۱۶ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰

از جمالزاده تا قدس‌نخعی؛ ماراتنِ نامزدیِ نوبل برای نویسندگان ایرانی

از جمالزاده تا قدس‌نخعی؛ ماراتنِ نامزدیِ نوبل برای نویسندگان ایرانی

در آستانه اعلام نوبل ۲۰۲۶، احسان رضایی نگاهی به اسناد فاش‌شده آکادمی سوئد تا سال ۱۹۷۵ دارد که نشان می‌دهد چه کسانی و با چه معیارهایی برای این جایزه معتبر جهانی از ایران پیشنهاد شده‌اند.

یادداشت مهمان، احسان رضایی، نویسنده: جمعه قرار است برندۀ نوبل ادبیات ۲۰۲۶ اعلام شود. امسال وجود اسم جناب دولت‌آبادی در میان شانس‌های جایزه، جذابیت ماجرا را برای ما بیشتر کرده. اما بگذارید اول کمی درباره مفهوم نامزدی نوبل حرف بزنیم. اگر کسی بخواهد برنده نوبل ادبی شود، اول باید یکی از اعضای فرهنگستان (آکادمی) سوئد، استاد تمام (پروفسور)های دانشگاه‌ها، برندگان قبلی نوبل ویا انجمن قلم کشورها اسمش را پیشنهاد و فرم‌های مربوط را ارسال کنند. مثلا سال ۱۹۷۵ فرهنگستان سوئد ۲۲۳ پیشنهاد دریافت کرد، ازجمله ۴ نفر بورخس، ۷ نفر گراهام گرین و ۸ نفر ناباکوف را پیشنهاد دادند (+) که البته آکادمی سوئد با هیچکدام حال نکرد و ترجیح داد جای این اسامی (که هرگز هم نوبل نگرفتند) جایزه را به یوجبنو مونتاله ایتالیایی «به پاس اشعار متفاوتش» بدهد. بنیاد نوبل هر سال اسناد ۵۰سال قبل را آزاد می‌کند و فعلاً تا ۱۹۷۵ را خبر داریم که چی به چی بوده و نوبل ادبیات چه نامزدهای ایرانی داشته است:

اولین پیشنهاد ایرانی نوبل ادبی، ابوالقاسم اعتصام‌زاده است. اعتصام‌زاده دو دوره نماینده مجلس بود و به خاطر ترجمه رباعیات خیام به فرانسوی مورد تقدیر فرهنگستان فرانسه. آثار فارسی‌اش اما چندان چیزی نیست: «هزار و یک خنده» و ترجمه «نامه‌های ایرانی» منتسکیو. او را عیسی سپهبدی، استاد زبان فرانسه دانشگاه تهران نامزد نوبل ادبی ۱۹٤٤ کرد.

۲٠سال بعد احمد متین‌دفتری، استاد حقوق دانشگاه تهران و سیاستمدار، حسین قدس‌نخعی را نامزد نوبل ۱۹۶٤ کرد. در ۱۹۶۶ هم آرتور جان آربری، استاد کمبریج و مترجم معروف قرآن به انگلیسی او را پیشنهاد داد. قدس‌نخعی سیاستمدار بود، سفیر بود، وزیر خارجه شد، بخشی از هزینه «تاریخ ایران کمبریج» را تأمین کرد، رباعی هم می‌گفت. نمونه‌اش:

آنان که خردمندتر از ما بودند
رفتند و غنودند در این خاکِ نژند
ای دوست! در این جهان پرمحنت و غم
این بیم و امید زندگی، تا کی و چند؟

زین‌العابدین رهنما رکورددار ایرانی کاندیداتوری نوبل ادبی است. علی‌اصغر حکمت که رییس انجمن قلم بود، رهنما را در ۱۹۶۵ و ۱۹۶۷ معرفی کرد. سال ۱۹۷۳ منوچهر اقبال (رییس وقت انجمن قلم)، در ۱۹۷۴ محمد محمدی (استاد دانشکده معارف دانشگاه تهران) و عباس آریانپور کاشانی (استاد ادبیات انگلیسی) و در ۱۹۷۵ منوچهر اقبال و آریانپور کاشانی، دوباره رهنما را پیشنهاد دادند. رهنما روزنامه‌نگار معروفی بود که نمایندۀ مجلس هم شد. در دوره رضاشاه به لبنان تبعید شد و آنجا رمان تاریخی «پیامبر» (درباره رسول اسلام) را نوشت.

بین کاندیداهای نوبل ۱۹۶۷ اسم بسیج خلخالی هم هست که از طرف صادق رضازاده شفق، استاد فلسفه دانشگاه تهران نامزد شده. بسیج خلخالی که ترانه معروفِ «نامه‌رسان نامه من دیر شد» از اوست، منظومه‌ای هم دارد با نام «حماسه هیزم‌شکن» دربارۀ آبراهام لینکلن (با این شروع: صبح شد هیزم‌شکن، هیزم‌شکن بیدار شو/ بردگان چشم انتظارستند، گرم کار شو...)

اما جدی‌ترین کاندیدای ایرانی نوبل ادبیات، محمدعلی جمالزاده داستان‌نویس است. اول در ۱۹۶۵ ریچارد نلسون فرای، ایرانشناس معروف (همان که عید۹۳ درگذشت و وصیت دفنش کنار زاینده‌رود داستان شد) از هاروارد جمالزاده را پیشنهاد داد. آن سال شولوخف برندۀ نوبل شد. دو سال بعد، احسان یارشاطر (به عنوان استاد دانشگاه کلمبیا) جمالزاده را نامزد نوبل ۱۹۶۷ کرد که میگل آنخل آستوریاس برنده شد. در ۱۹۶۹ هم ایرانشناس دانمارکی، یِس پیتر آسموسن (مصحح مثنوی «جمشید و خورشید» سلمان ساوجی) جمالزاده را کاندید کرد و ساموئل بکت نوبل گرفت. جمالزاده مدعی است در ۱۹۶۷ بهترین بخت را داشته. البته فهرست کاندیداهای آن سال (بکت، بورخس، تالکین، گراهام گرین، اوژن یونسکو، پابلو نرودا، ژرژ سیمنون، ...) نشان می‌دهد جمالزاده کار سختی داشته، ولی خود جمالزاده معتقد است رقابت را نه به این نویسندگان، که به دلیل دیگری واگذار کرده: حمایت دربار پهلوی از بسیج خلخالی و «هیزم‌شکن». («اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران» جلد ۴، صفحات ۴۲۵ تا ۴۲۸ +)

بین ادبای ایرانی دو کاندید دیگر هم داریم، ولی برای نوبل صلح. محمد حجازی رمان‌نویس، از طرف وزیر خارجه وقت نامزد نوبل صلح ۱۹۶۵ شد و حسین کاظم‌زاده ایرانشهر توسط حسن تقی‌زاده، سیاستمدار معروف نامزد نوبل صلح ۱۹۵۵. جلو اسم ایرانشهر نوشته «او از ۱۹٠٤ عمرش را صرف پیوند زدن بین شرق و غرب کرده» (ایرانشهر ساکن سوئیس بود و آنجا نشریه فارسی چاپ می‌کرد) ولی محمد حجازی معلوم نیست که چرا؟

آن طرف قضیه و میان داورها هم ایرانی داریم: خانم ژیلا مساعد، شاعر معاصر. مساعد که قبلا دفتر شعر سپیدی (با نام «غ‍زالان‌ چ‍الاک‌ خ‍اطره‌») در ایران چاپ کرده بود، در ۱۹۸۶ به سوئد مهاجرت کرد و بعدها ۷ دفتر شعر به زبان سوئدی منتشر ساخت. حالا او عضو فرهنگستان سوئد است و از کسانی که در انتخاب برندۀ نوبل ادبیات نقش دارد.

کد مطلب 6970464

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha