خبرگزاری مهر، گروه استانها- مرجانه حسین زاده: تاریخ پر فراز و نشیب ایران همواره شاهد رخدادهای تلخ و شیرین، دوران آرامش و روزهایی پر از آشفتگی بوده است. در طول قرنها، در هنگامه هرگونه تجاوز، یورش، و ناامنی، از حمله ویرانگر مغولان و تهاجم افغانها گرفته تا حضور نیروهای بیگانه روسی و بریتانیایی و حتی در دوران دشوار ۸ سال دفاع مقدس و جنگهای اخیر، همواره نقطهای در این سرزمین کهن چون نگینی درخشان، مأمن و پناهگاه دلهای مضطرب مردم ایران بوده است. این پناهگاه، شهر «مشهد» است، شهری که با وجود حرم نورانی امام رضا (ع)، نه تنها مقصدی برای زیارت و توسل، بلکه همواره به مثابه دژی مستحکم در برابر امواج ناامنی، برای مردمان این دیار شناخته شده است. به دنبال مروری گذرا بر این واقعیت تاریخی و اجتماعی و بررسی ویژگیهایی که مشهد را به عنوان شهری امن و آرامشبخش در حافظه جمعی ایرانیان در ادوار مختلف ثبت کرده است.
به خاک سپردن امام رئوف باعث رونق مشهد میشود
محمد همتی، پژوهشگر تاریخی و اجتماعی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: در تاریخ مشهد وقایع مختلفی داشتهایم که باعث شده مشهد به عنوان پناهگاه مردم خراسان بزرگ و حتی ایران باشد.
پژوهشگر تاریخی و اجتماعی افزود: جایی که اکنون مشهد در آن قرار دارد، به لحاظ جغرافیایی بین دو کوهستان است و تنها دو تا مدخل ورودی و خروجی دارد، همین موضوع باعث شده این منطقه محل گذر رود باشد و کوهپایهها، زیستگاه مردم ایران باستان باشند، آثار حضور سکاییها و آریاییها هم در سنگنگارههای کمرمقبولا، خلج و.. وجود دارد که مبین این است که دشتی که ما اکنون به آن «مشهد» میگویم در آن ایام زیستگاه مردم بوده.
وی ضمن تشریح چگونگی شکلگیری روستاها در این منطقه، بیان کرد: اما از زمانی که روستای نوغان و سناباد شکل میگیرد، زیستی معمول شبیه فضای روستا در مشهدِ کنونی آغاز میشود، اما درست از زمانی که امام رضا (ع) در «باغِ قحطبه» به خاک سپرده میشوند، این منطقه به مرور توسعه پیدا میکند. باغ قحطبه بین نوغان و سناباد است که هر دو امروزه در مشهد هستند اما در آن زمان دو روستای دور از هم بودهاند، باغ قحطبه هم اکنون تبدیل به حرم مطهر رضوی شده است.
همتی با اشاره به ساخت اولین چهارطاقی بر مرقد امام هشتم، ابراز کرد: پسر سلطان سنجر، پادشاه خراسان بیماری پیسی میگیرد، یکروز که سلطان در باغات اطراف مشهد به دنبال شکار گوزن بوده، به قبر امام مهربانیها بر میخورد، او این مرقد را مبارک تلقی میکند، لذا بر سر این قبر دعا و نذر میکند و پس از آن فرزندش خوب میشود، به همین منظور یک چهارطاقی بر سر قبر امام رضا (ع) میسازد، پس از آن به دلایل مختلف قبر امام هشتم مورد توجه پادشاهان قرار میگیرد. انوشیروان زرتشتی زمانیکه به عنوان سفیر و برای صلح عازم کشوری دیگر بوده هم، به قبر امام رضا(ع) مراجعه میکند و بیماریاش خوب میشود و پس از آن به عنوان هدیه، یک صندوقچه پر از جواهر روی قبر امام هشتم میگذارد و بعد برای نگهبانی از این صندوقچه چند نگهبان میگذارند و به مرور اینگونه باغ قحطبه رونق میگیرد.
پژوهشگر تاریخی و اجتماعی ضمن بیان شکلگیری راسته بازارهای قدیمی در اطراف حرم مطهر رضوی، افزود: بازارهای سناباد و نوغان هم به واسطه عبور و مرور تجار به باغ قحطبه شکل میگیرند و به واسطه رونق باغ قحطبه، میبینیم که نگهبانانِ ارض اقدس هم بیشتر میشوند. پس تجاری که به عنوان نمونه در شهر ری امنیت کاری نداشتهاند، به این منطقه مهاجرت میکنند تا در این فضا در امنیت کامل به کسب و کار بپردازند. علما هم از مرو و نیشابور و سبزوار و بخارا و سمرقند به مشهد میآیند و این گونه تجارت، آموزش و مذهب در مشهد به موازات هم رشد میکند.
وی با اشاره به سال ۱۸۰۰ میلادی ابراز کرد: در این ایام آرمین وامبری، سیاح و شرقشناس مجارستانی نقل میکند که «رونق در مشهد به گونهای بود که آنهایی که اهل سنت و تشیع بودند همگی کنار هم زندگی صلح آمیزی داشتند، ترکمنها ئ ترکهای مغرور در آرامش زندگی میکردند، سیستانیها و بلوچها بدون اینکه خطری ایجاد کنند، زندگی میکردند، اقوام دیگری از شرق و غرب برای تجارت و تحصیل به اینجا میآمدند.
همتی گفت: در دورهای که مغولها به خراسان حمله میکنند در نیشابور، سبزوار، توس و طابران میبینیم که حتی به سگ و گربه رحم نمیشود، وقتی سربازان مغول به مشهد میرسند هم، به دنبال تخریب مشهد بودند تا به چهارطاقی امام رضا(ع) برسند اما سرداران مغول حس میکنند این چهارطاقی فضای مقدسی است، پس آن را تخریب نمیکنند. این اولین جرقهای است که مشهد را به پناهگاه امن تبدیل میکند، مخصوصا بعد از اینکه نوادگان همان مغولهای وحشی به واسطه تربیت بزرگانی نظیر خواجه نصیر توسی، تبدیل به افرادی نظیر گوهرشاد و شاهرخ میشوند. این دو بیشترین مدارس را در اطراف مشهد میسازند.
پژوهشگر تاریخی و اجتماعی با بیان اینکه اقتصاد در مشهد هم در آن زمان رشد میکند، تصریح کرد: به مرور نذر و وقفیات هم شکل میگیرد، بعد شربتخانهها و آشپزخانهها ساخته میشوند و تعدد مدارس، علمایی از هند را هم به مشهد میکشاند و پس از آن صنعت کتابت، قلم و کتابخانه شکل میگیرد.
وی با تاکید بر اینکه در آن ایام زمینهایی هم وقف کتابخانه میشوند، بیان کرد: همزمان با وقف، افرادی از هندوستان، افغانستان، عراق به مشهد میآیند و مبالغ زیادی را برای تعمیر و نگهداری مدارس و کتابخانهها نذر میکنند به همین دلیل مهاجرت به این منطقه شکل میگیرد و به واسطه وجود مرقد امام رضا(ع) هربار مشهد شاهد آسیب یا تخریبی بوده، بلافاصله مراقبتها از این شهر نیز، اوج میگیرد.
همتی با اشاره به حمله افغانها به مشهد گفت: زمانیکه افغانها حمله میکنند میخواستند حرم را هم تخریب کنند اما مردم با آنان مقابله میکنند و گویی همین مراقبت، امنیت را هم افزایش میدهد. جنس این مقاومتها نیز در طول تاریخ متفاوت است، فاطمه طوسی فردی بوده که همسرش سردار بوده و در حملهای به مشهد کشته میشود، او پس از این اتفاق به پشت دروازه شهر میرود و سالها از این شهر محافظت میکند. این گونه مرقد امام رئوف از یک چهارطاقی کوچک، دروازههای مشهد را به خیابانی که اکنون آن را ارگ مینامیم میرسد.
پژوهشگر تاریخی و اجتماعی بیان کرد: در دورهای نوه نادرشاه افشار میآید و میگوید اموال و طلاهای حرم ارث پدری من است و با لشگرش به حرم حمله میکند تا طلاها را بگیرد و خرج سربازانش را بدهد اما چون بین سربازانش این اعتقاد وجود داشته که این پول متعلق به مردم است، پس به زندگی ما برکتی نمیدهد، خود سربازها و مردم با کمک یکدیگر نوه نادرشاه را میکشند.
وی با اشاره به اشغال ایران توسط روسها، ابراز کرد: در دورههای بعد زمانی که روسیه تزاری وارد مشهد میشود و سربازان روس، گنبدهای حرم را بمباران میکنند میبینیم روسها توسط مردم نابود میشوند. نسیم شمالی، شاعر در آن دوره گفته که آخوند خراسانی مردم را به شور میآورد تا سربازان روس را کشته یا فراری دهند و همین شاعر شعر معروف «با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد» را میسراید.
همتی ادامه داد: پس از آن شوروی دوباره میآید تا اعتمادسازی و آبادانی کند اما جدالهایی بین بریتانیا و شوروی شکل میگیرد و بریتانیاییها سعی میکنند سربازان شوروی را بیرون کنند اما در نهایت مردم خودشان کارخانهها، صنایع و وقایع را دست میگیرند. ما در دورههای قحطی هم میبینیم آشپزخانه زواری حرم به زوار امام رضا(ع) قرص نانی به عنوان اطعام میداده و همین موضوع باز مشهد را به «منطقه امن» تبدیل میکند.
پژوهشگر تاریخی و اجتماعی افزود: در برهههای بعد تاریخ به واقعه گوهرشاد میرسیم که به واسطه اتفاقاتی مردم علیه استانداری اعتراض میکنند و دوباره امنیتی در مشهد ایجاد میشود از سویی آنقدر فضای علمایی در این شهر رشد کرده بود، که مشهد را به یک وزنه در حوزه آموزش و مذهب تبدیل کرده بود. پس از آن هم انقلاب و جنگ هشتساله را داریم که میبینیم مردمِ بسیاری از غرب و جنوب کشور به مشهد مهاجرت میکنند چراکه در تمام ۸ سال جنگ، مشهد به عنوان مرکز پشتیبانی از جبهههای غرب و جنوب ایران معرفی میشود و همین باز موجب پذیرش مهاجران میشود.
وی با اشاره به ساخت مراکز درمانی در این ایام در مشهد گفت: در این دوره بیمارستان امام رضا(ع) در مشهد ساحته میشود، پزشکانی از دیگر کشورها به مشهد میآیند، دانشگاه فردوسی، کتابخانه آستانقدسرضوی و بسیاری مراکز دیگر شکل میگیرند.
همتی با اشاره به جنگ دوازده روزه و جنگ تحمیلی رمضان گفت: در این دو جنگ مشهد شاهد امنیت کامل بودیم، افراد بسیاری را میشناسم که در در این دو جنگ اخیر به مشهد پناه آوردند، انگار این شهر یک حافظه تاریخی امن را ایجاد کرده است که انگار نسل به نسل منتقل شده و همه اینها، مشهد را منطقه امن ایران کرده است. درست به همین واسطه مشهد رو به رشد است و به بابت وجود ارض اقدس، مقدس خوانده میشود و مردم به این شهر پناه میآورند.
پژوهشگر تاریخی و اجتماعی ادامه داد: کاش نویسندگان در این حوزه دست به تولیدات ویژه بزنند و مشهد را به عنوان شهر امن معرفی کنند، ما در تربیت نسل جدید هم بابت معرفی مشهد کمکاری کردهایم به همین دلیل نسل جدید با روایتهای شهر خودش غریب است و برای مطالعه به سراغ قصههای خیالی یا معروف میرود.
اسطوره «ضامن آهو» در ذهن مردم ایران
جواد لگزیان، روزنامهنگار و پژوهشگر نیز در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: مشهد چون در مرزهای شمال شرقی کشور واقع شده، از دیرباز برای مردم ایران به عنوان یک ملجا شناخته میشده و در بسیاری از بزنگاههای تاریخی کشور هم، ارتش برای تجدید قوا، به صورت موقت به این سمت عقبگرد کرده است.
روزنامهنگار و پژوهشگر با اشاره به جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، افزود: در ۲ جنگ اخیر، بسیاری از مردم باتوجه به اینکه شمال شرق کشور آرامتر بود، به این شهر آمدند، از سویی در اسطورهها، اسطوره «ضامن آهو» هم، با مهاجرت موقت مردم به مشهد در زمانِ بحران و آشوب تناسب دارد، امام رضا(ع) پناهگاه آهو بودند. آهو استعاره از انسان است. به این معنی که همه انسانها میتوانند برای بازسازی معنوی به این بارگاه جاودان پناه بیاورند و مشهد این جایگاه را همیشه داشته و دارد.
وی افزود: نقل شده که یک روز شیخ بهایی میخواسته طلسمی درست کند که افراد غیرشیعه وارد حرم نشوند، اما امام رضا (ع) به خواب شاه عباس میرود و از این امر جلوگیری میکند، این داستان استعاره از این است که حرم امام رضا(ع) متعلق به همه انسانها و همه افکار است، پس مشهد هم باید فرهنگِ مدارا را در دستور کار قرار دهد و مسئولان فرهنگی هم، در صدد بازسازی معنوی شهر باشند.
لگزیان با اشاره به جنگ ایران و عراق، اظهار کرد: در جنگ هشت ساله بسیاری از افرادی که در خوزستان بودند، بالاخص مردم اهواز، مشهد را برای زندگی انتخاب کردند، به طوری که اکنون در مشهد شهرک شهید بهشتی را داریم که جایگاه مهاجران خوزستانی است و این شهرک پس از چندین سال جایگاه خود را به لحاظ اجتماعی حفظ کرده و به یک شهرک بزرگ تبدیل شده است.
روزنامهنگار و پژوهشگر ادامه داد: مشهد در سالهای اخیر از لحاظ تجاری رشد بسیار خوبی داشته، بالاخص در خیابانهای اطراف حرم میبینیم و که مراکز تجاری لوکس و برج و هتلهای بسیاری ساخته شدهاند. اما در ایجاد فرهنگ مهاجرت و مهاجرپذیری، موفقیت شایانی را مشاهده نمیکنیم، یعنی باتوجه به این همه مهاجر در مشهد، باید به خرده فرهنگها توجه بیشتری بکنیم.
وی با تاکید بر ضرورت مطالعه تاریخی مسئولان شهری در حوزه تاریخ مشهد، اظهار کرد: مطالعه روی تاریخ مشهد بسیار کمک کننده است، چراکه اینگونه متوجه میشویم لقب «دارالامان» در سال ۶۱۷ هجری قمری به مشهد داده شده که این دارالامان بودن نشان میداد این شهر برای مردم ایران مامنی بوده که در برابر مشکلات و هجوم بیگانه همواره به این شهر پناه آوردهاند.
لگزیان با اشاره به حمله مغول، ازبکها و یورش ترکمنها گفت: در مواجهه با این یورشها و حوادث هم مهاجران بسیاری به مشهد آمدند و به مرور مشهد جایگاهی تاریخی برای بازسازی معنوی مردم پیدا کرد، اگر مسئولان نگاهی کوتاه به تاریخ مشهد داشته باشند متوجه این نکته بسیار مهم خواهند شد، چراکه «پناهگاه بودن» مشهد، بسیار بسیار امر مهمی است که باید مورد توجه مسئولان قرار بگیرد تا مسئولان شهری علاوه بر گسترش بازار و مراکز تجاری در این شهر، گسترش فرهنگ را هم در دستور کار قرار دهند تا فرهنگی از مدارا، و مهاجرپذیری داشته باشیم.
روزنامهنگار و پژوهشگر بیان کرد: ما برای اینکه نقش نقطه امن بودنِ مشهد در حافظه تاریخی ایرانیان را زنده نگهداریم، باید به این سمت حرکت کنیم. مطالعات شهری این مسئله را به ما خاطرنشان میکند که یکی از نکات مهم برای پیشرفت در مهاجرپذیری، تقویت «فرهنگ مهاجرپذیری» است تا مهاجران بتوانند فرهنگ و خرده فرهنگ خود را در شهرِ مقصد خود داشته باشند.
امام هشتم پناهگاه و ملجاء مردم
ملیحه کرخی، مشهدپژوه و فعال اجتماعی ضمن بیان ویژگیهای مشهد در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: مشهد به واسطه ویژگیهای منحصر به فرد خود، همواره در بزنگاههای تاریخی به پناهگاهی امن برای مردمان تبدیل شده است. یکی از مهمترین دلایل این امر، غیر از روحیه صلحطلبانه ساکنان آن، ریشه در اعتقادی عمیق دارد، باور به اینکه امام رضا (ع)، که خود غربت را تجربه کردهاند، پناهگاه و ملجاء غریبان هستند.
مشهدپژوه و فعال اجتماعی با بیان اینکه این باور، فرهنگی از پذیرش و مهماننوازی را در میان مردم مشهد تقویت کرده، اظهار کرد: این باور مردم مشهد را آماده پذیرش اقوام و نژادهای گوناگون از سراسر ایران و جهان در ادوار مختلف تاریخی کرده است.
وی ادامه داد: این رویکرد موجب شده تا مشهد، همانطور که یک جهانگرد در دوران صفوی به زیبایی توصیف کرده، به شهری بندرگونه شبیه شود که هرچند دریا ندارد، اما محل تلاقی و پذیرش انسانها از هر کجای دنیاست.
کرخی با اشاره به حمله مغول گفت: با نگاهی به نمونههای تاریخی، یکی از برجستهترین دوران تاریخی که طی آن مشهد نقشی کلیدی به عنوان پناهگاه داشته، به حمله مغول بازمیگردد. هنگامی که شهرهای همجوار مانند نوغان و طابران بارها مورد هجوم و غارت قرار گرفتند و ویران شدند، مشهد توانست تا حد زیادی در امان بماند. این امنیت نسبی، مردم این شهرها را بر آن داشت تا خانههای خود را رها کرده و برای همیشه به مشهد مهاجرت کنند و این شهر را به ملجاء و پناهگاه خود بدل سازند.
نقش بیبدیل مشهد در تاریخ خراسان پهناور
مشهدپژوه و فعال اجتماعی با تاکید بر حضور مضجع شریف رضوی در این شهر، ادامه داد: علاوه بر این، مشهد همواره توانسته است برخلاف بسیاری از شهرها، علیرغم پذیرش گسترده مهاجران با اعتقادات گوناگون، حول محوریت حرم مطهر امام رضا (ع) رشد کند. این فضای پذیرش و تساهل نه تنها از ارزش معنوی و جایگاه بارگاه حضرت رضا (ع) نکاسته، بلکه به نحو شگفتانگیزی باعث شده تا گروههای مختلف با باورهای متنوع، ارادتی عمیق به ایشان پیدا کنند. شاید همین ویژگی منحصر به فرد، یعنی تبدیل شدن مشهد به مقصدی امن که پذیرای همگان است، در طول قرنها موجب شده تا مشهد همچنان بزرگترین شهر در گستره خراسانکهن باقی بماند و نقشی بیبدیل در تاریخ این منطقه ایفا کند.
وی ضمن بررسی ویژگیهای اقتصادی مشهد بیان کرد: علاوه بر این ویژگیهای معنوی و فرهنگی، مشهد از منظر اقتصادی و جغرافیایی نیز همواره از موقعیت ویژهای برخوردار بوده است. از گذشتههای دور، این شهر در مسیر اقتصادی شرق قرار گرفته و به همین واسطه، از تجارت پررونقی بهرهمند بوده است.
کرخی ادامه داد: این امر، مشهد را به مرکزی پویا و پرجنبوجوش تبدیل کرده و زمینهساز ایجاد فرصتهای اقتصادی برای ساکنان و مهاجران بوده است.از سوی دیگر، جغرافیای منحصربهفرد مشهد، بهویژه قرار گرفتن آن در معرض بادهای مختلف، شرایط زیست محیطی مناسبی را فراهم آورده است. این ویژگی طبیعی، به دور نگه داشتن شهر از انواع بیماریهای همهگیر کمک کرده و به ارتقای سلامت و کیفیت زندگی شهروندان یاری رسانده است. مجموع این عوامل – از جنبههای معنوی و فرهنگی گرفته تا اقتصادی و جغرافیایی – مشهد را به پناهگاهی مستحکم و مقصدی مطلوب برای زیستن، در طول قرون متمادی تبدیل کرده است.
مشهدپژوه و فعال اجتماعی افزود: در حافظه تاریخی ایرانیان، مشهد بیش از آنکه شهری صرفاً جغرافیایی باشد، تجسمی از مأمن، پذیرش و پناهگاه است. این تصویر ریشه در همان باور عمیقی دارد که امام رضا (ع) را نه تنها راهنمای معنوی، بلکه پناهگاه غریبان و نیازمندان میداند.
وی ابراز کرد: از همین رو، مشهد در بزنگاههای تاریخی، به ویژه در دوران های پرآشوب از حمله مغول گرفته تا جنگهای معاصر، نه تنها خود را حفظ کرد، بلکه پذیرای مردمی شد که خانههایشان ویران شده بود. این پذیرش گسترده، که حاصل رویکرد تسامحآمیز نسبت به قومیتها و اعتقادات گوناگون بود، مشهد را به نگینی در ایران تبدیل کرده است.
لزوم زندهنگه داشتن نقش تاریخی مشهد به عنوان «سرزمین امن»مشهدپژوه و فعال اجتماعی ضمن بیان پیشنهاداتی برای زندهنگه داشتن نقش تاریخی و مهم مشهد به عنوان «سرزمین امن» در حافظه تاریخی مردم ایران گفت: مسئولان فرهنگی باید به هر شکل ممکن به ترویج روایتهای تاریخی همت گمارند. این کار از طریق بازگویی داستان مهاجرتها، پناه آوردن مردم در دوران بحرانها به مشهد (مانند حمله مغول یا حتی وقایع معاصرتر) و نحوه پذیرش گسترده مهاجران در مشهد، از طریق ابزارهای رسانهای گوناگون مانند مستندها، فیلمهای تاریخی، مقالات و برنامههای فرهنگی امکانپذیر است.وی ادامه داد: گنجاندن ویژگیهای خاص مشهد در متون آموزشی هم باید در دستور کار قرار گیرد، یعنی معرفی ویژگیهای منحصر به فرد از تاریخ مشهد در کتب درسی دانشآموزان درج شود، تا نسلهای آینده از ابتدا با این هویت درخشان شهر آشنا شوند.کرخی برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری را نیز اثربخش دانست و تاکید کرد: برپایی نمایشگاههای هنری، جشنوارههای فرهنگی و مراسمی با محوریت موضوع «پناهندگی» و «پذیرش» با الهام از تاریخ مشهد هم بسیار خوب است تا هنرمندان و نویسندگان بتوانند این مفاهیم را در آثار خود بازتاب دهند.مشهدپژوه و فعال اجتماعی ابراز کرد: تأکید بر جنبه زیارتی و معنوی مشهد هم ضرورت دارد، هرچند مشهد در ابعاد مختلف امن بوده، اما هسته اصلی این مفهوم، حول محور حرم مطهر امام رضا (ع) شکل گرفته است. تقویت بعد زیارتی و تبیین چگونگی نقش بارگاه ایشان به عنوان مرکز وحدت و پناه برای همگان، میتواند این حافظه را زنده نگاه دارد.این مشهد پژوه با اشاره به نقش پژوهشهای میدانی و تاریخی در زنده نگهداشتن نقش تاریخی مشهد، تصریح کرد: تشویق به انجام تحقیقات علمی و جامعهشناختی پیرامون جریانهای مهاجرت، نحوه ادغام گروههای مختلف در مشهد و پویاییهای اجتماعی-اقتصادی که این شهر را به مکانی امن تبدیل کرده است، هم باید در دستور کار مسئولان فرهنگی شهر قرار گیرد.
وی گفت: با چنین رویکردهایی، میتوان اطمینان حاصل کرد که تصویر مشهد نه تنها به عنوان یک شهر زیارتی، بلکه به عنوان نمادی از انسانیت، پذیرش و امنیت پایدار، در تار و پود حافظه تاریخی ایران باقی بماند.
مشهد؛ «دارالامان»
مشهد، با تکیه بر جایگاه مذهبی و موقعیت جغرافیایی خاص خود، در طول تاریخ همواره نقش «دارالامان» را برای ایرانیان ایفا کرده و پناهگاهی امن در برابر ناامنیها بوده است. این نقش، با مقاومت مردم و توسعه فرهنگی و اقتصادی شهر، تقویت شده است. اما با وجود رشد چشمگیر مشهد در سالهای اخیر، حفظ و ارتقای جایگاه «دارالامان» نیازمند توجه به تقویت فرهنگ مهاجرپذیری و مدارا در کنار توسعه مادی است تا میراث این پناهگاه تاریخی برای آیندگان نیز پابرجا بماند.


نظر شما