خبرگزاری مهر، گروه استانها- مرجانه حسین زاده: روز معلم روزی است که تمام جامعه، با قلبی سرشار از احترام و قدردانی، به مقام شامخ معلمان ادای دین میکند. روز معلم، یادآور نقش حیاتی این اولیاء تربیتی در ساختن فردای جامعه است؛ کسانی که با ایثار و تعهد، چراغ دانش را در دلها روشن نگه میدارند و مسیر رشد و تعالی انسانها را هموار میسازند. این جایگاه رفیع، بیشک شایسته بالاترین ستایشهاست.
اما در پس این تقدس و احترام، این شغل با چالشهای پرشماری نیز همراه است که گاه در هیاهوی تقدیرها، از نگاهها دور میماند.
امروز، معلم نه تنها در کسوت انتقالدهنده علم و دانش، بلکه در قامت یک مبارز خستگیناپذیر، با انبوهی از مرارتها دست و پنجه نرم میکند. از حقوقهای ناکافی که پاسخگوی تورم و هزینههای زندگی نیست، تا تدریس در مناطق محروم و کمبرخوردار شهری و روستایی که نیازمند صرف انرژی مضاعف، تحمل و مشقات رفت و آمد و گاهی تأمین حداقل نیازهای دانشآموزان است. طی کردن مسیرهای صعبالعبور برای رسیدن به کلاس درس در دورافتادهترین نقاط و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات ناشی از فقر و آسیبهای اجتماعی در میان دانشآموزان نیز تنها بخشی از دغدغههای روزمره این قهرمانان گمنام و این قشر زحمتکش است.
در سالهای اخیر، ظهور پدیده تدریس مجازی نیز بر این چالشها افزوده است. معلمانی که نه تنها با محدودیت اینترنت و سرعت پایین و زیرساختهای فناورانه معیوب مواجه هستند، بلکه نیازمند مهارتهای جدیدی برای برقراری ارتباط مؤثر با دانشآموزان از پشت صفحه نمایش هستند، در حالی که خود همچنان با دغدغههای مالی و کمبود امکانات دست و پنجه نرم میکنند. این گزارش، تلاش دارد به بهانه روز معلم، نیمنگاهی به این بخشِ پرچالش شغل معلمی بپردازد و صدای معلمانی را به گوش برساند که رسالت خود را با وجود تمام این سختیها، با عشق و تعهد به انجام میرسانند و بذرِ امید، مقاومت و خودباوری را نیز در دل کودکان میکارند.
دخالت خانوادهها در امر آموزش
زهرا زارعی، معلم دوره ابتدایی که سالها در مناطق کمبضاعت مشغول تدریس بوده، در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: معلمی شغلی نیست که بتوان آن را تنها در چارچوب ساعت کاری و شرح وظایف اداری تعریف کرد. معلمی یک رسالت و یک انتخاب آگاهانه برای آمیختن زندگی با عشق و تعهد است. در پس هر خطی که معلم بر صفحه کاغذ سفید مینگارد، در هر نگاهی که به چشمان کنجکاو دانشآموزانش میاندازد و در هر واژهای که برای روشنگری به کار میبرد، دنیایی از عشق و ایثار نهفته است.
معلم دوره ابتدایی افزود: گاهی، سختیها بر این مسیر سایه میاندازند، از مشکلات و چالشهای روزمره یک معلم گرفته تا کمبودها و قدرناشناسیها. اما آنچه این شغل را همچنان زنده و پرامید نگه میدارد، همان عشقِ ریشهدار و تعهدِ عمیقی است که در وجود هر معلمی نهفته است.
وی با ذکر خاطرهای گفت: کلاسهای ما در اواسط دهه ۸۰ در منطقه پایینده و در مدرسه «شهید فتحی» در دوره ابتدایی مختلط بود، این مدرسه تنها دبستان روستای کشف در آن سال بود، نکتهای که در آن مدرسه و آن منطقه برای من جالب بود و هنوز به خاطرم مانده شجاعت، غیرت و تعهد پسرهای دبستانی نسبت به دخترها و معلمها بود، حس حمایت پسرهای دبستانی در مواجه با یک بحران برای من درسآموز و عجیب بود، گاهی فکر میکردم با مردانی ۵۰ ساله مواجهم، مثلا در کلاس پنجم بخاری نفتی چکهای داشتیم، یکبار کلاسمان توسط این بخاری آتش گرفت، دو تا از پسرها با شجاعت و مهارتی عجیب، سریع بخاری را از پنجره بیرون کردند که حادثه ای رخ ندهد و بقیه پسرها، دخترهای کوچک را به بیرون از کلاس هدایت کردند.
زارعی افزود: در زمستانهای سرد روستا، زمانی که آب نداشتیم، پسرها برف میآوردند، میجوشاندند تا معلمها چای درست کنند. من سالهای اولِ کاریام در مواجه با این اتفاقات و نمونههای مشابهش که بسیار اتفاق میافتاد، همواره بغض میکردم و گاهی گمان میکردم این بچهها، معلمِ من هستند و گویی من پای درسِ آنها نشستهام. گاهی که موش سر کلاس ما میآمد، پسرهای کوچک وقتی میدیدند دخترها میترسند، بلافاصله حیوان را از کلاس بیرون میکردند.
معلم دوره ابتدایی با اشاره به سالهای تدریساش در روستای «شیرحصار» گفت: آن زمان وقتی در روستایی برای تدریس ساکن میشدیم، اهالی روستا به مقام معلم خیلی احترام میگذاشتند، زنان روستا نان که می پختند چند نان برای معلم میآوردند، در فروردین و اردیبهشت کنگر و زمستانها چغندر برایمان میآوردند، شاید آن نان یا کنگر قیمتی نداشت اما اهالی روستا اینگونه محبتِشان را به مقام معلم ابراز میکردند. اما امروز خانوادهها نسبت به معلم گاهی با پرخاش برخورد میکنند و اغلب در امر آموزش دخالت میکنند.
وی بیان کرد: متاسفانه این دخالت خانوادهها در امر آموزش، دانشآموزان را هم خیلی نازپرورده کرده و این مسئله به ضرر کودکان است چرا که ما معلمان تمام تلاشمان را برای آموزش کودکان میکنیم و اگر از دانشآموز تکلیف میخواهیم، این به نفع کودک است، اما خانوادهها این موضوع را بر نمیتابند و از معملمان گلهمند میشوند که چرا به کودکشان اخم کردهایم یا چرا کودکشان را میز آخر کلاس نشاندهایم. خانوادهها باید بدانند دخالت در تدریس، به ضرر کودک است و در آینده شغلی و رفتاری کودک تاثیر منفی میگذارد و او را جامعهپذیر نمیکند.
چالشهای مدارس مناطق محروم
فریده حسین زاده، نیز که تدریس در مناطق محروم را در کارنامه کاری خود دارد، در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: یکی از معضلات اساسی تدریس در مناطق محروم مسئله دسترسی کودکان به مدرسه در فصول سرد سال بود، دانشآموز باید گاها کیلومترها راه را در برف پیاده طی میکرد و وقتی میرسید به کلاس آنقدر خسته بود که آمادگی یادگیری نداشت.
معلم مشهدی با اشاره به یکی دیگر از چالشها گفت: مدارس اغلب فاقد امکانات ابتدایی مانند میز و صندلی کافی، نور و گرمایش مناسب بودند. حتی در برخی فصول، کمبود آب سالم و بهداشتی نیز احساس میشد.
وی بیان کرد: از سویی زیست متفاوت آنها، باعث شده تا این دانشآموزان از همان کودکی با واقعیتهای زندگی روبرو شوند. آنها میدانند که هر لقمه نان، حاصل تلاش پدر و مادرشان است پس برخلاف دانشآموزان شهری چاشتشان هرچه باشد، ولو یک لقمه نان و پنیر با اشتها میخورند. میدانند که داشتنِ کتاب و دفتر و مداد، یک امتیاز بزرگ است.
حسین زاده افزود: آنها میدانند که علم میتواند راه نجاتشان باشد. همین آگاهی، باعث میشود تا قدر داشتههایشان را بیشتر بدانند. برخلاف بچههایی که همه چیز برایشان فراهم است، این بچهها برای رسیدن به خواستههایشان، تلاش بیشتری میکنند و این تلاش، آنها را مقاوم بار میآورد.
کارکردن با نسل جدید از جذابیتهای معلمی است
مائده بابایی، دیگر معلم آموزش و پرورش که نگارش کتاب «هله» و «عشق بازی تقدیر» را نیز در کارنامه کاری خود دارد، در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: من در یک خانواده فرهنگی بزرگ شدم، یکی از دلایلی که این شغل را انتخاب کردم همین بود. در معلمی این موضوع بسیار جذاب است که ما حجمی از اطلاعات را به بچههایی میدهیم که در آینده قرار است آیندهسازان این کشور باشند و این مسئله برایم بسیار خوشایند است. کارکردن با نسل نوجوان هم برایم بسیار لذتبخش است، سرزندگی این نوجوانان، نگاهشان به آینده و تفاوتی که با نسل ما دارند، مرا بسیار مجذوب این نسل کرده است.
معلم و نویسنده کتاب «هله» و «عشق بازی تقدیر» با اشاره به مشکلات تدریس مجازی تصریح کرد: کار کردن در فضای مجازی راحت نیست، اما من سعی کردم خودم را با شرایط سازگار و به روز کنم، چراکه اگر این سازگاری در من ایجاد نشود، مطالب خوب به دانش آموزان منتقل نمیشوند.
وی بیان کرد: یکی مشکل جمعی معلمان کشور همزمان با آموزش مجازی، مشکل خطوط و اینترنت است، که اجازه همراهی کامل ما و دانش آموزان را با یکدیگر نمیدهد. پلتفرم های آموزشی هم مداوما در حال تغییر هستند، مدیران در تلاش برای به روز نگهداشتن این پلتفرمها هستند، اما این پلتفرمها آنچنان که باید، پاسخگوی آموزش و محیط آموزشی نیستند.
بابایی اظهار کرد: مشکل دیگر آموزش مجازی، عدم ارتباط چشمی معلم با دانشآموز است. یکی از بهترین راهها برای انتقال پیام برقراری ارتباط چشمی با دانش آموزان است.
معلم و نویسنده کتاب «هله» و «عشق بازی تقدیر» عدمِ تمرکز دانشآموزان در آموزش مجازی را، از دیگر چالشهای این گونه تدریس دانست و اظهار کرد: چون در فضای مجازی دانش آموزان با فقدان حضور فیزیکی معلم مواجه هستند، تمرکزشان بسیار پایین است و مدام با محرکهای محیطی دچار حواسپرتی میشوند، لذا تمرکزی که در کلاس درس هست، در فضای مجازی نیست.
وی با اشاره به عدم نظارت کافی آموزگار بر دانشآموزان، اظهار کرد: این موضوع هم چالش مهمی است چراکه در آموزش مجازی، استمرار و مداومت دانشآموز بر حل یک مسئله، نحوه برخوردش با یک مسئله، نظم او، نحوه تمرینکردن دانشآموز و بسیاری دیگر از موارد قابل مشاهده نیست و دانشآموز مرتبا دچار حواسپرتی میشود.
بابایی با اشاره به نشستن طولانیمدت پای سیستم، گفت: این مشکل هم برای دانشآموز پیامدهایی نظیرِ سردرد، خستگی چشم و کمتحرکی دارد.
این معلم و نویسنده مشهدی بیان کرد: در نهایت با تمام این مسائل من از شغلم راضی هستم، اگر به گذشته هم برگردم همین معلمی را انتخاب میکنم چراکه معلمی از آرزوهایم بوده همیشه.
وی عدم رضایت شغلی را دلیل بر بهانهتراشیها دانست و گفت: اگر آموزش در فضای مجازی، راحتتر و بهتر از کلاس درس باشد، کسی که به شغل معلمی علاقه ندارد و به آن عشق نمیورزد باز بهانهای برای عدم رضایت پیدا میکند.


نظر شما