۴ شهریور ۱۴۰۵، ۷:۴۴

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد

در آیینی با محوریت انتشار مرقعی از آثار عمادالکتاب، ابعاد تازه‌ای از نبوغ هنری و نقش او در پیوند خوشنویسی با جامعه و تحولات زمانه‌اش بررسی شد.

به گزارش خبرنگار مهر، آیین رونمایی از اثر نفیس «مرقع عمادالکتاب»، شامل برگ‌هایی از ادعیه و صلوات چهارده معصوم(ع) و قطعاتی از خطوط نسخ، نستعلیق، شکسته، ثلث و تحریری، با حضور جمعی از مدیران فرهنگی، استادان و پژوهشگران در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

دبیر نشست و مدیر اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی احسان‌الله شکراللهی در ابتدای برنامه، ضمن تبریک فرارسیدن ایام میلاد پربرکت پیامبر گرامی اسلام(ص)، اظهار کرد: «بسیار خرسندیم که در آستانه میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گفت: شاهد یک رویداد فرهنگی ارزشمند و درخشان هستیم؛ رونمایی از یکی از نفایس گنجینه خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران که به پایمردی، همت و سرمایه‌گذاری بانک ملی ایران و با هنرمندی همکاران این مجموعه به زیور طبع آراسته شده است.

وی درباره پدیدآورنده این اثر افزود: «این چهره درخشان، در واقع نقطه پیوند و آغاز دوره معاصر خوشنویسی ما به شمار می‌آید. عمادالکتاب مقدمات خوشنویسی را نزد میرزا محمدعلی خوشنویس قزوینی آموخت؛ اما آنچه اقتضا می‌کرد او از همان دوران نوجوانی به اسناد، آرایه‌بندی قباله‌جات و اقلام گوناگون خط توجه کند، سرآغاز مسیری شد که پا جای پای قله‌های خط دوران قاجار بگذارد. او هرچند امکان نیافت مستقیماً از محضر استادانی چون میرزا غلام‌رضا اصفهانی یا میرحسین ترک تهرانی بهره‌مند شود، اما سبک و شیوه آنان را با دقت پی گرفت. عمادالکتاب جزو معدود خوشنویسان چندقلم یا هفت‌قلم تاریخ ایران بود که علاوه بر نستعلیق و تعلیق، انواع دیگر خطوط را نیز استادانه می‌نوشت.

دبیر نشست با اشاره به پژوهش‌های منتشرشده درباره شخصیت عمادالکتاب ادامه داد: «برخی پژوهشگران، از جمله جناب آقای مسعود شیربچه در اثر ارزنده‌شان، به شباهت‌های شگفت‌انگیز او با میرعلی تبریزی (واضع خط نستعلیق) اشاره کرده‌اند؛ از جمله اینکه زبان مادری هر دو ترکی بوده، به زبان رسمی فارسی تسلط کامل داشته‌اند و فرانسه نیز آموخته بودند. عمادالکتاب علاوه بر خوشنویسی، در مقاطعی نقاشی، موسیقی و حتی آشپزی را آزمود و از روحیه‌ای عصیانگر، پویا و خلاقیتی کم‌نظیر برخوردار بود. او در عصر تحولات بزرگ سیاسی و انقلاب مشروطه زیست؛ در کوران اعتراضات مردمی قرار گرفت و ناخواسته به عضویت کمیته مجازات درآمد. البته به حکم هنرمندی و عقل، در هیچ قتلی دست نداشت؛ هرچند شادروان علی حاتمی در مجموعه ماندگار "هزاردستان"، در قامت شخصیت "رضا خوشنویس"، روایتی دراماتیک و متفاوت از او ارائه کرده است.

وی در پایان سخنانش گفت: «عمادالکتاب با وجود ریشه داشتن در سنت خوشنویسی، به شیوه‌های نوین نیز باور داشت. او در دو سفر خود به اروپا (روسیه و هلند)، با متدهای جدید آموزش آشنا شد و توانست فرایند طولانی و سنتی آموزش خط را که گاه دهه‌ها به درازا می‌کشید، با تدوین جزوه‌ها و ۳۶ رسم‌الخط و انتشار آن در هلند، به دوره‌ای کوتاه‌مدت تقلیل دهد تا دانش‌آموزان بتوانند نستعلیق و سایر خطوط را سریع‌تر بیاموزند؛ ازاین‌رو، باید او را علاوه بر استادی بی‌بدیل، یک "معمار آموزشی" در عصر خود دانست.

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد


تأملاتی بر هنر و زمانه عمادالکتاب

در ادامه، سیدمجتبی حسینی، دبیر فرهنگستان زبان و ادب فارسی، به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: هنگامی که انسان در مواجهه با اثر هنری قرار می‌گیرد، در بادی امر چنین می‌پندارد که تنها در برابر جمال و زیبایی نشسته است؛ اما جمال، خلعتی است که بر قامت تفکر و اندیشه در بستر زمان و مکان پوشانده می‌شود. اثر هنری برشی کوتاه از تاریخ است، اما در درون خود، راوی سرگذشت و مسیری است که تا لحظه خلق اثر طی شده و حتی شگفت آنکه نشانه‌ها و دلالت‌هایی از فردا و آینده را نیز در خود نهفته دارد؛ چراکه پیران فرهنگ‌آموخته با آزمودن درمی‌یابند که در جام هنر، چگونه می‌توان نقش فردا را خواند. جوهره و سرّ سویدای هنر در این است که آیینه زمانه خویش باشد.

وی افزود: امروز که این اثر، ساخته و پرداخته‌شده در دی‌ماه ۱۲۸۱ (حدود ۱۲۴ سال پیش)، پیش روی ماست، بیایید هشت چلیپا یا قطعه این "مرقع عماد" را مانند هشت عمارت کلاه‌فرنگی یا هشت دریچه فرض کنیم: دریچه‌ای رو به شخصیت محمدحسین سیفی قزوینی؛ دریچه‌ای به باغ خطوط نسخ، شکسته و تحریری؛ دریچه‌ای به باورها، دین و معارف؛ دریچه‌ای به زمانه پرحادثه تاریخ ما؛ و دریچه‌ای رو به فردای آن روزگار که امروز ماست.

او ادامه داد: اگر در پس شباهت‌های کلی این قطعات با نمونه‌های پیشین بنگریم، تفاوت‌های ظریفی رخ می‌نماید؛ برای نمونه در صفحات نستعلیق، آن شرزگی و تیزیِ پیشین اندکی نرم‌تر شده و وفاداری به چارچوب‌های سنتی استادان حفظ گشته است. این ویژگی‌ها دقیقاً در دورانی شکل گرفته که زمانه سرعت گرفتن تحولات است: هم‌زمان با راه‌اندازی کارخانه چراغ برق در مشهد، ورود ماشین‌دودی، توسعه چاپخانه، تلگراف‌خانه، تأسیس مدارس با معلمان فرنگی، اعزام دانشجویان برای تحصیل طب و مهندسی به فرنگ، و اوج‌گیری نهضت مشروطه‌خواهی. جان حساس هنرمندی چون او در ۴۱ سالگی نمی‌توانست از این تحولات جامعه و دغدغه سرنوشت کشور برکنار بماند.

دبیر فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ادامه گفت: قصه زندگی عمادالکتاب روالی ساده و جویباری نداشت. او سلطنت پنج شاه از دو سلسله را دید؛ در ۱۴ سالگی از قزوین به آذربایجان و در ۱۶ سالگی به عتبات هجرت کرد، سپس به تهران و خراسان رفت؛ از نخستین خوشنویسانِ کارمند در وزارت داخله شد، به مشروطه‌خواهی گرایش یافت و معلم خط دو شاه شد. او تمام اقلام خط و تمام قالب‌ها، از کتابت تا کتیبه‌نویسی را تجربه کرد و آن‌قدر نوشت که به شهادت آثارش، کتابت را معطل یافتن متن‌ها نمی‌کرد؛ گویی به محض جاری شدن واژه‌ها در اندیشه‌اش، کلمات از سرانگشتانش بر صفحه کاغذ می‌بارید. او هرگز هنرمندی منزوی نبود که صوفیانه تنها به خلوت خویش بپردازد، بلکه کاملاً با جامعه در پیوند بود.

وی افزود: از منظر آموزشی نیز محرومیت او از حضور مستقیم در محضر استادان بزرگ دوران، او را به استادی در "مکتب غیابی" تبدیل کرد؛ تلاشی مشقت‌بار اما دلپذیر برای کشف و گره‌گشایی از رموز خط قدما که باعث شد وی با بازطراحی تقطیع‌ها و اتصالات حروف، نظام تعلیم خوشنویسی را سامان دهد و شالوده خوشنویسی معاصر ایران را پی‌ریزی کند. افزون بر این، حضور او در مدارس علمیه عتبات در ایام نوجوانی، پایه‌های دینی و معرفتی او را تحکیم بخشید؛ چنان‌که نگارش مصاحف شریف، ادعیه و صلوات‌های پرشمار بر پیامبر اکرم(ص) و خاندان پاکشان گواه این مدعاست. انتشار آثار متعدد او در دوران حیاتش از طریق چاپ سنگی نیز موجب گستردگی شهرت او در سراسر ایران شد.»

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد

مروری بر جایگاه و انتشار آثار عماد الکتاب

در بخش دیگری از این آیین رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی غلامرضا امیرخانی به ایراد سخن پرداخت و با اشاره به سوابق پژوهش و خریداری نسخه‌های خطی گفت:

«به یاد دارم در اواسط دهه هشتاد، ماجرای ورود ماشین دودی به تهران را مثال می‌زدند که ابتدا برخی با آن مخالفت می‌کردند؛ در فضای خرید نسخ و آثار خطی نیز در برهه‌ای مباحث زیادی پیش می‌آمد که این نسخه با چه قیمتی و چگونه تهیه شده است. درباره این مرقع و آثار نفیس نیز تلاش‌های فراوانی شد تا به مجموعه افزوده شود.

وی افزود: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به‌عنوان نهادی علمی و فرهنگی با سابقه کهن، همواره میزبان چنین رویدادهایی است و همکاری مراکز معتبری همچون بانک ملی ایران برای انتشار چنین آثاری جای تقدیر بسیار دارد. به‌ویژه از تلاش‌های جناب آقای دکتر نجف‌زاده، عضو محترم هیئت‌مدیره بانک ملی، و سایر همکاران و پژوهشگرانی که برای به ثمر نشستن این اثر نفیس همت گماردند، صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم. خوشحالم که امروز اثری نفیس از گنجینه خطی کشور، با کیفیتی شایسته در اختیار پژوهشگران و عموم علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

هنر مردمی عمادالکتاب

پس از سخنان امیرخانی دبیر نشست با قرائت ابیاتی نغز درباره جایگاه خوشنویسی و پیوند پاکی روان با زیبایی خط، گفت: این دومین اثر درخشان از مجموعه آثار عمادالکتاب است که با همکاری کتابخانه ملی به چاپ می‌رسد؛ پیش‌تر نیز مجموعه‌ای از آثار او منتشر شده بود که دربرگیرنده دوره‌های قبل، حین و بعد از دوران حبس او بود. نکته بنیادین—چنان‌که دکتر حسینی نیز تأکید کردند—این است که عمادالکتاب تنها "خوش‌نویسِ خوشایند درباریان" نبود؛ در حالی که در بخش بزرگی از تاریخ، هنر خوشنویسی و نقاشی در انحصار دربار و طبقه اشراف قرار داشت، در آغاز عصر معاصر چهره‌هایی چون کمال‌الملک در نقاشی و عمادالکتاب در خوشنویسی، هنر را به میان مردم آوردند و زبان گویای آرمان‌ها، مطالبات و حرف دل جامعه زمانه خویش شدند.

در ادامه این آیین و سخنران بعدی این نشست، جناب آقای دکتر حمیدرضا قلیچ‌خانی بود، پژوهشگری با آثاری مثل مجموعه رسائل خط و خوشنویسی، فرهنگ واژگان و اصطلاحات خط و هنرهای وابسته، فرهنگ زرافشان (اصطلاحات خوشنویسی و کتاب‌آرایی در شعر و ادب فارسی) و انبوه مقالات و پژوهش‌هایی اشاره کرد که پایان‌نامه‌های دانشجویی متعددی نیز زیر نظر ایشان به سامان رسیده است.

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد

ناگفته‌هایی از نبوغ، اسناد و ابعاد هنری عمادالکتاب

سپس دکتر حمیدرضا قلیچ‌خانی به ایراد سخن پرداخت و ضمن تشکر از مدیران کتابخانه برای خرید و تهیه این مرقعات گفت: این نفایس از دو حیث حائز اهمیت‌اند: نخست از منظر اصالت آثار، که اگر این بازه زمانی (تقریباً ۱۵ سال گذشته) را به‌صورت پژوهشی از جهت کیفیت و اصالت با خریدهای دوره‌های قبلِ این نهاد نودساله مقایسه کنیم، ارزش والای آن‌ها آشکار می‌شود.

وی در ادامه به بیان اهمیت این کار و جایگاه گنجینه کتابخانه ملی و اسناد منحصربه‌فرد عمادالکتاب پرداخت و گفت:یک نکته حائز اهمیت این است که بیشترین و غنی‌ترین آثار عمادالکتاب در سازمان اسناد و کتابخانه ملی نگهداری می‌شود. متأسفانه حتی در انجمن خوشنویسان ایران به‌عنوان بزرگ‌ترین نهاد خوشنویسی کشور، در حال حاضر اثر مستقیمی از این هنرمند نداریم؛ اما کتابخانه ملی بخشی از "گِرده‌ها" (طرح‌های سوزن‌زده کتیبه‌های عمادالکتاب) را در اختیار دارد که ظاهراً توسط دختر ایشان اهدا شده است. همچنین مجموعه مفصلی در چند آلبوم سیاه مشق—که بخش عمده آن متعلق به دوران زندان است—در این سازمان موجود است که مسئولیت و رسالت کتابخانه ملی را در حفظ و بازنشر آن‌ها دوچندان می‌کند. پیش از این، مجموعه‌ای از سیاه‌مشق‌های ایشان با مقدمه استاد غلامحسین امیرخانی منتشر شده بود، اما به گمان من اتوبیوگرافی‌ها و خودزندگی‌نامه‌های متعددی از او باقی مانده که قابلیت انتشار دارند. شاید عمادالکتاب تنها خوشنویس ایرانی باشد که دست‌کم چهار بار شرح‌حال خود را به قلم خویش نگاشته است؛ امری که در میان قدما مرسوم نبود و در دوره معاصر نیز استادان دیگر شاید تنها یک بار به نگارش آن پرداخته‌اند. از این چهار خودزندگی‌نامه، دو نسخه در کتابخانه ملی موجود است که می‌تواند مبنای پژوهش‌های جامعی قرار گیرد.

او با اشاره به مرقع حاضر و اهمیت آموزشی «مفردات» افزود: نکته بعدی درباره آغاز این مرقع است که با "مفردات" و حروف الفبا شروع می‌شود. با توجه به اشارات سخنرانان محترم، به تک‌تک صفحات ورود نمی‌کنم؛ اما خوشبختانه از جناب آقای دکتر سادات قول گرفته‌ایم که *مفردات به خط ثلث ایرانی* اثر حاجی مقصود شریف تبریزی را نیز که از مباحث مهم است، به چاپ برسانند. مفردات برای کسانی که در حوزه آموزش خط فعالیت می‌کنند، فوق‌العاده حیاتی است. در این اثر گرچه صفحه اول به مفردات اختصاص یافته، اما در نسخه حاجی مقصود تمام اتصالات دوحرفی (مانند اتصال حرف "عین" به تمام حروف یا "سین" به تمام حروف) نوشته شده که منبعی الهام‌بخش برای طراحی ایرانی و تقویت هویت ملی به شمار می‌رود؛ در مرقع عمادالکتاب نیز پیوستگی این اتصالات به‌خوبی نمایان است.

وی ضمن بیان خاطرات عمادالکتاب از نوشتن کتیبه‌های آرامگاه فردوسی و ماجرای حذف امضای او گفت: در سفری که اخیراً برای دوره‌ای نسخه‌شناسی به مشهد داشتم، به نکته‌ای تاریخی درباره کتیبه‌های آرامگاه فردوسی برخورد کردم. این کتیبه‌ها در سال ۱۳۱۳ (دو سال پیش از وفات عمادالکتاب) به خط او نگاشته شده‌اند؛ اما نکته تأمل‌برانگیز این است که اثر، "رقم" و امضای خطاط را ندارد. اخیراً در یکی از سیاه‌مشق‌های عمادالکتاب دیدم که او عمیقاً از این ماجرا رنجیده است. در آن روزگار یکی از رجال دوره پهلوی به نام آقای خسرو (که بسیار مورد تمجید بود) در مجلس حضور داشت. عمادالکتاب همان‌طور که در رسم‌المشق‌های خود ثبت تاریخی کرده، دیدگاه جالبی داشته است؛ نقل می‌کند پیش از آن نیز یکی از رجال سیاسی به او گفته بود: من به تو همان شهریه را می‌دهم، به شرط آنکه فقط به سه پسر من درس بدهی و کاری با عموم مردم نداشته باشی؛ اما عماد پاسخ داده بود هدف من آموزش خط به همه ملت ایران است، نه فقط فرزندان اشراف. در ماجرای آرامگاه فردوسی نیز عمادالکتاب در قالب چند سیاه‌مشق با دلخوری ثبت کرده است که اگرچه کتیبه‌ها مورد تحسین و تمجید همه ناظران و حاضران قرار گرفت، اما حرکتی نسنجیده باعث شد امضای این بنده فقیر را در پایان کتیبه‌ها محو کنند و این رفتار، ناظران را نیز متعجب و خشمگین ساخت. ظاهراً توجیه متولیان این بوده که چون دستمزد پرداخت شده، دیگر نیازی به درج نام خوشنویس نیست؛ در حالی که در تمام سنت‌های هنری ایران، هنرمند علاوه بر دریافت دستمزد، اثر را با رقم و نام خود مزین می‌کرده است. بی‌تردید اگر امضای عمادالکتاب در بنای آرامگاه فردوسی باقی می‌ماند، اعتبار و ارزش هنری آن کتیبه‌ها دوچندان می‌شد.

قلیچ خانی در ادامه به شاهکارهای دیده نشده عمادالکتاب در زندان؛ از نقاشی تا نمایشنامه‌نویسی استنطاق‌ها اشاره کرد و افزود: در میان گنجینه کتابخانه ملی، تصاویری از نقاشی‌های دیده‌نشده عمادالکتاب موجود است؛ تصاویری که او در دوران حبس و در حبس‌خانه‌ها کشیده است. شگفتی این آثار در این است که از نظر سبک، با نقاشی‌های متداول آن عصر بسیار تفاوت دارند و اهمیت هنری کار او را نشان می‌دهند. او با اشاره به شعری از عمادالکتاب که به صفا و شأن در خوشنویسی اشاره دارد. یکی از خلاقیت‌های حیرت‌انگیز او-سوای نقاشی، هفت‌قلم‌نویسی و کنشگری سیاسی—این بود که هنگام بازداشت به اتهام عضویت در کمیته مجازات، در فرصت زندان، متن بازجویی‌ها و استنطاق‌های خود را دقیقاً به صورت نمایشنامه و متن تئاتر مکتوب و دکوپاژ کرد؛ با خوشنویسی آراسته عباراتی چون: «مستنطق: آقای دکتر! این شب‌نامه در جیب شما چه می‌کند؟ عمادالکتاب: این می‌تواند در ترکیب جیب هر ایرانی باشد... مستنطق: در جیب شما چه می‌کند؟ عمادالکتاب: (سکوت و حسرت)...»
یا در جایی دیگر می‌نویسد: «پرسید مال دارید؟ گفتم نه آقا، نداریم. گفت خرجی چطور؟ گفتم تقریباً...» این فوران خلاقیت در حوزه عکاسی، نقاشی، شعر و نمایشنامه‌نویسی کم‌نظیر است.

وی سپس به شجاعت سیاسی، حبس و مرقع دست‌نویس او برای ادوارد براون اشاره کرد و گفت: در تاریخ خوشنویسی ایران، پس از صفویه کمتر چهره‌ای در تراز اول داشته‌ایم که مانند او هفت‌قلم‌نویس، پرآوازه و در عین حال کنشگری شجاع باشد. حدود ۱۰ سال پس از کتابت همین مرقع، در حالی که در سراسر ایران شناخته‌شده و معلم خط احمدشاه قاجار بود، در سن ۵۰ سالگی با روحیه‌ای میهن‌پرستانه وارد جریانات کمیته مجازات شد. او در دفاعیات خود بیان کرد که از سر دلسوزی برای وطن و مشاهده نابسامانی اوضاع کشور دست به اقدام زده است. از آنجا که خط عمادالکتاب را همگان می‌شناختند، نگارش شب‌نامه‌ها یکی از عوامل اصلی شناسایی و لو رفتن کمیته شد. پس از دستگیری، در حالی که دیگر اعضای کمیته با مجازات مرگ و اعدام مواجه شدند، عمادالکتاب به شش سال حبس محکوم شد و سرانجام در سال پنجم با وساطت ادوارد براون و برخی شخصیت‌ها رهایی یافت.

وی افزود: در سفری که به یکی از دانشگاه‌های انگلستان داشتم، کتابچه‌ای منحصربه‌فرد دیدم؛ مجموعه‌ای که به پاس شصتمین سالگرد تولد او و تجلیل از خدماتش پس از آزادی، شاعران نامداری چون ملک‌الشعرای بهار و عارف قزوینی در ستایش او سروده بودند و عمادالکتاب آن اشعار را در مرقعی نفیس به خط خود نگاشته بود. این اثر بی‌نظیر اکنون در انگلستان نگهداری می‌شود و من تصاویر آن را تهیه کرده‌ام. انتشار آن، هم به سبب اشعار منتشرنشده شعرای تراز اول و هم به جهت خط فاخر عماد، پروژه‌ای فوق‌العاده است که پیشنهاد می‌کنم با حمایت بانک ملی یا سایر نهادها منتشر شود.

این استاد خوشنویسی سپس با اشاره به پیشگامی در طراحی فونت و حروف‌چینی خط نسخ ادامه داد: یکی دیگر از ابعاد نبوغ عمادالکتاب، پیشگامی او در طراحی قلم و تایپوگرافی است. او در سال ۱۳۲۵ قمری (یک سال پس از مشروطه)، برای نخستین بار در قالب یک جزوه حدوداً ده‌صفحه‌ای، بیش از ۴۰۰ ترکیب و اتصال از خط نسخ ایرانی را به‌منظور استفاده در صنعت چاپ و طراحی فونت تدوین و بازطراحی کرد. این اثر نشان می‌دهد او نخستین خوشنویسی است که خط نسخ ایرانی را با نگاهی نظام‌مند برای حروف‌چینی مدرن آماده ساخت؛ اثری که خود مانند همین مرقع، شایسته پژوهش و انتشار مستقل است.
در پایان، از این‌که سازمان اسناد و کتابخانه ملی با پشتیبانی مالی بانک ملی ایران توانست این مرقع گران‌سنگ را—که دربرگیرنده اقلام گوناگون خط است—به دست علاقه‌مندان و پژوهشگران برساند، از طرف خود و جامعه خوشنویسی صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم.

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد

ماجرای پیوستن یک خوشنویس به کمیته مجازات

پس از پایان سخنان قلیچ‌خانی، احسان‌الله شکراللهی با بازخوانی فرازهایی از کتاب پژوهشی مسعود شیربچه، به تشریح زمینه تاریخی و ماجرای پیوستن عمادالکتاب به کمیته مجازات پرداخت و گفت:

«عمادالکتاب سری پرشور داشت و دل به جریانات سیاسی سپرد. مظفرالدین‌شاه اندکی پس از اعلام مشروطیت و تأسیس مجلس اول درگذشت و محمدعلی‌میرزا جانشین او شد؛ پادشاهی از معاندین سرسخت مشروطه و مستبدی تمام‌عیار. رویارویی مشروطه‌خواهان با دربار، یارکشی‌های سال‌های آغازین سلطنت محمدعلی‌شاه، به توپ بستن مجلس و نبردهای ستارخان، مجالی برای توجه مورخان به خوشنویسان باقی نگذاشت. عمادالکتاب نیز در این سال‌های آتش و خون، همگام با امواج انقلاب پیش رفت و تا سال‌های پادشاهی احمدشاه و بحران‌های جنگ جهانی اول، نامی از او در مدارک رسمی تاریخی به چشم نمی‌خورد.

در آشوب‌بازار دولت‌های مستعجل دوران احمدشاه-که احزاب و دسته‌ها هر روز قارچ‌گونه سر برمی‌آوردند-عمادالکتاب با فردی به نام "کریم دواتگر" آشنا شد؛ لابد به واسطه آنکه اهل خط پیوسته با دوات و ادوات کتابت سروکار دارند. این آشنایی، مسیر زندگی او را دگرگون کرد. کریم دواتگر، انقلابی پرشور، تندرو و بنیادگرایی بود که در تب‌وتاب پیدایش دسته‌های خشن دوران انقلاب (همچون دسته‌های حیدری و نعمتی)، دست بر اسلحه برد. او در جریان مخالفت‌های شیخ فضل‌الله نوری با مشروطه‌خواهان، در جلوخان منزل شیخ به سوی وی تیراندازی کرد؛ اما نتوانست بگریزد و برای فرار از مهلکه، تیری نیز به دهان خود شلیک کرد، ولی زنده ماند و دستگیر شد. شیخ فضل‌الله پس از بهبود، از سوءقصد او درگذشت و وی را بخشید.

در سال ۱۳۳۴ قمری، سه تن از کنشگران تندرو به نام‌های اسدالله‌خان ابوالفتح‌زاده، ابراهیم‌خان منشی‌زاده و محمدنظرخان مشکوه تشکیلات مخفی و تروریستی خود را تحت عنوان "کمیته مجازات" بنیان نهادند. غرض اصلی آن‌ها از میان برداشتن چهره‌های وابسته به انگلستان در میان دولتمردان بود. آنان برای اجرای ترورها به فردی بی‌باک نیاز داشتند و کریم دواتگر بهترین گزینه بود. کریم سپس عمادالکتاب را به این تشکیلات معرفی کرد و او به‌عنوان کاتبِ بیانیه‌ها، اعلامیه‌ها و شب‌نامه‌هایی که علل ترورها را تشریح می‌کرد، همکاری خود را آغاز نمود.

هرچند میزان دخالت و همراهی او با سران کمیته همواره محل بحث بوده است، اما اسناد تاریخی و روایات باقی‌مانده نشان می‌دهند که او در تصمیم‌گیری برای قتل‌ها و طرح‌ریزی ترورها نقشی نداشته و ساحت او از خون‌ریزی مبرای بوده است. در نهایت، با افشای تشکیلات، اعضای کمیته دستگیر شدند و تقریباً تمامی سران آن مستقیماً یا به شیوه‌های دیگر اعدام شدند؛ اما عمادالکتاب با حکم حبس مواجه شد. بدین‌گونه، یکی از شگفت‌انگیزترین و دراماتیک‌ترین فرازهای پیوند سیاست و هنر در تاریخ معاصر ایران با نام و سرنوشت محمدحسین عمادالکتاب گره خورد.

شکراللهی در ادامه این نشست گفت: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران تاکنون دو اثر درخشان از عمادالکتاب را منتشر کرده است. همکاران سازمان، شرکت انتشاراتی بانک ملی ایران، با پیگیری‌های ویژه پژوهشی جناب آقای دکتر سادات و دستیاران ایشان و همچنین همکاران پیشین، در این مسیر تلاش بسیاری کرده‌اند. بااین‌حال، مهم‌ترین اثر عمادالکتاب در کتابخانه ملی، آلبومی پربار است که در کنار آثار پراکنده‌ای که به آن‌ها اشاره شد، مجموعه‌ای فوق‌العاده را تشکیل می‌دهد. به گمان من، شایسته است با سرمایه‌گذاری مجدد بانک ملی ایران و پیگیری همکاران ما، این اثر نیز منتشر شود.

دبیر نشست سپس از دکتر نجف‌زاده، عضو هیئت‌مدیره بانک ملی ایران، دعوت کرد تا سخنرانی کند.

نجف‌زاده ضمن تشکر از حاضران جلسه گفت: جا دارد سخت خود را با یک پرسش شروع کنم: اگر روزی تمام داشته‌های مادی انسان از بین برود، چه چیزی برای آیندگان باقی خواهد ماند؟ پاسخ این پرسش، قطعاً در این جمع و در همین مکان قابل مشاهده است؛ در اسناد، آثار هنری، خطوطی که دستگاه هنرمندی بر صفحه نشانده، کلماتی که انسانی اندیشمند نوشته و آثاری که انسان‌ها با عشق و ذوق آفریده‌اند.

وی افزود: در همین راستا، اگر به تاریخ بانک ملی ایران توجه کنیم، درمی‌یابیم که بانک ملی صرفاً یک بنگاه اقتصادی نبوده است. بانک ملی، با اتکا به سرمایه مردم، در ۹۸ سال گذشته، همان‌گونه که به قرض‌الحسنه، امور عام‌المنفعه و پاسداری از منابع مردم احترام گذاشته، به فرهنگ و هنر نیز توجه داشته است.

او ادامه داد: شرکت چاپ و نشر بانک ملی ایران، به خواست و با حمایت جناب آقای دکتر عارف‌نیا، مأموریت ویژه‌ای برای نشر نفایس آثار علمی و فرهنگی و مستندسازی تاریخ ۱۰۰ساله بانک ملی داشته و دارد. امیدوارم همراه و همکار خوبی برای کتابخانه ملی و سایر نهادهای فرهنگی کشور باشیم.

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد

دبیر نشست، در ادامه، با اشاره به انتقال این گنجینه نفیس از انگلستان به کتابخانه ملی گفت: جا دارد از کسی که واسطه این انتقال بود نیز تشکر کنیم؛ جناب آقای نصیر عتیقی، از مجموعه‌داران ارزشمند آثار خطی و واسطه خیر برای انتقال مجموعه‌های نسخ خطی پرشمار به کتابخانه‌ها. از ایشان تشکر می‌کنیم که زمینه فراهم کردند تا این اثر از انگلستان به دامان میهن بازگردد.

در ادامه، دبیر نشست از احمد مسجدجامعی، از مدیران فرهنگی کشور و چهره‌های شناخته‌شده در حوزه ایران‌شناسی، تهران‌شناسی و هنرشناسی، دعوت کرد تا سخنرانی کند.

احمد مسجدجامعی سخنان خود را با تبریک این ایام آغاز کرد و گفت: من در کتیبه‌های سردر بیمارستان فیروزآبادی، در حضرت عبدالعظیم، متن زیبایی دیدم که بر اساس آن، این بیمارستان برای افراد بی‌بضاعت ساخته شده است. همچنین در آنجا سنگ قبری وجود داشت که چیزی بر آن نوشته نشده بود. تصمیم گرفته شد مزاری شایسته برای آن ساخته شود؛ زیرا در اطراف آن، اندکی ساخت‌وساز انجام شده بود.

وی افزود: در جریان این موضوع، با شخصیتی از اهالی ری آشنا شدم که همه آثار را جمع‌آوری کرده بود. نمی‌دانم اکنون در این جلسه حضور دارند یا نه، اما ما در آنجا به ایشان قول دادیم موضوع را پیگیری کنیم. ایشان از شخصیت‌های شهر ری بود که آثار را از این سو و آن سو جمع می‌کرد. اگر در اینجا حضور دارند، مایه افتخار است که آشنایی بیشتری با ایشان پیداینی کنند، جای کار بیشتر و ایشان زحمت بکشند و آثار را بازبینی کنند، جای کار بیشتر و کتیبه‌ها و خوشنویسی‌های بهتری برای ارائه وجود دارد.

اهمیت شاهنامه امیر بهادر در کارنامه عمادالکتاب

مسجدجامعی در ادامه با اشاره به برخی جنبه‌های تاریخی و هنری زندگی عمادالکتاب افزود: در بخش تاریخ سیاسی، نکاتی وجود دارد که به نظر من درباره عمادالکتاب باید به آن‌ها اشاره کنیم. احتمالاً بخشی از این مطالب در مقدمه گفته شده است. یکی از مهم‌ترین آثار او، شاهنامه‌ای است که عمادالکتاب نوشته و واقعاً اثری ارزشمند است. این اثر به صورت چاپ سنگی منتشر شده و به شاهنامه امیر بهادر شهرت دارد. خانه امیر بهادر همچنان باقی مانده است و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در آن قرار دارد.

او با اشاره به نقش آفرینی شاهنامه در دوره‌های مختلف تاریخی گفت: شاهنامه‌خوانی در دوره‌های گوناگون جایگاه خاصی داشته و حتی در ارتش و نظام نیز سمتی برای شاهنامه‌خوانی وجود داشته است. این اثر به زبان‌های دیگری نیز ترجمه شده و دیگران نیز از آن استفاده کرده‌اند. آنچه از آن دوره باقی مانده، ازجمله همین نسخه چاپ سنگی است که در چاپخانه بانک ملی ایران منتشر شده است.

وی با اشاره به چاپ سنگی در ایران افزود: که صنعت چاپ ایرانی را با خط عماد، کلهر و دیگر استادان آراست. این امر، شیوه‌ای ویژه در چاپ پدید آورد. البته نوعی از این چاپ در چاپخانه مصر، از زمان ناپلئون، وجود داشته و بسیار پیشرفته‌تر بوده است. در پاکستان نیز وضعیت مشابهی دیده می‌شود. کتاب فارسی و خط فارسی، در پایه‌گذاری چاپ ملی ایران نقش مهمی داشت. منظور از خط ملی، صرفاً خط اسلامی یا غیراسلامی نیست؛ بلکه خط ایرانی است. همه خطوطی که از راست به چپ نوشته می‌شوند، در حوزه تمدن اسلامی به دست ایرانیان به طراوت و شکوفایی رسیدند و خود ایرانیان آن از را ارتقا دادند.

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد

عمادالکتاب؛ هنرمندی فراتر از خوشنویسی

وی ادامه داد: عمادالکتاب تنها خوشنویس نبود. درباره او از هنرهای مختلف، ازجمله نقاشی، کتابت و نمایشنامه‌نویسی، سخن گفته شده است. او در حوزه هنرهای جدید نیز آراستگی و توانایی ویژه‌ای داشت. شاهنامه امیر بهادر از این جهت بسیار مهم است. ما در دوره‌های مختلف تاریخی، شاهنامه‌های گوناگونی داریم؛ ازجمله شاهنامه ایلخانی و شاهنامه‌هایی که کمتر نامشان برده می‌شود. پژوهشگران مختلفی در این زمینه کار کرده‌اند، اما هر دوره تاریخی را می‌توان با شاهنامه خاص خود معرفی کرد.

وی افزود: من بسیار تلاش کردم چنین کاری انجام شود. زمانی نیز با آقای موسوی‌فرهنگ صحبت کردم و گفتم اگر پیگیری کند، آقای فرشچیان شاهنامه را تصویرگری کند. این تصویرگری از ایران خارج شده و اکنون در لندن، نزد مجموعه‌داری به نام آقای خلیلی ـ که فوت کرده است ـ و همسر ایشان نگهداری می‌شود.

«در اینجا مناسب است خاطره‌ای را نیز نقل کنم. هنگامی که می‌خواستیم برای بزرگان خراسان مراسمی برگزار کنیم، به آقای شجریان گفتم یک محمدرضای دیگر هم هست؛ محمدرضا حکیمی. این نام‌ها زیاد می‌شوند، اما هرکدام جایگاه خود را دارند.

«یکی از آقای حکیمی نقل می‌کرد که علامه امینی هر بار به مشهد مشرف می‌شد، به زیارت آرامگاه فردوسی می‌رفت، طلب مغفرت می‌کرد و فاتحه می‌خواند و می‌گفت: «روح معارف شیعی را در این کتاب جست‌وجو کنید و پیدا کنید.

نستعلیق؛ جلوه‌ای از ایرانیت در فرهنگ اسلامی

مسجدجامعی در ادامه با اشاره به جایگاه نستعلیق گفت: یکی دیگر از نکات مهم درباره عمادالکتاب، نقش او در پایه‌گذاری و سامان‌دادن به خوشنویسی نستعلیق است. گاهی گفته می‌شود نستعلیق خطی فارسی است که از دل خط عربی و فرهنگ اسلامی پدید آمده است. خط فارسی، ما را به جهان اسلام پیوند می‌دهد؛ اما در عین حال، به‌عنوان هنر، فرهنگ و تمدن، جلوه‌ای از ایرانیت نیز هست. این ایرانیت در نستعلیق آشکار می‌شود.

وی افزود: کاری که عمادالکتاب انجام داد، این بود که این خط و خوشنویسی را قاعده‌مند کرد، برای آن کتابچه و روش آموزشی پیش‌بینی کرد و مکتب و جایگاهی برای آموزش آن در نظر گرفت. البته پیش از او نیز نمونه‌هایی وجود داشته است.

در خاطرات زیبایی که مرحوم مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من» نقل کرده، فضای عاطفی و صمیمانه خانه و رفتار عمادالکتاب نیز دیده می‌شود. خود این بخش جای آن را داشت که در مقدمه کتاب بیاید. او با قلمی بسیار خوش، بیان زیبایی از رابطه استاد و شاگرد ارائه کرده و شیوه استادشاگردی را توضیح داده است.

در پایان شکرالهی ضمن قدردانی از محمدعلی خسروی، از حاضران و مسئولان دعوت کرد برای رونمایی از این اثر نفیس، «مرقع عمادالکتاب»، در جایگاه حاضر شوند و با ثبت این لحظه تاریخی، مراسم رونمایی را انجام دهند. وی همچنین اعلام کرد که همه حاضران یک نسخه از این اثر را دریافت خواهند کرد.

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد

کد مطلب 6928001

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha