خبرگزاری مهر- گروه هنر- آزاده فضلی؛ هنرهای تجسمی یکی از عرصههای هنری در کشورمان است که نسبت به دیگر هنرها امکان بروز و واکنش سریع به اتفاقها را دارد اما عموماً نسبت به دیگر هنرها همچون سینما و موسیقی، مهجور واقع میشود. در سلسله گزارشهای «هنرهای تجسمی در هفتهای که گذشت» درصدد هستیم بخشی از روند اتفاقاتی را که در هفته گذشته افتادهاست، بیان کنیم.
جمعهها روز تعطیل محسوب میشود اما در این روز، نمایشگاههای هنرهای تجسمی آغاز به کار میکنند و هنرمندان تجسمی اعم از نقاشان، مجسمهسازان، عکاسان، تصویرسازان، گرافیستها، خوشنویسان و … تلاشها و فعالیتهای اخیر خود را در قالب یک نمایشگاه هنری به منصه ظهور میگذارند.
«آدینه» روز نانوشته آغازین بر نمایشگاههای هنری است و البته که به دلیل تعطیل بودن اکثر مشاغل، فرصتی مغتنم برای تماشای این آثار هنری توسط اقشار مختلف مردم فراهم میشود.
غائلهای که شبه آرتفر و اکسپوی تهران به پا کرد
در هفتهای که گذشت، رویدادی که دستاندرکارانش، آن را «پنجمین آرت فر و اکسپوی تهران» نامیده بودند، مورد انتقاد اهالی هنر قرار گرفت.
بر این اساس، رویدادی با عنوان پرطمطراقِ «پنجمین آرتفر تهران» که توسط گروه «نگارا» برگزار شد، بیش از هر چیز، با اعداد و ارقام وسعت سالن و شمار سرسامآور آثار، مخاطب را مبهوت کرد. این نمایشگاه بیش از آنکه تجلیگاه یک جریان زنده و پویا در هنرهای تجسمی باشد، بازتابنده یک «بازار بزرگ» است؛ بازاری که در آن متر مربع فضا، جایگزین عیار هنری اثر شده است. مسئله اصلی در مواجهه با چنین رویدادهایی، مخالفت با عرضه آثار یا تنگ کردن عرصه بر هنرمندان نیست. هر کسی حق دارد در چرخه اقتصاد هنر فعال باشد و برای آثارش مشتری پیدا کند اما چالش بنیادین از آنجا آغاز میشود که مرز میان «بازاریابی تجاری» و «ارزیابی حرفهای» عمداً مخدوش میشود و تبلیغات فریبنده، نقش کارشناس هنر را بازی میکنند.
وقتی به آثار ارائهشده در این نمایشگاه نگاه میکنیم، آنچه بیش از همه به چشم میآید، انباشتی از کلیشههای آشنا و مصرفشده است؛ نقاشی روی تیبگهای خشکشده، پرترههای سیاهقلم بیجان، کلاژهای آشفته و آثار دکوراتیو و تزیینی که پیشتر نمونههای مشابهشان را هزار بار در پستها و استوریهای اینستاگرام دیدهایم. این آثار بیش از آنکه حاصل تأمل و مواجهه جدی با مدیوم هنرهای تجسمی باشند، بر اساس منطق تولید محتوا در شبکههای اجتماعی شکل گرفتهاند؛ تکرار فرمولهای امنی که تضمینکننده چشمنوازی سطحی و جلب لایک هستند، نه خلق اندیشه.
مشکل بزرگتر، استفاده از ادبیاتی اغراقآمیز و تبلیغاتچیمآبانه است. اطلاق عناوین مبهم و دهانپُرکنی چون «بینالمللی»، «آرتفر»، «بزرگترین» یا اعطای بیمحابای لقب «استاد» به حاضران، تلاشی است برای ساختن اعتباری کاذب برای برپایی رویدادی که سازوکار انتخاب آثار و هیئت نظارت آن در هالهای از ابهام قرار دارد. اینگونه از کسب و کار فرهنگی، هنر را به کالایی بستهبندیشده تبدیل میکند که در آن بنجلبودن ماهوی اثر، در زیر حجم انبوهی از هیاهوی رسانهای و متر طویل سالنهای نمایشگاه گم میشود.
در همین راستا، حسین محسنی دبیر انجمن صنفی نگارخانهداران در گفتگو با خبرنگار مهر، با انتقاد از اطلاق عنوان «آرتفر» به رویدادهای تجاریِ فاقد ساختار حرفهای، هشدار داد که تقلیل هنر به مصرف سریع و سطحی، سلیقه عمومی را تخریب میکند.
وی همچنین گفت که عنوان «آرتفر تهران» در چارچوب مجوز وزارت فرهنگ برای پروژه ما (انجمن صنفی نگارخانهداران) تعریف شده و در مجوز گروه «نگارا» قرار ندارد. این موضوع و نگرانی درباره پیامدهای استفاده از این عنوان را در مکاتبات با وزارت فرهنگ بارها مطرح کردهایم و پیگیری خواهیم کرد. وقتی نام یک رویداد در فضای حرفهای و بینالمللی معرفی میشود، استفاده مبهم از همان عنوان میتواند میان پروژهها خلط ایجاد کند و به اعتبار نام تهران آسیب بزند. پیگیری ما برای روشنشدن این مسئله است، نه برای جلوگیری از برگزاری برنامههای دیگر.
بر این اساس، در پی برگزاری این رویداد، دادستانی تهران با ورود به موضوع ضمن تشکیل پرونده قضایی، متهمان را به دادسرا احضار کرد. مرکز رسانه قوه قضاییه اعلام کرد که در پی برگزاری این نمایشگاه در مجتمع تجاری ایران مال که با رعایت نکردن موازین قانونی و شرعی همراه بود، دادستانی تهران ضمن ورود به موضوع مورد اشاره اقدامات قانونی لازم را در دستور کار قرار داد.
با ورود دادستانی تهران، علاوه بر اعلام جرم علیه عوامل و دستاندرکاران، سایت بلیت فروشی و حساب کاربری برگزار کننده رویداد در فضای مجازی مسدود شد و متهمان برای اخذ توضیحات به دادسرا احضار شدهاند.
بازگشت حراج باران؛ میان چالشهای اداری و امید به اقتصاد فرهنگ
پس از یک وقفه ۷ ساله، پنجمین حراج باران با هدف تقویت بازار هنرهای تجسمی و ترویج هنرهای اصیل ایرانی-اسلامی دوباره آغاز به کار کرد. این وقفه که از سال ۱۳۹۸ تاکنون ادامه داشت، از سوی مدیر و بنیانگذار این حراجی، ناشی از دشواریها در دریافت مجوزهای لازم از سوی مسئولان مربوطه عنوان شده است؛ موضوعی که وی آن را آسیبزننده به فعالیتهای بخش خصوصی و ظرفیتهای اقتصادی غیرنفتی کشور میداند.
این حراج که از سال ۱۳۹۵ با تمرکز بر خوشنویسی آغاز شد، رشد چشمگیری در میزان فروش داشته و از ۲ میلیارد تومان در دوره اول به بیش از ۲۶ میلیارد تومان در دوره چهارم رسیده بود. بنیانگذار این مجموعه، محبوبه کاظمی دولابی بر این باور است که حراج باران فراتر از یک رویداد تجاری، تلاشی برای ایجاد یک بازار حرفهای و جریانسازی در زنجیره اقتصاد فرهنگ است تا هنرهای تمدنی ایران بتوانند جایگاه اقتصادی و معرفی جهانی درستی داشته باشند.
وی در گفتگویی در پاسخ به چالشهای مطرح شده پیرامون اصالت و مالکیت آثار، تأکید کرده است که تمامی آثار عرضهشده در چارچوب قوانین کشور و با تکیه بر کارشناسیهای رسمی (از جمله کارشناسان دادگستری و اساتید برجسته) انتخاب میشوند. همچنین گفت که مالکیت آثار متعلق به بخش خصوصی است و فرآیندهای مربوط به جابهجایی یا خروج آثار، کاملاً تابع ضوابط و صلاحیت مراجع قانونی مربوطه خواهد بود.
پنجمین دوره حراج باران با ارائه ۸۰ اثر و با یاد زندهیاد محمود فرشچیان، از ۵ تا ۸ آبان در مرکز همایشهای بینالمللی رایزن در حال برگزاری است. بازدید از نمایشگاه آثار در روزهای ۶ و ۷ آبان برای عموم آزاد بود.
این حراج عصر امروز جمعه ۸ آبان با چکشزنی آثار به پایان میرسد.
درگذشت محسن راستانی عکاسی که «خانواده ایرانی» را قاب کرد
در هفته گذشته، محسن راستانی هنرمند عکاس نامآشنا و پیشکسوت عکاسی مستند ایران، پس از تحمل یک دوره بیماری دارفانی را وداع گفت.
راستانی، پیش از این، مدتی به دلیل بیماری پیشرفته روده، در بیمارستانی در شهر فورت آلمان در نزدیکی نورنبرگ بستری شده بود اما مراحل درمانی وی خوب پیش نمیرفت. گرچه الین همسر آلمانیاش، مراقب او بود اما این هنرمند خواستار حضور فرزند و نوهاش رایحه و دانیال، بود که به دلیل شرایط خاص کشور و کاهش نیروهای پاسخگو در سفارتخانههای خارجی، امکان دریافت ویزا به آسانی میسر نبود. در نهایت رایحه راستانی فرزند این هنرمند از شخص وزیر امور خارجه درخواست کمک کرد که بتواند هر چه سریعتر برای دیدار و مراقبت از پدرش راهی آلمان شود که میسر نشد.
در مرداد ۱۴۰۵، محسن راستانی به ایران آمد و به گفته رایحه راستانی دختر زندهیاد راستانی، قصد نداشت درمان را در بیمارستان ادامه بدهد و دوست داشت که مراحل پایانی عمرش نزد خانوادهاش گذرانده شود، به همین دلیل در منزل شخصیاش و گاهی نزد دخترش مانده است.
همچنین، در همین هفته مراسم وداع با پیکر محسن راستانی عکاس نامآشنای مستند و دفاع مقدس، از مقابل خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
سیفالله صمدیان در مراسم تشییع راستانی، با اشاره به آرزوی او برای تداوم پروژه «خانواده ایرانی» پیش از درگذشتش، پیشنهاد داد که برای زنده نگه داشتن نام و نگاه این هنرمند، جایزهای مستمر با محوریت «خانواده ایرانی» به نام او پایهگذاری شود.
هنرستانهای هنرهای زیبا ساختارمند میشوند
در هفتهای که گذشت، محمدحسین اسماعیلی مدیرکل دفتر توسعه آموزشهای فرهنگی و هنری از ابلاغ ساختار سازمانی هنرستانهای هنرهای زیبا از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور خبر داد.
پس از سالها پیگیری از سوی معاونت هنری و این دفتر و با حمایت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و همکاری معاونت توسعه مدیریت و منابع و دفتر نوآوری و هوشمندسازی وزارت متبوع، یکی از چالشهای اساسی در روند توسعه آموزش هنر در هنرستان های هنرهای زیبا برطرف شد و تشکیلات و ساختار سازمانی این هنرستان ها مورد تصویب سازمان اداری و استخدامی کشور قرار گرفت.
در فاز اول، این اقدام مهم و اساسی، کلیه هنرستان های هنرهای زیبا در مراکز استان ها دارای چارت سازمانی شدند که بر این مبنا تمامی ۵۶ هنرستان موجود در مراکز استان ها در چارت سازمانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مربوطه قرار گرفتند. در حال حاضر در تشکیلات سازمانی هر هنرستان پست های رئیس، معاون، مربی و هنرآموز تعریف شده که این پست ها از محل پستهای بلاتصدی وزارت متبوع تامین شده است.
افتتاح نمایشگاههای هنری در آدینه
نمایشگاه «پایان یک روز فرخنده» که شامل آثار زندهیاد واحد خاکدان است، عصر جمعه ۸ آبان در گالری ایرانشهر آغاز میشود. قبل از این افتتاحیه نیز همزمان با نخستین سالگرد درگذشت واحد خاکدان، ۲ «آرتیستبوک» این هنرمند با عنوان «آشفتگیهای منظوم» و «پایان یک روز فرخنده» رونمایی خواهد شد.
نمایشگاه «در وضع موجود» در گالری سو، نمایشگاه «حائل» در گالری شریف، نمایشگاه «ممنتوم» در گالری عصر، نمایشگاه «زیر نیم کاسه» در گالری دلگشا و نمایشگاه «از خط تا خیال» در گالری نگاه، از جمله نمایشگاههایی هستند که عصر جمعه ۸ آبان افتتاح میشوند.



نظر شما