۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۸:۰۲

جنگ به زبان «طنز واقع‌نگار»؛ سندی که برای آیندگان امضا شد

جنگ به زبان «طنز واقع‌نگار»؛ سندی که برای آیندگان امضا شد

عباس ناصری هنرمند طراح و کارتونیست با تکیه بر استقلال هنری و نظم آهنین، وقایع جنگ را با زبانی شیرین تصویر می‌کند تا «خبرنامه جنگی»، شناسنامه‌ای برای روزهای سخت باشد.

خبرگزاری مهر-گروه هنر-آزاده فضلی؛ در روزهایی که غرش موشک‌ها و التهاب اخبار، فضای رسانه‌ای را پر کرده است، هنر کاریکاتور بار دیگر به اصالت مطبوعاتی خود بازگشته تا زبانی برای بیان حقایق باشد.

در دنیایی که جشنواره‌ها و کارهای بدون شرح، هنر کاریکاتور را به سمت کلیشه برده‌اند، عباس ناصری آستین‌ها را بالا زده تا به ریشه‌های مطبوعاتی‌اش بازگردد. او در گفتگوی پیش‌رو از چرایی اهمیت تیتر، شماره‌گذاری آثار و لذت مدیریت تمام مراحل فنی یک اثر هنری سخن می‌گوید. عباس ناصری هنرمند طراح و کارتونیست که کار طراحی «خبرنامه جنگی» را بر عهده دارد، در ادامه به تشریح چگونگی شکل‌گیری فعالیت‌های اخیر خود در دوران جنگ تحمیلی و بازگشت به سبک و سیاق مجلات نوستالژیک دهه شصت پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

عباس ناصری در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آغاز فعالیت خود در روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه گفت: وقتی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه شروع شد، من در تهران بودم. در واقع برای اختتامیه جشنواره هولوساید آمده بودم که به دلیل شرایط جنگی، پروازها کنسل شد و ماشینی هم برای رفتن پیدا نکردیم. از طرفی هنرمندان خارجی که در جشنواره بودند، بسیار ترسیده بودند و من به نوعی مجبور شدم کنارشان بمانم تا احساس تنهایی نکنند. از همان‌جا کار را شروع کردم؛ بدون هیچ ابزار خاصی، نه اسکنری داشتم و نه امکاناتی. با یک گوشی موبایل از طرح‌های روی کاغذ عکس می‌گرفتم و روزانه کار تولید می‌کردم. مجموعه کارهای آن ۱۲ روز اکنون صفحه‌آرایی شده و در قالب کتابی با عنوان «۱۲ روز ۱۲ کارتون» آماده چاپ است که به دلیل شرایط فعلی، انتشار آن به آینده موکول شده است.

جنگ به زبان «طنز واقع‌نگار»؛ سندی که برای آیندگان امضا شد

عبور از کلیشه‌ها؛ از کار جشنواره‌ای تا کارتون مطبوعاتی

وی با اشاره به تغییر رویکرد خود از فضای جشنواره‌ای به فضای مطبوعاتی توضیح داد: ذات من همیشه یک کارتونیست مطبوعاتی بوده است. در ۳۰ سال گذشته، با کم‌شدن و بسته شدن مطبوعات، ما ناخودآگاه به سمت جشنواره‌ها و سایت‌ها رفتیم و کارهای بدون شرحِ جشنواره‌ای تولید کردیم اما در این شرایط حس کردم دیگر کشیدن یک بمب در دست یا فضاهای کلیشه‌ای غزه جواب نمی‌دهد. همیشه معتقد بوده‌ام که در غزه ما یک جغرافیای مشخص، یک ظالم و یک مظلوم داریم که ۳۰ سال است درباره آن کاریکاتور کشیده می‌شود. به همین دلیل وقتی بیمارستان را هدف قرار دادند، با ایده‌ای متفاوت وارد شدم و کمپین «بیمارستان منطقه جنگی نیست» را راه انداختم چون همیشه به دنبال کار متفاوت هستم.

احیای سبک دهه شصت و ادای احترام به بزرگان

این هنرمند کارتونیست در ادامه به تاثیرپذیری از مجلات قدیمی در «خبرنامه جنگی» و حسرت‌های دوران نوجوانی خود اشاره کرد و گفت: یکی از بزرگترین حسرت‌های زندگی من این است که چرا در دهه ۶۰ و ۷۰ یک کارتونیست حرفه‌ای نبودم تا در آن فضا کار کنم. تمام کودکی و نوجوانی ما با گاهنامه‌های «طنز و کاریکاتور» جواد علیزاده و مجلاتی مثل فکاهیون، بهلول، ملون و فانوس گذشت. همیشه دوست داشتم در آن اتمسفر زندگی می‌کردم و برای آن مجلات طرح می‌کشیدم.

وی درباره ساختار بصری «خبرنامه جنگی» که شباهت‌هایی به سبک «گل‌آقا» دارد، گفت: در جنگ ۱۲ روزه، کارها بدون نظم خاصی منتشر می‌شد اما این‌بار تصمیم گرفتم ساختاری طراحی کنم. یک لوگو اجرا کردم و به صفحه‌آرایی فکر کردم که حال و هوای قدیمی‌تری داشته باشد. ابتدا قصد داشتم کاملاً سیاه و سفید باشد اما رفته‌رفته کمی رنگ به کارها اضافه کردم. در واقع چون نمی‌شد یک مجله کامل درآورد، تصمیم گرفتم آرزوی قلبی‌ام را در قالب یک «تک‌صفحه» به سبک مجلات دهه ۶۰ و حتی قدیمی‌تر از «گل‌آقا» پیاده کنم که خوشبختانه از شماره اول به بعد، این فضا پخته‌تر و بهتر شد.

ناصری در ادامه با اشاره به استقلال در مراحل فنی و گرافیکی آثارش عنوان کرد: خوشبختانه با اتکا به توانی که در حوزه گرافیک و طراحی داشتم، ساختاری را طراحی کردم که بتوانم تمام مراحل آن را خودم مدیریت کنم. نخواستم با وابستگی به گرافیست یا شخص دیگری، در لحظات حساس کار زمین بماند یا کسی را به زحمت بیندازم؛ بنابراین تمام جزئیات را خودم پیش می‌برم.

جنگ به زبان «طنز واقع‌نگار»؛ سندی که برای آیندگان امضا شد

وی با بیان دشواری‌های تولید مستمر، بیان کرد: شاید در ظاهر تولید یک شماره ساده به نظر برسد اما واقعیت این است که هر شماره تمام وقت روزانه من‌ را می‌گیرد؛ از ایده‌یابی و اجرا گرفته تا ساختار، رنگ‌آمیزی و کارهای سیستماتیک، همه و همه وقت‌گیر هستند. با این حال، انجام این کار حس بسیار خوبی به من می‌دهد.

شناسنامه‌دار کردن آثار برای ماندگاری بیشتر

وی درباره علت انتخاب قالب «شماره‌دار» برای این خبرنامه توضیح داد: برخلاف جنگ ۱۲ روزه که کارها بدون ترتیب منتشر می‌شد، این بار تصمیم گرفتم به آثارم هویت و شناسنامه بدهم. وقتی مخاطب مثلاً شماره ۱۶ را می‌بیند، متوجه می‌شود که این کار ریشه دارد و ۱۵ شماره قبلی هم وجود داشته است؛ این موضوع باعث ایجاد انگیزه در مخاطب برای دنبال کردن مجموعه می‌شود. این قالب فرم‌دار که دارای لوگو، آرم و تاریخ مشخص است، کار را ماندگارتر می‌کند. ما حتی روزهای تعطیل و جمعه‌ها هم توقف نکردیم، چون معتقدم اکنون وقت تعطیلی نیست. خوشحالم که به این فکر رسیدم، چرا که این نظم و ساختار باعث شد آثارم شخصیت و هویت بصری پیدا کنند و از این بابت شکرگزارم.

واقع‌نگاری جنگ به زبان طنز نه غلو و اغراق در «خبرنامه جنگی»

ناصری تاکید کرد: «خبرنامه جنگی» از نظر من در آینده به‌عنوان یک سند تاریخی می‌تواند عرض اندام کند، چراکه اولا شماره‌دار بودن کارها و تاریخ داشتن خبرنامه‌ها و سپس تیتر مطرح است. تیترهای خبرنامه از اخبار روز بیرون کشیده و در نهایت ثبت خبر جنگ، در تاریخ روز به زبان کاریکاتور ترسیم می‌شود. تمام سعی من واقع‌نگاری جنگ به زبان طنز است نه غلو و اغراق. آثار خبرنامه به‌نظر من واقع نگاری وقایع و اخبار جنگ است فقط به یک زبان شیرین‌تر که می‌تواند سندی برای آیندگان از روزهای جنگ شود.

جنگ به زبان «طنز واقع‌نگار»؛ سندی که برای آیندگان امضا شد

هنر علیه اضطراب؛ چرا کارتون‌های دیالوگ‌محور ماندگارترند؟

وی تحلیل خود از فضای حاکم بر آثارش، به نقش «دیالوگ» در کاهش استرس‌های دوران جنگ اشاره کرد و گفت: من با مرور مجلات دوران نوجوانی‌ام، به خوبی به یاد می‌آورم که کاریکاتورهای دوران جنگ تحمیلی چقدر در آن زمان مفید و اثرگذار بودند. از نگاه من به عنوان یک مخاطب، در روزهایی که فضا پر از التهاب است، کارهای دیالوگ‌دار و مطبوعاتی حس استرس‌زدایی دارند.

این هنرمند کارتونیست با تبیین ساختار ارتباطی در هنر کاریکاتور اظهار کرد: یک اثر هنری سه ضلع دارد؛ ذهن هنرمند، دست هنرمند و عنصر کامل‌کننده‌ای به نام مخاطب. در کارهای بدون شرح، مخاطب ممکن است دچار گنگی شود و به سرعت از کنار اثر بگذرد، اما وقتی دیالوگ وارد کار می‌شود، مخاطب خودش را شریک بازی می‌بیند. او هنگام خواندن دیالوگ‌ها، حتی تن صدای شخصیت‌ها را در ذهنش تغییر می‌دهد و بخشی از ماجرا می‌شود. این مشارکت، صمیمیت ایجاد کرده و از بار روانیِ استرس جنگ می‌کاهد.

عبور از کلیشه‌های بصری خوک و گرگ

وی با نقد فضای تکراری در برخی آثار جشنواره‌ای گفت: سال‌هاست که کاریکاتورها به سمت کارهای بدون شرح و صرفاً تکنیکی رفته‌اند. من آگاهانه نخواستم سراغ کلیشه‌هایی بروم که در آن «آدم‌بده» داستان حتماً باید به شکل خوک و گاو و گرگ ترسیم شود. نمی‌خواستم صرفاً کاری کشیده باشم که بگویم من هم واکنشی نشان دادم؛ بلکه هدفم این بود که کاری کنم تا مردم با دیدن آن کیف کنند و با اثر درگیر شوند.

ناصری درباره فرآیند ایده‌یابی آثار روزانه‌اش توضیح داد: چون از کودکی با مجلات طنز بزرگ شده‌ام، این سبک زندگی برایم عادی است. من اخبار داخلی و خارجی را به دقت رصد می‌کنم، ساعت‌ها برای پیدا کردن تیتر مناسب زمان می‌گذارم و از میان چندین ایده‌ مختلف، بهترین را انتخاب می‌کنم. هرچند پتانسیل تولید چندین اثر در روز را دارم اما نمی‌خواهم با انتشار بیش از حد کار، مخاطب را دلزده و خسته کنم. گاهی از میان ایده‌های خوب، مجبور به انتخاب یکی هستم و با خودم می‌گویم کاش هنوز در همان سنین جوانی و پرانرژی بودم تا می‌توانستم همزمان چندین برند مختلف با گرافیک و تکنیک‌های متفاوت روی دکه داشته باشم؛ اما در حال حاضر، هم اقتضای سن و هم رعایت حال مخاطب ایجاب می‌کند که به همین رویه منظم و گزیده‌گویی در قالب یک تک‌صفحه روزانه ادامه دهم.

جنگ به زبان «طنز واقع‌نگار»؛ سندی که برای آیندگان امضا شد

از «خبرنامه جنگی» تا رؤیای «پساجنگ»؛ تداوم یک مسیر بدون وقفه

وی با اشاره به چالش‌های ذهنی و اجرایی تولید روزانه اثر، بر تعهد خود به استمرار این مسیر تأکید کرد و گفت: واقعیت این است که فرآیند ایده‌یابی نه آن‌قدر ساده است که بگویم به راحتی به دست می‌آید و نه آن‌قدر دشوار که نشدنی باشد. گاهی ایده‌های خوبی به ذهنم می‌رسد که آنها را برای روزهای بعد نگه می‌دارم تا کیفیت کار حفظ شود؛ اما تمام تلاش من بر این بوده که از روز شروع تا به امروز، حتی یک روز هم وقفه در انتشار کارها ایجاد نشود.

ناصری با ابراز امیدواری برای ادامه این مسیر در دوران پس از نبرد، تصریح کرد: تا زمانی که لازم باشد، این مسیر را ادامه خواهم داد. به این فکر می‌کنم که شاید روزی این «خبرنامه جنگی» به یک «خبرنامه پساجنگی» تبدیل شود و بتوانیم پس از پایان این روزها نیز در کنار مردم باشیم. امیدوارم این مجموعه به یک نام ماندگار تبدیل شود؛ فعلاً با همین هدف پیش می‌رویم تا ببینیم در آینده چه پیش خواهد آمد.

حسرت دکه‌های روزنامه‌فروشی و توزیع مردمی

وی با اشاره به علاقه قلبی‌اش به فضای فیزیکی مطبوعات بیان کرد: همیشه دوست داشتم شرایطی فراهم بود که این خبرنامه روی دکه‌ها چاپ و توزیع می‌شد و مردم آن را دست می‌گرفتند. با این حال، اکنون بازخوردهای بسیار خوبی از توزیع نسخه‌های چاپی در سطح شهر داریم. جالب اینجاست که در تجمعات مردمی، برخی دوستان درخواست می‌کردند کارهای بدون لوگو در اختیارشان بگذاریم تا راحت‌تر چاپ و پخش کنند؛ من هم با کمال میل این کار را انجام دادم، چون برایم دیده شدن اثر مهم‌تر از نام بود. لمس کاغذ و مرور خبرنامه حس شیرینی دارد که با فضای مجازی قابل مقایسه نیست.

تولد شبانه یک لوگو؛ ادای احترام به «فکاهیون» و «جواد علیزاده»

این هنرمند کاریکاتوریست درباره ایده اولیه این طرح گفت: همه چیز خیلی ناگهانی اتفاق افتاد. حدود یک هفته از جنگ تحمیلی سوم گذشته بود که تصمیم گرفتم ادای دینی به این ماجرا داشته باشم. یک شب قبل از خواب، ناگهان ایده «خبرنامه» به ذهنم خطور کرد؛ همان لحظه بیدار شدم و تا صبح روی طراحی لوگو کار کردم. در طراحی لوگو آگاهانه از سبک مجلات دهه ۶۰ مثل فکاهیون و آثار جواد علیزاده الهام گرفتم تا همان فضا را برای مخاطب تداعی کنم.

جنگ به زبان «طنز واقع‌نگار»؛ سندی که برای آیندگان امضا شد

تلاش شبانه‌روزی برای تداوم یک «روایت بصری»

وی به تشریح جزئیات اجرایی و آرزوهایش برای گسترش دامنه انتشار این پروژه پرداخت و اظهار کرد: دغدغه من حتی تا جزئی‌ترین مسائل فنی مثل هدر نرفتن کاغذ پیش رفته است؛ به طوری که فکر کردم حتماً پشت برگه‌های چاپی هم طرح‌هایی به صورت سیاه و سفید پرینت گرفته شود تا از رویِ سفید کاغذ بهینه استفاده کنیم. این پروژه آن‌قدر فشرده و ناگهانی پیش آمد که تمام ساعات روز ما را به خود اختصاص داده است.

ناصری در پایان با مقایسه بازخوردهای این پروژه با آثار پیشین خود گفت: در سال‌های گذشته، شاید برخی کارهای من بیشتر مورد پسند محافل هنری و خاص بود، اما در این پروژه هدف اصلی من مردم هستند. حس می‌کنم استفاده از دیالوگ و بازگشت به سبک‌های قدیمی، دقیقاً همان چیزی بود که مخاطب عام در این شرایط به آن نیاز داشت. بازخوردهای مردمی که تاکنون دریافت کرده‌ام، بسیار فراتر از حد انتظار بوده و همین موضوع، انگیزه مرا برای ادامه این مسیر فشرده و دشوار دوچندان می‌کند.

نمایشگاه کاریکاتور طنز عباس ناصری با عنوان «خبرنامه جنگی» شامل اخبار جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل با ایران به زبان طنز و کاریکاتور، با مشارکت حوزه هنری انقلاب اسلامی و مرکز هنرهای تجسمی، در ایستگاه‌های متروی فرهنگسرا، امام خمینی(ره)، میرداماد و میدان انقلاب اسلامی برگزار شد.

کد مطلب 6798773

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha