۱۶ مهر ۱۴۰۵، ۱۵:۰۰

«عملیات مردم یاری»، بخش دیده نشده ماموریت یگان ویژه و فراجا است

«عملیات مردم یاری»، بخش دیده نشده ماموریت یگان ویژه و فراجا است

نویسنده «تا آخر ایستاده‌ایم» با اشاره به حضور یگان ویژه در مراسم اربعین گفت: نیروهای این یگان از مأموریت‌های خود در مرزها با عنوان «عملیات مردم‌یاری» یاد می‌کنند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: جنگ دوازده‌روزه ایران و رژیم صهیونیستی، علاوه بر میدان نبرد، عرصه‌ای برای نقش‌آفرینی نیروهای امنیتی و انتظامی کشور بود؛ نیروهایی که در روزهای جنگ، مسئولیت تأمین امنیت، مدیریت شرایط بحرانی و همراهی با نیروهای امدادی را بر عهده داشتند. ثبت و روایت این حضور، بخشی از تاریخ شفاهی این دوره را شکل می‌دهد و می‌تواند تصویری روشن‌تر از تجربه نیروهای فراجا در روزهای جنگ ارائه کند.

کتاب «تا آخر ایستاده‌ایم» نوشته حسین زحمتکش زنجانی، با محوریت حضور یگان‌های ویژه فراجا در جنگ دوازده‌روزه، تلاشی برای ثبت همین تجربه‌هاست. این اثر که به همت مرکز تحقیقات کاربردی یگان‌های ویژه فراجا و توسط انتشارات پژوهشیار برتر منتشر شده، در قالب مستندنگاری و خاطره‌نویسی، روایت فرماندهان و نیروهای این یگان را در کنار روایت‌هایی از زندگی و شهادت شماری از شهدای آن دنبال می‌کند.

در این کتاب، بخشی از روایت شهدا نیز به شیوه‌ای متفاوت و از زبان خود آنان، خطاب به مادر یا همسر، بازگو شده است؛ روایتی که وجه انسانی و خانوادگی جنگ را برجسته می‌کند.

به مناسبت هفته فراجا، با حسین زحمتکش زنجانی، نویسنده «تا آخر ایستاده‌ایم»، درباره روند شکل‌گیری این اثر و ضرورت ثبت روایت حضور یگان‌های ویژه فراجا در جنگ دوازده‌روزه گفت‌وگو کردیم.

* کتاب «تا آخر ایستاده‌ایم» به شیوه مستندنگاری و خاطره‌نویسی نوشته شده و در آن هم خاطرات شهدا و هم روایت‌های فرماندهان فراجا آمده است. فرایند شکل‌گیری و آغاز کار روی این کتاب چگونه بود و برای جمع‌آوری و انتخاب این روایت‌ها از چه مسیری پیش رفتید؟

کتاب «تا آخر ایستاده‌ایم» یکی از معدود روایت‌هایی است که درباره جنگ ۱۲روزه، یا به تعبیر بهتر «دفاع مقدس دوم»، نوشته شده است. این اثر در قالب مستندنگاری نوشته شده و داستان نیست.

موضوع کتاب نیز به‌طور مشخص درباره یگان ویژه است و کل فراجا را دربرنمی‌گیرد. یگان ویژه یکی از شاخه‌های نظامی فراجا و به نوعی مهم‌ترین شاخه نظامی آن در حوزه امنیت شهری و امنیت داخلی است. زمانی که بحث برقراری امنیت داخلی، مقابله با آشوب و اغتشاش مطرح باشد، یگان ویژه وارد عمل می‌شود.

البته مأموریت‌های یگان ویژه فقط به این موارد محدود نمی‌شود. برای مثال، در حوزه گروگان‌گیری، واحد نوپو که یکی از واحدهای یگان ویژه است، مسئولیت ورود به عملیات را بر عهده دارد و در صورت وقوع گروگان‌گیری، یکی از نخستین واحدهایی که به محل اعزام می‌شود، همین نیروهای نوپو هستند. در کتاب نیز درباره نوپو مطالبی آورده‌ام.

در مجموع، کتاب درباره یگان ویژه است و موضوع اصلی آن نیز اقدامات امنیتی این یگان در جریان جنگ ۱۲روزه است. در طول جنگ، بخشی از نیروهای نظامی کشور، از جمله سپاه و ارتش، در خط مقدم جنگ حضور داشتند؛ برای مثال، در حوزه‌های مختلف پدافندی و آفندی و مقابله با حملات هوایی و موشکی، این نیروها مستقیماً در میدان نبرد بودند.

اما در کنار این نیروها، لازم بود بخشی از نیروهای نظامی و انتظامی در داخل کشور و در صحنه اصلی حضور داشته باشند تا هر جا که نیاز به برقراری امنیت وجود دارد، وارد عمل شوند. یگان ویژه از این جهت در جنگ ۱۲روزه نقش مهمی داشت.

در این جنگ، ۵۶ نفر از نیروهای یگان ویژه به شهادت رسیدند که ۵۵ نفر از آنها در روز یازدهم جنگ و در جریان حمله موشکی به مقر یگان ویژه در بلوار بسیج به شهادت رسیدند

برای مثال، اگر در منطقه‌ای بمب‌گذاری یا اصابت موشک اتفاق می‌افتاد و بخشی از یک منطقه تخریب می‌شد، بلافاصله یگان ویژه به آن محل اعزام می‌شد و امنیت منطقه را برقرار می‌کرد تا نیروهای امدادی بتوانند وارد عمل شوند. آتش‌نشانی و سایر نیروهای امدادی نیز پس از برقراری امنیت می‌توانستند با آرامش بیشتری به وظایف خود بپردازند.

بنابراین، نقش یگان ویژه در جنگ ۱۲روزه فقط به مأموریت‌های معمول این نیرو محدود نمی‌شد، بلکه این یگان در بسیاری از مناطق، وظیفه تأمین امنیت و ایجاد شرایط لازم برای حضور و فعالیت نیروهای امدادی را بر عهده داشت. بخش مهمی از روایت‌های کتاب «تا آخر ایستاده‌ایم» نیز به همین اقدامات و تجربه‌های یگان ویژه در جریان جنگ ۱۲روزه اختصاص دارد.

«عملیات مردم یاری»، بخش دیده نشده ماموریت یگان ویژه و فراجا است

* کتاب «تا آخر ایستاده‌ایم» از چه بخش‌هایی تشکیل شده است؟ با توجه به اینکه در این اثر روایت فرماندهان یگان ویژه از روزهای جنگ آمده، آیا در ادامه به زندگی و خاطرات شهدای این یگان نیز پرداخته‌اید و این بخش با چه شیوه‌ای روایت شده است؟

کتاب «تا آخر ایستاده‌ایم» در سه بخش اصلی تنظیم شده است. بخش نخست به روایت سردار مصدق، فرمانده یگان ویژه، از خاطرات و تجربه‌های او در جریان جنگ ۱۲روزه اختصاص دارد. در این بخش، به تدابیری که برای مدیریت شرایط جنگی و کاهش آسیب‌های احتمالی اندیشیده شد نیز پرداخته‌ام. یکی از مهم‌ترین این اقدامات، پراکنده کردن نیروها در داخل مقر یگان ویژه بود تا در صورت هدف قرار گرفتن مقر، تعداد کمتری از نیروها در معرض آسیب قرار بگیرند.

در این بخش همچنین درباره حضور نیروهای یگان ویژه در میادین مهم شهر و حضور آنها در صحنه حوادث مختلف، از جمله مناطقی که در جریان حملات موشکی آسیب دیده یا تخریب شده بودند، روایت‌هایی آمده است.

یکی از پرسش‌های اصلی که در این کتاب دنبال کردم این بود که اساساً حضور فراجا در یک جنگ چگونه تعریف می‌شود و یگان ویژه در چنین شرایطی چه نقشی بر عهده دارد؟

بخش دوم کتاب به خاطرات فرماندهان ارشد یگان ویژه اختصاص دارد. در این بخش، تعدادی از معاونت‌ها و فرماندهان تیپ‌های یگان ویژه انتخاب شدند و هر یک از آنها روایت و خاطرات خود را از جنگ ۱۲روزه و اقداماتی که در حوزه مسئولیت و واحد خود انجام داده‌اند، بیان کرده‌اند.

بخش سوم نیز به شهدای یگان ویژه در جنگ ۱۲روزه اختصاص دارد. در این جنگ، ۵۶ نفر از نیروهای یگان ویژه به شهادت رسیدند که ۵۵ نفر از آنها در روز یازدهم جنگ و در جریان حمله موشکی به مقر یگان ویژه در بلوار بسیج به شهادت رسیدند. در این حمله، اسرائیل با شلیک هفت موشک، ساختمان‌های یگان ویژه را هدف قرار داد و این حملات فقط چند دقیقه ادامه داشت. یک شهید دیگر نیز در جریان یک تعقیب و گریز در استان البرز به شهادت رسید.

در این بخش، برای هر یک از شهدا به‌صورت کوتاه، حدود هزار کلمه، به زندگی و ویژگی‌های آنها پرداخته‌ایم. تلاش کرده‌ایم این روایت‌ها تا حد امکان به زبان اول‌شخص و از زبان خود شهید روایت شوند؛ به این معنا که شهدای متأهل، روایت خود را خطاب به همسرشان و شهدای مجرد، خطاب به مادرشان بیان می‌کنند. این شیوه روایت تلاش دارد تصویری نزدیک‌تر از زندگی، شخصیت و تجربه‌های این شهدا به مخاطب ارائه دهد.

* با توجه به اینکه «تا آخر ایستاده‌ایم» به روایت اتفاقات جنگ ۱۲روزه و بخشی از اقدامات و تدابیر امنیتی یگان ویژه می‌پردازد، نوشتن این کتاب چه چالش‌هایی برای شما داشت؟ به‌ویژه در دسترسی به اطلاعات و روایت‌هایی که ماهیت امنیتی داشتند، با چه محدودیت‌ها یا ملاحظاتی مواجه بودید؟

با توجه به ماهیت امنیتی کتاب، طبیعتاً یکی از ملاحظات اصلی در فرایند نگارش این بود که اثر باید از فیلترهای یگان ویژه و فراجا عبور می‌کرد. به همین دلیل، در برخی بخش‌ها اطلاعاتی وجود داشت که امکان انتشار آنها نبود و ناچار شدیم بخشی از مطالب را حذف کنیم. با این حال، چالش اصلی برای من، روایت نقش یگان ویژه در جنگ ۱۲روزه و پس از آن در جنگ ۴۰روزه بود؛ موضوعی که به نظرم کمتر درباره آن صحبت شده است.

وقتی درباره جنگ صحبت می‌کنیم، معمولاً نام نیروهایی مانند سپاه، ارتش، هوافضا و پدافند بیشتر شنیده می‌شود و بخش قابل توجهی از شهدای جنگ نیز از میان فرماندهان و رزمندگان این نیروها بوده‌اند. اما شاید کمتر درباره نقش فراجا و به‌طور مشخص یگان ویژه در جریان جنگ صحبت شده باشد؛ چراکه مأموریت‌های معمول فراجا بیشتر در حوزه‌هایی مانند تأمین امنیت داخلی، پلیس راهنمایی و رانندگی، پلیس آگاهی و مقابله با جرائم تعریف می‌شود.

بنابراین، یکی از پرسش‌های اصلی که در این کتاب دنبال کردم این بود که اساساً حضور فراجا در یک جنگ چگونه تعریف می‌شود و یگان ویژه در چنین شرایطی چه نقشی بر عهده دارد؟ برای مثال، اینکه در جریان جنگ ۱۲روزه، ۵۶ نفر از نیروهای یگان ویژه به شهادت رسیدند، خود نشان‌دهنده حضور این نیرو در صحنه جنگ است و این مسئله می‌تواند برای مخاطب این پرسش را ایجاد کند که این نیرو در کدام نقاط و در چه مأموریت‌هایی درگیر بوده است.

این موضوع، محور اصلی شکل‌گیری کتاب بود و البته نگارش آن نیز به سفارش خود یگان ویژه انجام شد. تلاش کردیم به این پرسش پاسخ دهیم که اگر یگان ویژه در جریان جنگ شهید داده، به این دلیل بوده که نیروهای آن در صحنه حضور داشته‌اند و در حوزه مأموریت خود، بخشی از وظایف مرتبط با جنگ را بر عهده گرفته‌اند.

در برخی روایت‌ها مطرح شده بود که فردی در محل مستقر می‌شد، پرتابگر را به کار می‌انداخت و پس از پرتاب، پهپاد یا ریزپرنده توسط اپراتوری که از سوی اسرائیل هدایت می‌شد، به سمت هدف مورد نظر می‌رفت. به نظرم این بخش از روایت جنگ، یکی از موضوعاتی بود که نیاز داشت بیشتر دیده و روایت شود

این مسئله در روزهای پایانی جنگ نیز نمود بیشتری پیدا کرد. در جریان حمله به مقر یگان ویژه، ۵۵ نفر از نیروهای این یگان به شهادت رسیدند. در میان این شهدا، تعداد قابل توجهی سرباز بودند؛ حدود ۱۵ نفر از شهدا سرباز بودند و حتی چند نفر از آنها در همان روزهای ابتدایی خدمت خود قرار داشتند و برای تقسیم و آغاز خدمت به یگان مراجعه کرده بودند که متأسفانه در همان حادثه به شهادت رسیدند.

بنابراین، چالش اصلی کتاب برای من این بود که بتوانم این بخش کمتر دیده‌شده از جنگ را روایت کنم؛ اینکه در کنار نیروهایی که در خط مقدم نبرد حضور داشتند، یگان ویژه نیز در داخل کشور و در صحنه حوادث حضور داشت و بخشی از هزینه جنگ را با شهادت نیروهای خود پرداخت کرد.

* با توجه به اینکه خودمان جنگ ۱۲روزه را از نزدیک تجربه کردیم و در آن مقطع، موضوعاتی مانند شناسایی و دستگیری جاسوس‌ها و عوامل مرتبط با دشمن نیز بسیار مطرح بود، در جریان نگارش «تا آخر ایستاده‌ایم» چه روایت یا اتفاقی بیشتر از همه توجه شما را جلب کرد؟

اتفاقات زیادی در کتاب از زبان فرماندهان روایت شده است. البته بخش سوم کتاب که به شهدای یگان ویژه اختصاص دارد، از نظر لحن و شیوه روایت با دو بخش دیگر متفاوت است. در این بخش، اگرچه زندگی‌نامه شهدا و نحوه شهادت آنها روایت می‌شود، اما چون روایت‌ها خطاب به همسر یا مادر شهید نوشته شده، بیشتر حال‌وهوای دلنوشته دارد و وجه احساسی آن پررنگ‌تر است. در این قسمت، صرفاً دنبال روایت خشک و گزارشی زندگی شهدا نبودیم.

اما در بخش مربوط به فرماندهان، روایت‌ها جدی‌تر و تخصصی‌تر است. در روایت سردار مصدق، فرمانده یگان ویژه، طبیعتاً نگاه کلی‌تری به اقدامات این نیرو در جنگ وجود دارد، اما در گفت‌وگو با فرماندهان معاونت‌ها و واحدهای مختلف، وارد جزئیات تخصصی‌تر شده‌ایم.

برای مثال، یکی از روایت‌های قابل توجه مربوط به فرمانده نوپو است. در جریان جنگ ۱۲روزه، نیروهای نوپو به هتل اسپیناس اعزام می‌شوند و در بررسی‌های خود متوجه می‌شوند که از ارتفاع بالای این هتل، پرواز ریزپرنده‌ها و پهپادها انجام می‌شده است. نیروها در آنجا عملیات پاکسازی انجام می‌دهند. این موضوع برای من قابل توجه بود، چون در جریان جنگ مشخص شد بخشی از ریزپرنده‌ها و پهپادهایی که برای انجام حملات و هدف قرار دادن فرماندهان، دانشمندان و حتی مردم استفاده می‌شدند، از نقاطی در داخل شهر تهران و اطراف آن به پرواز درمی‌آمدند.

«عملیات مردم یاری»، بخش دیده نشده ماموریت یگان ویژه و فراجا است

در برخی روایت‌ها مطرح شده بود که فردی در محل مستقر می‌شد، پرتابگر را به کار می‌انداخت و پس از پرتاب، پهپاد یا ریزپرنده توسط اپراتوری که از سوی اسرائیل هدایت می‌شد، به سمت هدف مورد نظر می‌رفت. به نظرم این بخش از روایت جنگ، یکی از موضوعاتی بود که نیاز داشت بیشتر دیده و روایت شود.

موضوع دیگری که در روایت فرماندهان برای من قابل توجه بود، بحث شناسایی و دستگیری جاسوس‌ها بود. در جریان جنگ ۱۲روزه، موارد متعددی از دستگیری افرادی که به‌عنوان جاسوس یا مرتبط با فعالیت‌های اطلاعاتی دشمن شناسایی شده بودند، روایت شده است و یگان ویژه نیز در بخشی از این عملیات‌ها حضور داشته است.

نکته جالبی که فرماندهان مطرح می‌کردند، نقش گزارش‌های مردمی در شناسایی این افراد بود. به گفته آنها، بخش قابل توجهی از مأموریت‌هایی که برای شناسایی و دستگیری افراد مشکوک انجام می‌شد، پس از تماس و گزارش مردم صورت می‌گرفت؛ یعنی نیروها پس از دریافت گزارش، به محل اعزام می‌شدند و در صورت تأیید موضوع، فرد موردنظر را دستگیر می‌کردند.

به نظر من، این دو موضوع از نکات قابل توجه جنگ ۱۲روزه بود؛ نخست اینکه بخشی از تهدیدها و حملات از داخل شهر و با استفاده از امکاناتی که در نقاط مختلف مستقر شده بود، انجام می‌شد و دوم اینکه در شناسایی این تهدیدها، هوشیاری و دقت مردم می‌توانست نقش مهمی داشته باشد.

* با توجه به اینکه بعد از اغتشاشات سال ۱۴۰۱ نگاه بخشی از جامعه نسبت به نیروهای انتظامی تحت‌تأثیر روایت‌های مختلف قرار گرفت و از طرفی آثار مکتوب درباره یگان ویژه و نقش این نیرو در میدان‌های مختلف بسیار محدود است، فکر می‌کنید انتشار کتاب‌هایی مانند «تا آخر ایستاده‌ایم» تا چه اندازه می‌تواند به شناخت دقیق‌تر مردم از این نیرو کمک کند؟

به نظر من پرداختن به این موضوع لازم است، اما در عین حال باید ذائقه و شیوه مصرف فرهنگی مخاطب را هم در نظر گرفت. باید دید اساساً تا چه اندازه می‌توان از طریق کتاب بر نگاه مردم تأثیر گذاشت. ممکن است بتوان این کار را از طریق فیلم سینمایی یا سریال با اثرگذاری بیشتری انجام داد. درباره فراجا نیز در حوزه سینما و سریال آثاری تولید شده است.

بنابراین، من شخصاً در این زمینه تردید دارم که کتاب بتواند به‌تنهایی تأثیر بسیار گسترده‌ای بر تغییر نگاه مخاطب داشته باشد. به نظرم رسانه‌هایی مانند فیلم و سریال می‌توانند در این زمینه موفق‌تر عمل کنند. با این حال، حتی اگر کتاب بتواند به اندازه اندکی در اصلاح یا تعدیل برخی نگاه‌ها مؤثر باشد، باز هم پرداختن به این موضوع ضروری است.

بعد از اتفاقات سال‌های ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و به‌ویژه اتفاقات سال ۱۴۰۱، نگاه بخشی از جامعه نسبت به یگان ویژه تحت‌تأثیر روایت‌های مختلف قرار گرفت. از آنجا که یگان ویژه در خط مقدم مأموریت‌های مربوط به برقراری امنیت و مقابله با ناآرامی‌ها حضور داشت، طبیعی است که بخشی از نگاه‌ها نسبت به این نیرو نیز تحت‌تأثیر همین تصویر شکل گرفته باشد.

در مقابل، تجربه‌هایی مانند مراسم پیاده‌روی اربعین می‌تواند تصویر متفاوتی از فعالیت‌های این نیرو نشان دهد. در مرزهای کشور، یگان ویژه مهم‌ترین نیروی حاضر در تأمین امنیت زائران است و بسیاری از مردم در جریان این سفر، از نزدیک با فعالیت‌های این نیرو مواجه می‌شوند. نیروهای یگان ویژه خودشان از این مأموریت‌ها با عنوان «عملیات مردم‌یاری» یاد می‌کنند و حتی برای اعزام نیرو به برخی از این مأموریت‌ها استقبال زیادی وجود دارد و گاهی برای انتخاب نیروها قرعه‌کشی انجام می‌شود.

در جریان این مأموریت‌ها نیز موارد مختلفی از کمک به مردم و زائران روایت شده است؛ از جمله کمک به افرادی که در مسیر دچار مشکل شده‌اند یا در شرایط نامساعد جوی گرفتار شده‌اند. من در کتاب خاطرات سردار کرمی، فرمانده سابق یگان ویژه که ۱۱ سال فرماندهی این نیرو را بر عهده داشته، نیز به این موضوع پرداخته‌ام. این کتاب هنوز منتشر نشده، اما بخشی از خاطرات مربوط به عملیات‌های مردم‌یاری، به‌ویژه در جریان پیاده‌روی اربعین، در آن آمده است.

به نظر من، برخی از این شهدا واقعاً مظلوم هستند و حتی فرماندهان یگان ویژه از جهاتی مظلوم‌تر از شهدا هستند

«تا آخر ایستاده‌ایم» نیز از این جهت می‌تواند بخشی از این تصویر را برای مخاطب روایت کند؛ چراکه در کتاب، درباره شهدای یگان ویژه و نیروهایی صحبت می‌شود که در جریان مأموریت‌های خود جانشان را از دست داده‌اند. علاوه بر شهدا، نیروهای جانباز و افرادی که در مأموریت‌های مختلف دچار آسیب شده‌اند نیز بخشی از این روایت هستند.

بنابراین، اگر کتاب بتواند به‌درستی معرفی و ترویج شود و مخاطب نیز با این روایت‌ها ارتباط برقرار کند، به نظر من می‌تواند دست‌کم بخشی از نگاه‌های سنگین شکل‌گرفته نسبت به یگان ویژه را تعدیل کند و تصویری از فعالیت‌ها و فداکاری‌های این نیرو در خدمت به مردم ارائه دهد.

* با توجه به حوادث ۱۸ و ۱۹ دی و همچنین جنگ رمضان و شهادت نیروهای یگان ویژه در این مقاطع، آیا برنامه‌ای برای ادامه این مسیر و روایت زندگی و شهادت این نیروها در آثار بعدی دارید؟

اگر یگان ویژه در ادامه درخواست کند، قطعاً از پرداختن بیشتر به شهدای این نیرو استقبال می‌کنم. در کودتای 18 و 19 دی نیز هشت شهید از یگان ویژه داشتیم و در جنگ 40 روزه هم چند نفرشان شهید شدند که روایت زندگی و نحوه شهادت آنها می‌تواند موضوع یک اثر مستقل باشد. به نظرم اگر قرار باشد این مسیر ادامه پیدا کند، بهتر است روایت شهدای کل فراجا نیز مورد توجه قرار بگیرد و پرداختن به شهدا صرفاً محدود به نیروهای نظامی یا دانشمندان نباشد.

البته خود من در پروژه‌های دیگری نیز درباره جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه، البته نه به عنوان نویسنده بلکه در جایگاه دبیر پروژه، حضور داشته‌ام. با این حال، معتقدم برای تولید چنین آثاری باید با دقت و تعامل بیشتری پیش رفت و نگاه‌های تازه‌ای به روایت‌ها اضافه کرد. نباید صرفاً به یک روایت ساده و مستقیم از اتفاقات اکتفا کرد؛ بلکه لازم است شیوه روایت و زاویه نگاه به گونه‌ای باشد که مخاطب نیز با اثر ارتباط برقرار کند.

«عملیات مردم یاری»، بخش دیده نشده ماموریت یگان ویژه و فراجا است

البته تولید چنین کتاب‌هایی هزینه‌بر است و تعداد صفحات و حجم کار نیز بر هزینه نهایی تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل، اگر دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه تأمین هزینه‌های تولید و انتشار این آثار حمایت بیشتری داشته باشند، می‌توان با هزینه مناسب‌تر، آثار بیشتری تولید کرد و طبیعتاً دامنه تأثیرگذاری آنها نیز افزایش پیدا می‌کند.

به نظر من، برخی از این شهدا واقعاً مظلوم هستند و حتی فرماندهان یگان ویژه از جهاتی مظلوم‌تر از شهدا هستند؛ چراکه بسیاری از آنها در پشت صحنه مشغول انجام مأموریت‌های تخصصی و امنیتی هستند و چون در این مسیر به شهادت نرسیده‌اند، ناچارند گمنام بمانند.

حتی در همین کتاب نیز در برخی موارد مجبور به حذف یا تغییر بخشی از اطلاعات شدیم؛ نه به این دلیل که آن اطلاعات قابل روایت نبود، بلکه به دلیل ملاحظات امنیتی. گاهی ممکن است در رسانه، چهره فردی که نباید شناخته شود، برای حفظ هویت او پوشانده شود. ما نیز در بخش‌هایی از کتاب ناچار بودیم اطلاعاتی را حذف کنیم تا اگر کتاب به دست دشمن افتاد، نتواند از خلال آن به جزئیات و شیوه‌های فعالیت امنیتی یگان ویژه پی ببرد.

این افراد و فرماندهان، به دلیل ماهیت مأموریت‌هایشان کمتر دیده می‌شوند و همین موضوع باعث می‌شود نوعی گمنامی در روایت آنها وجود داشته باشد. به نظرم رسانه‌ها هرچه بیشتر به معرفی این بخش از فعالیت‌های یگان ویژه و روایت زندگی و مأموریت‌های نیروهای آن بپردازند، باز هم جای کار وجود دارد.

کد مطلب 6969575

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha