یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: کسی را تصور کنید که برای خرید خانه چند میلیارد تومان کم دارد. بعد از هر خرید یا پرداخت قبض، امیدوار است پنج میلیون تومان ببرد. و هنوز نبرده، میگوید «این خودش یک قدم است.» حرف بیربطی هم نمیزند. پنج میلیون تومان میتواند بخشی از پول خانه باشد. اما این پول قرار است کدام فاصله را پر کند؟ اگر هم برنده شود، چه چیزی در توانش برای خرید خانه تغییر کرده است؟ هیچ.
مسئله پول قرعهکشی نیست. مسئله داستانی است که مرد با آن پول وهمی برای خودش میسازد. «یک قدم» وقتی معنا دارد که راهی برای قدمهای دیگرت بشناسی. وگرنه نام گذاشتن روی یک اتفاق کوچک، آن را پارهای از یک تحول بزرگ نمیکند. ما گاهی از شدت میل به گشایش یا ترس از خطر، اندازهی اتفاقها را فراموش میکنیم. چون نیاز داریم چیزی تغییر کند، هر تغییری را به اندازهی آرزویمان بزرگ میکنیم.
این روزها توجه بعضی هموطنانمان به انتخابات اسرائیل و احتمال شکست نتانیاهو جلب شده است. معلوم است که نتیجه انتخابات اهمیت دارد. اما اهمیت داشتن یک اتفاق به معنای آن نیست که هر انتظاری از آن داشته باشیم. چنان به کاهش شانس نتانیاهو دل بستهاند، انگار شکست انتخاباتی او میتواند ایران را از خطر جنگ برهاند. باید دید این تغییر، حتی اگر رخ بدهد، واقعاً چه ظرفیتی دارد.
اول: شکست لیکود الزاماً پایان نتانیاهو نیست. ممکن است اصلاً شکست انتخاباتی لیکود به تشکیل دولت جایگزین و تغییر نخستوزیر منجر نشود. اینها احتمالهای سیاسی عادی هستند، نه اتفاقهای عجیب و دور از ذهن.
دوم: جایگزین احتمالی او، آیزنکوت، قطعاً با نتانیاهو تفاوت دارد، اما همه تفاوتها برای ما اهمیت یکسانی ندارند. دو سیاستمدار تروریست ایرانستیز میتوانند بر سر روشها و اولویتها اختلاف داشته باشند و هر دو ایران را دشمن وجودی بدانند. برای ما سؤال این نیست که کدام با دیگری فرق دارد؛ سؤال این است که فرق تهدید علیه ایران را به شکلی معنادار کم میکند یا نه.
سوم: جنگ از نهم اسفند از نقطهای گذشته که با عوض شدن نام نخستوزیر اسرائیل یا هر اتفاق دیگری بتوان به پیش از آن برگشت. وقتی حاکمیتی تقابل با ایران را جنگی وجودی معرفی میکند، نمیتوان سرنوشت این تقابل را به شکست انتخاباتی یک نفر وابسته دید. ممکن است نخستوزیر بعدی در زمان و شیوه اقدامهای ضد ایرانیش تفاوت ایجاد کند. این تغییر را باید دید، اما نباید بیشتر از ظرفیت واقعیش به آن امید بست.
نگرانی ما مثل آسیبهایی که دیدهایم، مثل کشتار کودکانمان در مدرسه، واقعی است. درست به همین دلیل نیاز داریم اندازه هر اتفاق را درست ببینیم. آدمی که چند میلیارد کم دارد، میتواند از بردن پنج میلیون خوشحال شود. اما اگر واقعاً با آن خوشحالی خیال کند به تامین نیازش نزدیک شده، نه پول بیشتری به دست آورده، نه حل مساله نزدیکتر شده؛ فقط فاصله را از چشم خودش پنهان کرده است.
انتخابات اسرائیل یک مثال است؛ تحریم و مذاکره هم مثالهایی دیگر. آنچه میتواند به ما کمک کند که مسائلمان را حل کنیم، واقعنگری، دیدن دقیق اندازههای مساله و دیگر عوامل، و اتکا به خویشتن است.


نظر شما