یادداشت مهمان_رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی؛ تاریخ اسلام تنها تاریخ وقوع حوادث نیست؛ تاریخ انتخابهایی است که میتوانند مسیر یک امت را تغییر دهند. در چنین بزنگاههایی، حضرت فاطمه زهرا(س) نهفقط چهرهای بزرگ در رنج و مظلومیت، بلکه الگویی برجسته از بصیرت تاریخی، شجاعت در بیان حق، مقاومت در برابر انحراف و دفاع آگاهانه از ولایت است.
آینده امت اسلامی علاوه بر ایمان و عبادت ، به شناخت درست مسیر هدایت، پاسداری از ولایت و ایستادگی آگاهانه بر حق در بزنگاههای تاریخی نیز وابسته است.
از این منظر، حضرت فاطمه زهرا(س)، الگویی از شجاعت در دفاع از ولایت، مقاومت در برابر انحراف و مسئولیتپذیری در قبال آینده امت و آینه تمام نمای صبر و مقاومت و پایداری است.
اهمیت تاریخی سیره فاطمی، بهویژه در خطبه فدکیه و احتجاجهای پس از رحلت پیامبر(ص)، در این است که مطالبه حق را با استناد به قرآن، روشنگری و حساسیت نسبت به مسیر آینده جامعه پیوند میدهد. قرآن فرمان میدهد: «کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ»؛ «همواره برای عدالت قیام کنید» (نساء، ۱۳۵).
از این منظر، مقاومت فاطمی در تفسیر شیعی، تنها دفاع از یک حق فردی نیست؛ بلکه با پرسش از نسبت حق و قدرت، جایگاه ولایت و استمرار هدایت امت ارتباط مییابد.
پیوند ولایت و آیندهسازی در همین نقطه آشکار میشود: اگر ولایت با استمرار هدایت و پاسداری از حق ارتباط دارد، دفاع از آن و حفظ معیاری برای تشخیص مسیر جامعه و تربیت نسلهای آینده است.
آیه «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّییُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد، ۱۱) نیز بر نقش تحول درونی انسانها در تغییر وضعیت جامعه تأکید میکند.
از منظر آیندهپژوهی، اهمیت این سیره در آن است که آینده فقط با رخدادهای ناگهانی ساخته نمیشود؛ گاه با تصمیمهایی شکل میگیرد که در زمان وقوع، آثار بلندمدتشان بهدرستی دیده نمیشود. کنش حضرت زهرا(س) را میتوان تلاشی برای آشکار کردن پیامدهای انتخابهای سیاسی و دینی، جلوگیری از فراموشی معیارهای حق و باقی گذاشتن معیاری برای داوری نسلهای بعد دانست. این نگاه، گذشته را به آینده پیوند میدهد: شناخت انحراف، هشدار بهموقع، دفاع از اصول و انتقال آگاهانه تجربه به نسلهای بعد و. . .
۱. فاطمه زهرا(س)، الگوی شجاعت در لحظههای سرنوشتساز تاریخ
حضرت فاطمه زهرا(س) را نباید تنها در قاب مظلومیت و مصیبت شناخت؛ ایشان در تحولات پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، الگویی از بصیرت، شجاعت و مسئولیتپذیری در دفاع از حق و ولایت ارائه کردند.
مظلومیت فاطمی بخشی از حقیقت تاریخ است، اما محدودکردن شخصیت ایشان به رنجها، بُعد فعال و آیندهساز سیره آن حضرت را کمرنگ میکند.
قرآن کریم در آیه تطهیر (احزاب، ۳۳) از جایگاه اهلبیت(ع) سخن میگوید و در آیه مباهله (آلعمران، ۶۱)، حضرت فاطمه(س) در تفسیر اسلامی مصداق برجسته «نساءنا» شناخته میشوند.
پیامبر اکرم(ص) نیز فرمودند: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»؛ «فاطمه پاره تن من است؛ هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است» (صحیح بخاری، ۳۷۱۴؛ صحیح مسلم).
این شواهد، جایگاه ممتاز آن حضرت را در منظومه نبوت و اهلبیت روشن میسازد و دفاع ایشان از بنای رفیع ولایت ، متقن ترین و موثرترین بیان در تبیین عالمانه و آینده ساز است.
چنان که از فاطمة الزهراء (س) نقل شده است: «فَجَعَلَ اللّه . . . إطاعَتَنا نِظاما لِلمِلَّةِ و إمامَتَنا أمانا لِلفُرقَةِ »؛ « خدا اطاعت از ما را رشته سامان ملّت ، و امامت ما را مایه ایمنی از تفرقه قرار داده است» (الإحتجاج ، ج 1 ، ص 134 ).
پس از رحلت پیامبر(ص)، حضرت زهرا(س) با مطالبه حق و ایراد خطبه فدکیه، به تحولات جامعه واکنش نشان دادند و با استناد به قرآن، درباره حق، مسئولیت دینی و مسیر امت احتجاج کردند. در خوانش شیعی، این مواضع با دفاع از جایگاه اهلبیت(ع) و ولایت امام علی(ع) پیوندی بنیادین دارد.
شجاعت فاطمی را باید در سه ویژگی دید: شناخت حق، بیان شجاعانه آن و پذیرفتن مسئولیت دفاع از آن. « فدک به عنوان یک ثروت برای زهرا ارزشی ندارد ولی فدک به عنوان یک حق ربوده شده ، و اینکه حق را باید احیاء کرد ، برای همان زهرا آنقدر ارزش دارد که می آید در مسجد مدینه " علی حشد من نساءها " با یک عده از زنان بنی هاشم و زنان علاقه مند به ایشان ، در حضور خلیفه وقت ، و خطبه ای به آن غرایی را در آنجا انشاء می کند و طرف را می کوبد و از حق خودشان دفاع می کند . چرا نترسید ؟ آیا این برخلاف تربیت اسلامی بود ؟ برای زن مثلا سبک بود این کار ؟ برای زن زشت بود این کار که بیاید در مسجد مدینه در حضور چند هزار نفر جمعیت دم از مال دنیا بزند و از حقش دفاع کند ؟ نه ، هیچ زشت نبود ، دفاع از حق بود . همان زهرای بی اعتنا به دنیا و ما فیها به عنوان یک پول و یک امر مادی و ثروت شخصی و مایه لذت فردی ، و همان زهرای مطمئن که تا چند روز دیگر از دنیا می رود - که انسان وقتی بداند که به زودی از دنیا می رود ، دیگر مطامعش به مادیات دنیا به کلی از بین می رود - به عنوان اینکه پاسدار حق است و نباید گذاشت حق قربانی بشود و سنت پایمال کردن حقوق جان بگیرد ، می آید در کمال شجاعت از حق خودش دفاع می کند ، شخصا می رود به خانه خلیفه وقت و فرمان را از او می گیرد . بعد آن فرمان را به عنف از ایشان می گیرند ، و سپس به شکل دیگری با امیرالمؤمنین در مسجد مدینه [ حاضر می شود ] و اوضاع عجیبی [ پیش می آید ] که آخر کار که دیگر مجبور شد با آنها در بیفتد رسما در افتاد » (تعلیم و تربیت در اسلام , مرتضی مطهری , 187)
پیوند شجاعت فاطمی با آیندهسازی در حفظ حقیقت و حافظه تاریخی آشکار میشود. موضعگیری مسئولانه، پرسشگری و ثبت اعتراض میتواند زمینه داوری نسلهای بعد را فراهم کند و مانع فراموششدن معیارهای حق و عدالت شود.
این به معنای پیشبینی جزئی همه رخدادهای آینده نیست؛ بلکه نشان میدهد کنشهای امروز میتوانند بر فهم و انتخابهای فردا اثر بگذارند. حضرت فاطمه زهرا(س) در حافظه دینی شیعه، الگوی ایستادگی آگاهانه در دفاع از حق و ولایت است؛ الگویی که میآموزد آیندهای حقمدار با سکوت در برابر بیعدالتی ساخته نمیشود، بلکه به بصیرت، شجاعت و مسئولیتپذیری نیاز دارد.



نظر شما