری وارد دهان او میشود. سرداری که شاهد این اتفاق است، به جای آنکه در حیرت فرو رود، دست به کار میشود. او رفتاری خشن و عجیب در پیش میگیرد؛ مرد را کتک میزند و میدواند، او را وادار به خوردن چیزهایی ناخوشایند میکند و با فشاری که به او میآورد، باعث میشود بالا بیاورد و مار از بدن مرد بیرون بیاید. این تمثیل، استعارهای است از بلاها و سختیهایی که در ظاهر تلخاند، اما باطنی شفابخش دارند و انسان را از آفات پنهان نجات میدهند. تمام قصههای کتاب با همین منطقِ درونی پیش میروند و مخاطب را به کشف معنای پنهانِ پسِ هر اتفاقِ ظاهراً آشفته دعوت میکنند.
این کتاب، با تداعی داستانهای پیاپی مثنوی، ویژگیهایی دارد که خواندنش را دلخواه و دلچسب میکند، نخست ساختار اپیزودیک و خوانش بخشبخش آن است؛ کتاب از قصههای مستقل تشکیل شده که امکان مطالعه تدریجی و تأملبرانگیز را فراهم میکند؛ امری که برای مخاطب نوجوان که به دنبال تنوع است، بسیار مناسب است. دوم مواجهه با موقعیتهای ملموس است، مفاهیمی انتزاعی مثل «خساست» یا «غرور» در این کتاب به شخصیتهایی زنده تبدیل میشوند که تصمیم میگیرند و پیامد تصمیمشان را میبینند. سوم تنوع الگویی آن است، حضور شخصیتهای متنوع از پادشاه تا عابد، مانع از یکنواختی شده و جهانِ داستانی کتاب را غنیتر کرده است. چهارم هم آموزش تفکر نقادانه به نوجوان است، کتاب به جای صدور حکم اخلاقی مستقیم، مخاطب را در فرایندِ «فهمیدن» و «دیدن» قرار میدهد.
اگر در جستوجوی منابعی هستید که بتواند شکاف میان ادبیات کلاسیک و زبانِ امروز را پر کند، «مردی که مار در دهان داشت» گزینهای درخور است. این کتاب برای نوجواناغن، مربیان و والدین و علاقمندان به ادبیات تعلیمی و عرفانی میتواند جالب باشد.
این اثر که در ۲۰۴ صفحه توسط برنا (واحد کودک و نوجوان نشر معارف) منتشر شده است، بهعنوان جلد نخست از مجموعه «قصههای خیلی شیرین» است؛ که با بهرهگیری از ظرفیتهای آموزشی داستان، گامی بلند در جهت پیوند نسل جدید با میراثِ کهنِ حکمت ایرانی برداشته است.



نظر شما