بنابراین اتحاد ملی از طریق حداکثر سازی ضریب همبستگی ایجاد میشود و برای ظهور همبستگی لازم است که بین نیروهای اجتماعی، زمینههای همکاری و پیوند ارگانیک حاصل شود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در قانون اساسی نیز در چند اصل، تنوع و تکثر قومی و حقوق قومی برای اقوام ایرانی در راستای اتحاد ملی به رسمیت شناخته شد.
حضور نمایندگان فرهنگی و سیاسی قومیتها در تدوین قانون اساسی و حمایت گروههای مختلف، نقش مهمی در این رابطه ایفا کرد.
اصول 15، 19 و 48 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به حقوق اقلیتها در ایران و در راستای اتحاد و انسجام ملی است. دولتمردان و مقامات سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیز همواره در سیاستهای اعلانی خود بر لزوم تأمین حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی در کشور تأکید داشتهاند.
در این راستاست که کارکرد رسانهها در اتحاد ملی و انسجام اسلامی از اهمیت برخوردار میشود. بنابراین برای نیل به اهداف اتحاد ملی، رسانهها باید کارکردهای خاصی داشته باشند.
یکی از اهداف مهم در بحث اتحاد ملی «وفاق ارزشی» است. یعنی اینکه همه آحاد جامعه دیدگاه و رویه خاصی را در این رابطه با ارزشهای جامعه داشته باشند.
سؤالی که مطرح میشود آن است که چگونه آحاد یک جامعه میتوانند دیدگاه و رویه خاصی را در رابطه با ارزشهای حاکم بر جامعه داشته باشند؟ در حالی که چهره رسانهای برخی رویدادها و منازعات داخلی با واقعیت وجودی آنها فاصلهای طولانی دارد.
بسیاری از رویدادهای رسانهای شده با آنچه در عالم واقع قابل لمس است، متفاوتند. تردیدی نیست که نظارت بر رسانهها، نقد عملکردها، تنشها و برخوردهایی را به طور طبیعی به همراه دارد. اما بحث بر سر این است که همه چیز در اندازههای واقعی خود عرضه شود. در این راستا بزرگنمایی، اغراق و بحران سازی قطعاً به انشقاق و اختلاف ملی تبدیل خواهد شد.
از این منظر رسانهها از بُعد روانشناسی اجتماعی هم میتوانند در اتحاد ملی تأثیرگذار باشند. بدین طریق که با بالا بردن رشد فرهنگی مناطقی که دارای اقلیتهای زبانی و مذهبی هستند به ایجاد احساس امنیت و شخصیت و حضور در تصمیمگیریها در کنار منافع مادی لازم در این فرآیند مبادرت ورزند.
مسلماً مردمی که مسئول سرنوشت خود باشند و به لحاظ شأن و جایگاه از منزلت مناسبی برخوردار باشد به طوری که نظراتشان در زندگی اجتماعیشان اعمال شود، در برابر هرگونه حرکت تفرقه اندازانه مقاومت خواهند کرد: زیرا تحت این شرایط آنها خود را مؤثر و برخوردار از نقش تعیین کننده در عرصههای مختلف تصمیمگیری احساس خواهند کرد.
در این حالت به تعبیر «لرنر» در جامعه پدیدهای به نام «همدلی» شکل خواهد گرفت که از عوامل اصلی و کلیدی همبستگی و اتحاد ملی محسوب میشوند.
از این منظر رسانهها به مثابه پل ارتباطی میان ملت از یکسو و دولت و تصمیمگیرندگان از سوی دیگر عمل کرده و میتوانند از طریق انعکاس واقعیات جامعه در کاهش تنشها و آسیبهای اجتماعی – سیاسی و در نهایت تقویت پایههای اتحاد ملی مؤثر واقع شوند.
یکی دیگر از کارکردهای رسانه، نقش وفاقآفرین آن در چارچوب سند چشمانداز بیستساله است. به طوری که بسیاری از تحلیلگران معتقدند نقش رسانهها در اتحاد ملی در چارچوب سند چشمانداز بیستساله از اهمیت بالایی برخوردار است.
رسانهها باید با برنامهریزی استراتژیک، در راستای واقعیت اجتماعی حرکت باشند و آگاهانه کلیه حرکات برنامهریزی شده ملی را در جهت دستیابی به آرمانهای والای مورد نظر بازبینی و تبیین نمایند و آنها را با نظرات و تجارب علمی موفق و به اثبات رسیده همسو گردانند.
چنین رسانههایی که خود میباید از اعتبار و مشروعیت بالایی برخوردار باشند، بهترین ابزار برای شکلدهی واقعیت اجتماعی شهروندان در جهت اهداف توسعه و آرمانهای بلند معماران، عزت و سربلندی کشور بوده و میتوانند راههای رسیدن به اتحاد ملی را تشریع نمایند.
تدوین استراتژی ملی رسانهای در راستای تحقق اصول اتحاد ملی، یکی دیگر از راههای تحقق اتحاد ملی به ویژه در مناطقی است که به لحاظ شکافهای اجتماعی خود را دگر نظام سیاسی تعریف میکنند.
مسئولین برای تقویت اتحاد ملی و حفظ سرمایه اجتماعی مخاطبان باید به تدوین استراتژی ملی رسانهای مبادرت ورزند و برای بالا رفتن توانایی رسانههای داخلی جهت جذب مخاطب در صحنه رقابت رسانهای اقدام جدی به عمل آورند.
ایجاد تناسب معقول و منطقی میان نیازهای بخشهای مختلف جامعه با سیستم اطلاعرسانی راهکار مناسبی برای تقویت رسانه ملی جهت رسیدن به اتحاد ملی خواهد بود.
۱۱:۵۳ - ۱۴۰۳/۰۸/۲۵


نظر شما