۹ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰

پرونده «جنگ رمضان»/۶؛

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

بازتاب روزانه جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت جنگ تحمیلی علیه ایران را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

خبرگزاری مهر-گروه بین الملل: با گذشت بیش از ۳۰ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است.

رسانه‌های جهانی هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

رسانه های غربی

روزنامه گاردین انگلیس در گزارشی با عنوان «ترامپ در اندیشه‌ی حماقتِ محضِ اعزام نیروی زمینی به ایران. چگونه به این نقطه رسیدیم؟» نوشت: نگرانیِ مشروع و به‌حقی در حال افزایش است که دونالد ترامپ که در تنگنا قرار گرفته برای فرار از تحقیر شخصی و سیاسی در جنگی که خودش شروع کرد،در مدیریتش ناموفق بود و نمی‌تواند به آن پایان دهد، نیروهای زمینی آمریکا را به خاک ایران اعزام کند.

با این حال، چنین تشدیدِ خودخواهانه‌ای، حتی اگر ظاهراً در زمان و دامنه محدود باشد، می‌تواند برای خودش و مردم آمریکا فاجعه‌بار از آب درآید. کافی است نگاهی به مداخلات نظامی پیشین آمریکا بیندازیم. خلاصه اینکه، او گرفتار بن‌بستی به سبک امروزی شده است. هر تشبیهی که برای «حماقت» به کار ببرید، در اینجا صدق می‌کند. ترامپ مانده و حیران با سلاح خودش نقش بر زمین شده، میان خار و خنجر گرفتار است و راه به جایی نمی‌برد. آن «جایی» که از آن حرف می‌زنیم، البته تنگه هرمز است.

ترامپ که محکم در جهانِ موازیِ عجیب خود جا خوش کرده، اصرار دارد که جنگ تقریباً تمام شده، ایران خواهان صلح است و مذاکرات پیشرفت خوبی داشته است، اما در دنیای واقعی، ایران همچنان در همه جبهه‌ها می‌جنگد، اسرائیل هنوز بمباران می‌کند، تنگه هرمز عملاً بسته است و یمن که با ایران هم‌پیمان است، به جنگ پیوسته‌ است؛ هم به اسرائیل حمله می‌کند و هم مسیرهای تجاری دریای سرخ را تهدید می‌کند.

آمریکا و ایران هرکدام خواسته‌های حداکثری خود را مطرح کرده‌اند، اما هیچ نشانه‌ای از مذاکره‌ واقعی دیده نمی‌شود. این دو طرف حتی از زمانی که ترامپ، با تحریک بنیامین نتانیاهو، دیپلماسی را رها کرد، هم از هم دورتر شده‌اند. به زودی، ترامپ ناچار می‌شود با شکاف عظیم میان خواسته‌هایش و آنچه در عمل به دست می‌آید، روبرو شود. در آن لحظه، او می‌تواند به سمت انباشت نیروهای نظامی در خلیج فارس برود و دستور حملات زمینی را صادر کند.

چگونه به این نقطه رسیدیم؟ باورش سخت است که بعد از تمام آن رنج و عذاب جانکاه جنگ‌های عراق و افغانستان، یک رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر به طور جدی در اندیشه‌ی اعزام نیروی زمینی به خاورمیانه باشد. شگفت‌آورتر اینکه آن رئیس‌جمهور، ترامپ است؛ همان منتقد پرسروصدای ماجراجویی‌های خارجی پرهزینه. اما این یک شکست شانسی یا بداقبالی تصادفی نیست. این نتیجه‌ی یک سیاست کاملاً عمدی است.

اگر آمریکا امروز با انتخاب‌های غیرممکن روبرو است، مسئولیت آن تماماً به عهده‌ی ترامپ است؛ هرچند او حتماً دیگران را مقصر جلوه خواهد داد.

پایگاه خبررسانی «دویچه وله» آلمان هم در گزارشی با تیتر «آیا جنگ ایران واقعاً طی چند هفته تمام می‌شود؟» نوشت: استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شده که ایران ممکن است «این هفته» برای پایان دادن به جنگ با واشنگتن گفتگو کند. آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده پیشین آمریکایی، در گفتگو با دویچه وله به شدت این خوش‌بینی را به چالش کشید.

در حالی که دولت ترامپ ادعا می‌کند جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران می‌تواند «طی چند هفته» حل و فصل شود، کارشناسان سیاست خارجی هشدار می‌دهند که هم شرایط دیپلماتیک و هم واقعیت‌های نظامی، پایان سریع جنگ را بسیار بعید ساخته است.

آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده پیشین آمریکا در امور خاورمیانه و پژوهشگر ارشد فعلی بنیاد کارنگی برای صلح بین‌الملل در مصاحبه با دویچه وله این انتظارات را مردود دانست. او گفت: «شانس‌ها بین صفر تا صفر است.» میلر تأکید کرد که این درگیری به بحرانی بین‌المللی تبدیل شده که نمی‌توان از طریق دیپلماسی شاتل سریع یا ارتباطات ابتکاری پشت پرده آن را حل کرد.

میلر استدلال کرد که هر دو طرف فاقد «حس مشترک فوریت» هستند، که به گفته او برای هر مذاکره معناداری ضروری است. به گفته میلر، ایران معتقد است که «در حال پیروزی» است؛ یعنی ضربه می‌خورد، اما در عین حال هزینه‌های اقتصادی و امنیتی را به کشورهای حاشیه خلیج فارس و منافع غربی تحمیل می‌کند.

«ترامپ بر اساس غریزه جنگ را پیش می‌برد؛ و این روش جواب نمی‌دهد» این تیتر امروز گزارش وب‌سایت شبکه انگلیسی «بی‌بی‌سی» است. در این گزارش آمده است که «یک ماه از روزی می‌گذرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی را به بمباران ایران فرستادند. در این مدت، برخی حقایق دیرینه‌ جنگ‌اوری، پشت در دفتر بیضی‌شکل خودنمایی کرده‌اند.

ناتوانی در درس گرفتن از گذشته، به این معناست که دونالد ترامپ اکنون با یک انتخاب دشوار روبروست. اگر نتواند با ایران به توافق برسد، یا باید سعی کند پیروزی را اعلام کند - اعلامیه‌ای که هیچکس را فریب نخواهد داد - یا جنگ را تشدید نماید.

کهنه‌ترین حقیقت جنگی از آنِ «هلموت فون مولتکه کهتر» استراتژیست نظامی پروس است: «هیچ نقشه‌ای پس از نخستین برخورد با دشمن سر جای خود باقی نمی‌ماند.» او این جمله را در سال ۱۸۷۱ نوشت، سالی که آلمان به عنوان یک امپراتوری متحد شد؛ لحظه‌ای به همان اندازه که این جنگ ممکن است برای امنیت خاورمیانه سرنوشت‌ساز باشد، برای امنیت اروپا سرنوشت‌ساز بود.

شاید ترامپ نسخه مدرن این جمله را به قلم مایک تایسون، بوکسور، ترجیح دهد: «همه یک نقشه دارند، تا وقتی که مشت می‌خورند.»

برای ترامپ، نکته پیش‌بینی‌نشده، تاب‌آوری ایران بوده است. به نظر می‌رسد او امیدوار بود که عملیات برق‌آسای نظامی آمریکا در ماه ژانویه برای ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، و همسرش سیلیا فلورس، تکرار شود. آن دو اکنون در زندان در نیویورک به سر می‌برند و منتظر محاکمه هستند. دلسی رودریگز، معاون مادورو، جایگزین او به عنوان رئیس‌جمهور شده و از واشنگتن دستور می‌گیرد.

امید به تکرار پیروزی بر مادورو، نشان‌دهنده کاستی عمیق در درک تفاوت‌های میان ونزوئلا و ایران است.

روزنامه «نیویورک تایمز» هم در گزارشی نوشت:چهار هفته از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌گذرد و اکنون به سختی می‌توان از یک نتیجه‌گیری اجتناب کرد. رهبران ما بر ماشین‌آلات خارق‌العاده نابودی نظارت دارند، اما همچنان به طرز چشمگیری نسبت به انسان‌ها – نسبت به غرور، شرم، باورها و حافظه تاریخی آن‌ها – ناآگاه هستند.

به نظر می‌رسد معماران این جنگ فرض کرده‌اند که کشتن رهبران یک کشور، تسلط بر حریم هوایی و نابودی زیرساخت‌ها، منجر به سقوط نظام در تهران و شفافیت راهبردی در واشنگتن و اسرائیل خواهد شد. اما در عوض، ایران موفق شده است کشتیرانی را در تنگه هرمز مختل کند، شعاع اقتصادی جنگ را به شدت گسترش دهد و واشنگتن را پس از ورود به جنگی که مطمئن بود سریع و قاطعانه خواهد بود، به کار قدیمی و نه چندان دلچسب جلب کمک از متحدان وادار کند. این وضعیت را می‌توان شکست اطلاعاتی توصیف کرد.

رسانه‌های عربی و منطقه‌ای

وب‌سایت شبکه الجزیره در مقاله ای به قلم «احمد مریسی» به دلایل و عوامل اقدام اسلام آباد در میانجیگری بین ایران و آمریکا پرداخته و می نویسد: پاکستان به عنوان واسطه غیررسمی میان آمریکا و ایران نقش آفرینی می‌کند و طرح ۱۵ بندی صلح آمریکا را به تهران منتقل کرده است. الجزیره دراین‌باره 7 دلیل را ذکر می‌کند:

(۱) این کشور با امضای قراردادهای اقتصادی با شرکت‌های مرتبط با خانواده ترامپ، از جمله ارز دیجیتال و هتل روزولت، نظر واشنگتن را جلب کرد.

(۲) انگیزه‌های پاکستان شامل پیمان دفاعی با عربستان، مرز ۹۰۰ کیلومتری با ایران و جمعیت بزرگ شیعه است.

(۳) ایران مذاکره مستقیم را رد می‌کند، اما عبور ۲۰ کشتی پاکستانی از تنگه هرمز را مجاز دانسته که نشانه حسن نیت تلقی می‌شود.

(۴) برخی ناظران نقش‌آفرینی خارجی ارتش پاکستان را فرار از بحران‌های داخلی و ناکامی در حکمرانی می‌دانند.

(۵) هند در این میان با احتیاط عمل کرده و سرمایه‌گذاری در بندر چابهار را کاهش داده است.

(۶) سفیر پیشین پاکستان تأکید می‌کند که چنین وساطتی ریشه در دیپلماسی تاریخی این کشور از زمان کسینجر تا طالبان دارد.

وبسایت العهد در گزارشی به قلم «یوسف الریس» به هزینه‌های سنگین اقتصادی جنگ بر رژیم صهیونیستی پرداخت و نوشت: بر اساس گزارش‌ها، جنگ باعث کاهش ۸.۶ درصدی تولید ناخالص داخلی اسراییل (۵۷ میلیارد دلار) تا سال ۲۰۲۵ شده است.

هزینه‌های مستقیم نظامی روزانه بین ۳۲۰ تا ۷۲۵ میلیون دلار برآورد می‌شود و بودجه جنگی ۱۲.۵ میلیارد دلاری نیز احتمالاً افزایش می‌یابد.

هزینه‌های غیرمستقیم شامل تعطیلی بخش‌های اقتصادی، فراخوان نیروهای ذخیره و کاهش درآمدهای مالیاتی است که می‌تواند تا ۳ میلیارد دلار در هفته هزینه ایجاد کند. همچنین بیش از ۱۰ هزار ادعای خسارت ثبت شده و ارتش مجبور به استفاده از مهمات کهنه برای کاهش هزینه‌ها شده است. نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که توان اقتصادی، نه فقط تحولات میدانی، که مسیر و پایان جنگ را تعیین می‌کند.

وبسایت عراقی «المعلومه» در گفتگویی با علی صابر الکنانی، نماینده مجلس عراق نوشت: رژیم صهیونیستی و آمریکا با جدیت برای ایجاد هرج و مرج در منطقه خاورمیانه تلاش می‌کنند و هدف قرار دادن مقر نیروهای بسیج مردمی (حشد شعبی) نقض آشکار حاکمیت این کشور است.

به گفته علی صابر الکنانی تجاوز مداوم آمریکایی-صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران منجر به پیامدهای منفی عمده‌ای از جمله اختلال در تأمین انرژی جهانی و تهدید امنیت اقتصادی بین‌المللی شده است وآنها با هدف قرار دادن نیروهای مقاومت و نهادهای امنیتی رسمی، قصد بی‌ثبات کردن منطقه را دارند. ادامه تنش‌ها در منطقه منجر به عواقب وخیمی خواهد شد که واشنگتن و متحدانش مسئولیت آن را بر عهده خواهند داشت.

روزنامه رأی الیوم در مقاله ای به قلم «نادر الصفدی» نوشت: دونالد ترامپ در جنگی که با فشار بنیامین نتانیاهو و بر اساس اطلاعات نادرست علیه ایران آغاز کرد، دچار سردرگمی و بن‌بست شده است.

پس از یک ماه درگیری، نه تنها ایران مقاومت کرده و ضربات سنگینی به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا وارد ساخته، بلکه محور مقاومت (حزب‌الله، انصارالله یمن و حماس) همچنان فعال است. ترامپ میان دو گزینه سرگردان است: خروج با توافقی ضعیف که به اعتبارش لطمه می‌زند، یا تشدید جنگ با خطر درگیری طولانی و هزینه‌های سنگین.

ترامپ سعی دارد با تهدید به حمله گسترده و اعزام نیروهای بیشتر، ایران را به میز مذاکره بکشاند، اما تهران عجله ندارد و عدم اعتماد به ترامپ پیچیده‌تر شده است. تحلیلگران می‌گویند حتی حمله هوایی و اعلام پیروزی ساختگی بدون بازگشایی تنگه هرمز، توخالی خواهد بود. اروپا نیز در تأمین امنیت دریایی همکاری نمی‌کند. «واشنگتن پست» این وضعیت را «کاربردی از سوی ترامپ» خوانده که اعتبار آمریکا را تضعیف کرده است. در نهایت، ترامپ در مخمصه‌ای گیر افتاده که نه خروج آسان دارد و نه پیروزی قاطع.

وبسایت المسیره یمن در مقاله ای به قلم «نوح جلاس» نوشت: نیروهای مسلح یمن در دومین عملیات از نبرد «جهاد مقدس»، با موجی از موشک‌های کروز و پهپادها، اهداف حیاتی و نظامی دشمن صهیونیستی در جنوب فلسطین اشغالی را هدف قرار دادند.

رسانه‌های اسرائیلی تنها به رصد یک پهپاد در ام‌الرشراش اعتراف کردند، بدون اشاره به سرنگونی آن یا سایر پرتابه‌ها، که نشان‌دهنده نفوذ موفق به سامانه‌های رقابتی و پدافندی دشمن است.

این عملیات همزمان با حملات ایران و حزب‌الله انجام شد و با اشباع سامانه‌های دشمن، موفقیت کامل داشت. یمن با گذار از حملات فردی به حملات «جَمعی» (دسته‌جمعی)، گامی فراتر در بازدارندگی برداشته و با وجود ۱۱ سال محاصره و جنگ، حضور مؤثری در معادله بازدارندگی منطقه‌ای ایفا می‌کند.

احمد تاشگتیرن ستون‌نویس روزنامه قرار ترکیه در مقاله امروز خود نوشت: به نظر می‌رسد ایران متوجه شده است که ترامپ در موقعیت دشواری قرار گرفته است. به همین دلیل تمایلی ندارد به او این فرصت را بدهد که جنگ را با ظاهری «آبرومندانه» یا در قامت یک «پیروز» به پایان برساند.

در همین نقطه به نظر می‌رسد میانجی‌ها وارد عمل شده‌اند. از تلاش‌های ترکیه، پاکستان و مصر صحبت می‌شود. عربستان سعودی و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس نیز با ترامپ هماهنگ شده‌اند؛ با این حال، به نظر می‌رسد این کشورها هزینه‌های جنگ را بیش از خود ترامپ می‌پردازند.

ترامپ نیز به ابتکار عمل «میانجی‌ها» امیدوار است. به همین دلیل گاه اظهاراتی شتاب‌زده مطرح می‌کند؛ از جمله اینکه «جنگ تمام شده یا در آستانه پایان است» و «ایران در حال تسلیم شدن است».

بارتو اِکِن ستون‌نویس پایگاه تحلیلی- خبری خبر ۷ (Haber7)ترکیه نیز در یادداشت امروز خود نوشت: در حالی که حملات ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد بیست‌ونهمین روز خود شده است، حتی اگر بارش موشک‌ها بر سر سرزمین‌های اشغالی را هم کنار بگذاریم، به نظر می‌رسد بحران اصلی این رژیم در داخل شکل گرفته و در شکاف‌های عمیق اجتماعی و سیاسی آن جریان دارد.

دکترین امنیتی دولت نتانیاهو که عمدتاً بر بمباران و ویرانی تکیه دارد، اسرائیل را به یکی از عمیق‌ترین بحران‌های داخلی تاریخ خود کشانده است؛ بحرانی که دیگر با وعده‌های پیروزی قابل پنهان کردن نیست.

در صحنه سیاسی اسرائیل، ظاهر باثبات گذشته اکنون به‌طور جدی ترک برداشته است. اظهارات تند نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین، که نتانیاهو را به «نابینایی راهبردی» و قربانی کردن امنیت بلندمدت داخل سروزمین‌های اشغالی برای حفظ بقای سیاسی خود متهم کرده، به یکی از آشکارترین نشانه‌های فرسایش و بحران درونی در ساختار سیاسی این رژیم تبدیل شده است.

سایت خبری جنگ نیوز پاکستان امروز در گزارشی نوشت: میانجی‌گری پاکستان میان ایران و آمریکا به مرحله‌ای حساس رسیده است؛ جایی که همه از صلح سخن می‌گویند اما هرکدام با شروط خود۔

ایران با تأکید بر لغو تحریم‌ها، حق هسته‌ای و حفظ حاکمیت، از موضع مقاومت وارد شده، در حالی‌که آمریکا همچنان بر محدودسازی قدرت ایران پافشاری می‌کند؛ شروطی که پیش‌تر نیز رد شده‌اند. در این میان، جنگ با اسرائیل و فشارهای منطقه‌ای، بحران را عمیق‌تر کرده است۔ اکنون پاکستان در برابر یک انتخاب مهم قرار دارد: نقش صرفِ پیام‌رسانی یا تبدیل شدن به یک میانجی واقعی و مؤثر.

رسانه‌های چین و روسیه

شبکه CGTN چین در گزارشی تحلیلی به شکست راهبرد آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران پرداخته و تفاوت رویکردهای آن‌ها را بررسی می‌کند.

آنگونه که در این گزارش آمده آمریکا نتوانسته به پیروزی سریع مورد نظر خود در ایران دست یابد و برخلاف پیش‌بینی‌ها درباره تکرار عملیات ونزوئلا، جنگ فرسایشی شده است. علی‌رغم حذف برخی رهبران و ادعاها در مورد تضعیف توان موشکی و هسته‌ای ایران، ساختار غیرمتمرکز حکومت و ارتش ایران، مقاومت پایدار را ممکن ساخته و خسارت حداقل ۸۰۰ میلیون دلاری به پایگاه‌های آمریکا وارد کرده است.

با شکست گزینه تغییر نظام، ترامپ و نتانیاهو ناچار به بازتعریف مفهوم «پیروزی» شده‌اند. ۶۱٪ آمریکایی‌ها مخالف جنگ هستند و محبوبیت نتانیاهو نیز افزایش نیافته است و هم‌اکنون تمرکز کنونی بر دو محور است: تصرف جزیره خارک توسط آمریکا (مرکز ۹۰٪ صادرات نفت ایران) و اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل.

حمله به جزیره خارک که شباهت به نبرد خونین ایووجیما (ژاپن) در جنگ جهانی دوم دارد، می‌تواند تلفات سنگینی برای آمریکا به همراه داشته باشد. در نهایت، اولویت‌های متفاوت آمریکا (فشار اقتصادی و خروج از جنگ) و اسرائیل (بهبود امنیت منطقه‌ای) باعث بی‌ثباتی بیشتر، بن‌بست استراتژیک و ورود خاورمیانه به مرحله‌ای جدید و خطرناک خواهد شد.

شبکه سی‌جی‌تی‌ان چین نیز در مقاله تحلیلی دیگری درباره ورود رسمی انصارالله یمن (حوثی‌ها) به جنگ یک‌ماهه خاورمیانه و پیامدهای نوشته است: با ورود حوثی‌ها رویارویی مستقیم آمریکا و اسرائیل با ایران، به یک درگیری منطقه‌ای چندجبهه‌ای تبدیل شده است.خطر اصلی، بسته شدن احتمالی تنگه «باب‌المندب» توسط حوثی‌هاست. هم‌زمان با اختلال در تنگه هرمز، این اتفاق می‌تواند صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس را کاملاً قطع کرده و شوک بی‌سابقه‌ای به بازار انرژی وارد کند.

ورود انصارالله به جنگ، روند آشتی شکننده آن‌ها با عربستان را به خطر می‌اندازد و کشورهای خلیج فارس را تحت فشار شدید برای بازتعریف سیاست‌های خود قرار می‌دهد. اگرچه هدف اصلی حوثی‌ها همچنان مسائل داخلی یمن است، اما ورود آن‌ها به جنگ، میدان نبرد را گسترش داده و منطقه را وارد مرحله بی‌ثبات‌کننده جدیدی کرده است.

خبرگزاری شینهوا چین در یادداشتی نوشت یک ماه از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد و خاورمیانه بار دیگر در چرخه خشونت فزاینده گرفتار شده است. تلفات غیرنظامیان افزایش یافته و خطر گسترش جنگ هر روز بیشتر می‌شود.

این جنگ مشکلات را حل نکرده، بلکه آن‌ها را چند برابر کرده است. قبل از شروع جنگ راه دیپلماتیک وجود داشت، اما واشنگتن آن را کنار گذاشت.

عملکرد نظامی آمریکا بدون مجوز شورای امنیت، منشور ملل متحد را تضعیف می‌کند. ادعای واشنگتن مبنی بر اینکه زور می‌تواند بازدارندگی و امنیت را بازگرداند، با تجربه تاریخی (مانند مداخلات نظامی قبلی) در تناقض است.

آتش‌بس فوری یک ضرورت است، نه یک انتخاب. سپس گفت‌وگو به عنوان تنها راه برون‌رفت از اختلافات باید آغاز شود.

اگر منطق «زور حق را می‌آورد» حاکم شود، جهان به عصر وحشی گری بازمی‌گردد.

در پایان این یادداشت از جامعه جهانی خواسته شده یکجانبه‌گرایی را رد کرده و با فشردن «دکمه توقف»، مانع از وقوع فاجعه‌ای بزرگ‌تر شود.

خبرگزاری روسی RT (راشاتودی) در مقاله ای به بررسی افول تدریجی انسجام ناتو و آینده نامطمئن این ائتلاف پرداخت. به نوشته راشاتودی ایده «ناتوی متحد و شکست‌ناپذیر» به سرعت در حال رنگ باختن است. با بازگشت ترامپ به کاخ سفید، آمریکا الگوی سنتی رهبری پدرانه را کنار

گذاشته و اکنون به عنوان یک هژمون مطالبه‌گر ظاهر می‌شود که سهم بیشتری از هزینه‌ها را از اروپا می‌خواهد.

واشنگتن اولویت استراتژیک خود را به طور کامل به مهار چین اختصاص داده و انتظار دارد اروپا به تنهایی از عهده تهدید روسیه برآید. این تغییر با کاهش حمایت از اوکراین و مذاکره مستقیم ترامپ با مسکو (بدون هماهنگی با اروپا) نمایان است.

اظهارات ترامپ برای تضعیف حاکمیت اعضای ناتو (گرینلند و کانادا) و ابهام تاریخی در تضمین امنیتی آمریکا، افسانه «چتر هسته‌ای بدون قید و شرط» ناتو را تضعیف کرده است.

اروپا از نظر استراتژیک دچار تفرقه است. فرانسه (با توان هسته‌ای محدود)، آلمان (با محدودیت‌های تاریخی) و انگلیس (متکی به فناوری آمریکا) هیچ‌کدام قادر به رهبری یک جایگزین امنیتی واحد نیستند. ایده ارتش مشترک اتحادیه اروپا نیز غیرواقع‌گرایانه است.

البته ناتو از هم نخواهد پاشید، اما به ائتلافی شرطی و مبتنی بر منافع متغیر تبدیل می‌شود. روح «یکی برای همه، همه برای یکی» جای خود را به همکاری مشروط و هزینه‌فایده‌محور خواهد داد. این روند نشانه‌ای از «باز شدن قفل» سیاست جهانی و حرکت به سوی اتحادهای سیال و مستقل‌تر است.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی

وب‌سایت وای‌نت نیوز اسراییل در مقاله ای با موضوع تشدید وحشی گری شهرک نشینان علیه فلسطینیان به هشدار دستگاه امنیتی اسرائیل در این زمینه پرداخته است.

در پی کشته شدن یک شهرک نشین در حمله‌ای نزدیک شهرک «حومش»، بتسالل اسموتریچ (وزیر دارایی تندروی اسراییل) در مراسم خاکسپاری او گفت: «ما خطوط فعلی، تعاریف و مرزها را محو کرده و در تمام بخش‌های سرزمینمان سکونت خواهیم گزید.» منظور او نادیده گرفتن تقسیم‌بندی مناطق A، B و C در کرانه باختری است.

در این مقاله هشدار داده شده که این سطح از تندروی در اسرائیل خطر هرج و مرج بی‌سابقه به همراه دارد. مقامات ارشد امنیتی می‌گویند «جن از بطری خارج شده» و جرایم وحشیانه شهرک نشینان اسرائیلی علیه فلسطینیان اکنون به فراتر از منطقه C رفته و به عمق مناطق B و حتی A رسیده است. این موضوع می‌تواند منجر به تشدید تنش در بحبوحه جنگ چندجبهه‌ای جاری شود.

تنها ساعاتی پس از سخنرانی تحریک آمیز اسموتریچ، پست‌های استقرار جدید نظامیان صهیونیست در اعماق آن مناطق ایجاد شد که بعداً تخلیه شدند، اما خود رویداد نشان‌دهنده شروع یک روند خطرناک است.

ارتش اسرائیل از کمبود شدید نیروهای رزمی خبر داده است. نظامیان مجبورند هم با جرایم یهودیان در شهرک ها مقابله کنند و هم هوشیاری خود را مقابل فلسطینی ها حفظ کنند که چالش دشواری است.

اسموتریچ می‌داند که این حوادث و اظهارات افراطی، نگرانی دولت آمریکا را برانگیخته و ممکن است کاخ سفید نتانیاهو را تحت فشار وادار به توقف این اقدامات کند.

دستگاه امنیتی اسراییل از کابینه خواسته تا یک برنامه استراتژیک بلندمدت برای شهرک‌سازی تدوین کند تا شعله‌های تنش فروکش کند، وگرنه فرصت برای مدیریت چالش ها و تهدیدات از دست خواهد رفت.

وب‌سایت وای‌نت نیوز مصاحبه ای با «جان هادی» خبرنگار ارشد نیوزمکس، درباره وضعیت جنگ با ایران داشته است. وی معتقد است حتی اگر اهداف نظامی در حال تحقق باشند، مشکل واقعی، نابودی «ایدئولوژی اسلامی» است که حماس، حزب‌الله و ایران را تغذیه می‌کند. این نبرد سخت‌تر، سال‌ها طول خواهد کشید، حتی پس از پایان عملیات نظامی.

اسرائیل در جنگ تهاجمی علیه ایران، جنگ تبلیغاتی را باخته است.

برای آمریکا، پایان جنگ به وضعیت اقتصادی و قیمت بنزین گره خورده و افکار عمومی برای پذیرش رنجی کوتاه‌مدت آماده است، اما اگر جنگ طولانی شود، این امر به ضرر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره خواهد بود.

اما گام بعدی چیست؟ هادی اشاره می‌کند که نتانیاهو از «حمله زمینی» صحبت کرده که ممکن است برای تصاحب اورانیوم غنی‌شده ایران (حدود ۱۰۰۰ پوند معادل ۱۱ بمب هسته‌ای) ضروری باشد. اما جزئیات هنوز مشخص نیست.

روزنامه معاریو در مقاله ای اظهارات آمیت شاکد، مدیرعامل شرکت خط لوله نفتی ایلات-اشکلون (קצא"א) را بررسی کرده است. او در مورد تلاش مصر و ترکیه برای ایجاد مسیرهای انرژی جایگزین که اسرائیل را دور می‌زنند، هشدار داده است.

وی گفته است جنگ با ایران، جستجو برای مسیرهای جایگزین تنگه هرمز را تسریع کرده و این در صورت تعلل اسراییل تهدیدی بزرگ برای آن است.

از سویی دیگر مصر و ترکیه در پشت صحنه، فعالانه در حال ایجاد زیرساخت‌های انرژی جدیدی هستند که اسرائیل را کنار می‌زند.

تغییر مسیر خط لوله تاپ لاین (ترنس عربی) از عربستان به سوریه (بنادر بانیاس یا لاذقیه) با ظرفیت ۴ میلیون بشکه در روز در حال بررسی است. همچنین ایجاد خط لوله گاز قطر از طریق سوریه به ترکیه و سپس اروپا برنامه‌ریزی شده است.

همچنین فرستاده ویژه آمریکا در سوریه تأیید کرده که این کشور می‌تواند جایگزینی برای تنگه هرمز و دریای سرخ باشد. سوریه نیز در حال بازسازی خط لوله «کرکوک-بانیاس» برای افزایش ظرفیت آن به یک میلیون بشکه در روز است.

شاکد تأکید کرد اسرائیل می‌تواند نقش مهمی در ایجاد کریدور انرژی بین خلیج فارس و مدیترانه ایفا کند، اما متأسفانه سرعت واکنش اسرائیل در قبال این تحولات بسیار کند است و این مساله تهدیدی برای صهیونیست هاست.

روزنامه تایمز اسرائیل در مقاله ای به تشدید اعتراضات علیه جنگ با ایران در اسرائیل و دستگیری ۲۱ معترض پرداخته است.

به نوشته تایمز اسرائیل، ۱۳ نفر در تل‌آویو و ۸ نفر در حیفا دستگیر شدند. تظاهرات در قدس و بئرشبع نیز برگزار شد. این بزرگترین موج اعتراضات از زمان شروع جنگ در اواخر فوریه بوده است.

برای اولین بار، چندین سازمان مخالف کابینه نتانیاهو (مانند «رایز اسرائیل»، «مبارزه زنان» و «نجات خانه مشترک») حمایت خود را از تظاهرات اعلام کردند، هرچند از ترس نقض مقررات ارتش (ممنوعیت تجمع بالای ۵۰ نفر)، رسماً فراخوان ندادند.

پلیس با خشونت معترضان را متفرق کرد. ایمن عوده، رئیس فراکسیون عرب «حداش-تعل»، با نقض مصونیت پارلمانی خود، از سوی پلیس هل داده شد. در مواردی، مأموران با شرکت‌کنندگان در تظاهرات پس از پایان اعتراض نیز برخورد فیزیکی کردند.

نظرسنجی مؤسسه دموکراسی اسرائیل نشان می‌دهد ۹۳ درصد یهودیان اسرائیلی از جنگ حمایت می‌کنند، در حالی که این رقم در میان اعراب اسرائیلی فقط ۲۶ درصد است. معترضان شعارهایی مانند «جنگ ابدی یک استراتژی نیست» سر می‌دادند.

کد مطلب 6786499

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۲۲:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۹
      0 0
      باید ساخت سلاح هسته ای شروع کنیم