۱۸ شهریور ۱۴۰۵، ۱۰:۵۷

گوشی و تبلت، صدای بازی‌های محلی را از کوچه‌ها گرفتند

گوشی و تبلت، صدای بازی‌های محلی را از کوچه‌ها گرفتند

در گذشته صدای خنده و بازی کودکان در کوچه‌ها شنیده می‌شد، اما امروز گوشی و تبلت جای بسیاری از این بازی‌های جمعی را گرفتند بازی‌هایی ساده که بخشی از فرهنگ نسل‌های گذشته بودند.

به گزارش خبرنگار مهر، بازی‌های محلی بخشی از حافظه فرهنگی هر جامعه هستند، بازی‌هایی که سال‌ها پیش، همه بچه‌های یک محله را دور هم جمع می‌کردند و علاوه‌بر سرگرمی و شادی، مفاهیمی هم مثل همکاری، رقابت، مشارکت و تعامل با دیگران را به آنها یا می‌داد. هر منطقه و هر جامعه، متناسب با فرهنگ، اقلیم و سبک زندگی مردم خود، بازی‌های خاصی داشتند بازی‌هایی که نسل به نسل منتقل می‌شدند و خاطرات مشترک مردم یک محله را شکل می‌دادند.

کوچه‌های قدیمی شهرهای ما زمانی محل بازی و صدای خنده و دویدن بچه‌ها بود. بسیاری از بازی‌ها نیز بدون نیاز به امکانات خاص و فقط با چند وسیله ساده و حضور چند کودک انجام می‌شد. بازی‌هایی که خیلی قوانین پیچیده‌ای نداشتند و ساعت‌ها کودکان را سرگرم می‌کردند.

امروز اما شکل بازی‌ها و سرگرمی‌های کودکان ما تغییر کرده. تلفن همراه، تبلت، بازی‌های دیجیتال و صفحه‌های نمایش بخش زیادی از سرگرمی کودکان را به خود اختصاص دادند و کوچه‌ها دیگر مانند گذشته پر از صدای بازی و هیاهوی بچه‌ها نیستند. البته علاوه بر اینکه امروزه سبک زندگی‌ها تغییر کرده، گاهی بزرگ‌ترها هم ترجیح می‌دهند کودکان در فضای خانه و با یک تلفن همراه یا تبلت سرگرم باشند تا اینکه صدای بازی آنها در کوچه‌ها بلند شود.

با این حال، بازی‌های محلی هنوز می‌توانند فرصتی برای برگشت به شادی‌های ساده و جمعی باشند بازی‌هایی که با امکاناتی کم و ساده شکل می‌گیرند و می‌توانند کودکان را دور یکدیگر جمع کنند و حتی شادی و نشاط بیشتری به آن‌ها بدهند. در ادامه این گزارش به معرفی و مرور سه بازی قدیمی و محلی بوشهر از جمله «تیر بیا»، «شَنداز» و «سنگ‌بازی» می‌پردازیم؛ بازی‌هایی که بخشی از خاطرات و میراث فرهنگی نسل‌های قدیمی ایران هستند.

دزد را چَش کنم؟

«شَنداز» از بازی‌های محلی بوشهر است که بیشتر در فصل تابستان انجام می‌شود و معمولاً بازیکنان آن را نوجوانان و جوانان ۱۵ سال به بالا تشکیل می‌دهند. بازیکنان زیر سایه درختی دور هم و به شکل دایره می‌نشینند و در هر نوبت، سه نفر بازی را در دست می‌گیرند. وسیله این بازی چهار عدد «گُرز» است، شاخه‌های درخت نخل که هرکدام حدود ۱۲ سانتی‌متر طول دارند. یک طرف گرزها سبز تیره و طرف دیگر سبز روشن است. بازیکنان به نوبت گرزها را به‌صورت موازی در دست می‌گیرند و روی زمین می‌اندازند. برای آغاز بازی، سه نفر با سه شخصیت متفاوت «شاه»، «دزد» و «وزیر» وارد بازی می‌شوند. فردی که هنگام انداختن گرزها، به‌طور اتفاقی رنگ سبز تیره گرز او رو به بالا قرار گرفته باشد، «شاه» می‌شود. اگر رنگ سبز روشن گرز او بالا قرار بگیرد، «وزیر» است و فردی که خارج از این دو حالت قرار بگیرد، نقش «دزد» را بر عهده می‌گیرد. بازی از زمانی آغاز می‌شود که دزد مشخص شود. در این لحظه وزیر رو به شاه می‌کند و می‌پرسد:

«شَنداز»

شاه پاسخ می‌دهد: «داد و بیداد.»

وزیر دوباره می‌پرسد: «چَش کنم؟»

از اینجا به بعد، شاه هر دستوری که بخواهد می‌تواند بدهد و دزد موظف است آن را اجرا کند. دستورها معمولاً جنبه تنبیهی و البته شوخی و سرگرمی دارند برای مثال شاه ممکن است از دزد بخواهد «سیبیل مال» بدهد یا «سقل مچی» بزند. گاهی هم برای خنده و شوخی، دستورهایی مانند درآوردن صدای یکی از حیوانات به دزد داده می‌شود. بخش اصلی جذابیت «شَنداز» همان لحظه‌ای است که نقش دزد مشخص می‌شود و او باید منتظر بماند تا ببیند شاه چه دستوری برایش دارد.

دکه سلام

شب که می‌شود، چهار تا پنج نفر از بچه‌های محل در کوچه جمع می‌شوند و برای شروع بازی، شعری را با هم تکرار می‌کنند: «چی چی سنگ‌ترازی، بچه‌ها چی بخورین بیاین به بازی». این بیت انقدر خوانده می‌شود تا تعداد بازیکنان برای بازی به حد کافی برسد. پس از جمع‌شدن بازیکنان، دو نفر از میان آنها به عنوان «اوسا» انتخاب می‌شوند. بقیه بازیکنان دو به دو به «چُرچُر» می‌روند تا دو اوسا یاران خود را مشخص کنند. سپس با «تر یا خشک» یا «پر یا خالی» مشخص می‌شود کدام «بیله» باید دور شود و پنهان شود. پس از آن یک موقعیت مشخص در کوچه، مانند تیر برق یا نبش یک خانه، به عنوان «دکه» تعیین می‌شود. بیله‌ای که حق پنهان‌شدن با آنهاست، به رهبری اوسا از دکه حرکت می‌کند. اوسا با مشورت یاران خود محلی را برای اختفا انتخاب می‌کند و بسته به موقعیت، می‌تواند یارانش را در دو نقطه مختلف پنهان کند. وقتی همه بازیکنان پنهان شدند، با چند سوت که با دهان زده می‌شود، بیله دیگر را از آغاز بازی باخبر می‌کنند.

با شنیدن سوت، بیله دیگر وارد بازی می‌شود. اوسا ابتدا یکی از بچه‌ها را که ترسوترین است به عنوان «دکه‌پا» در محل دکه نگه می‌دارد و سپس یاران خود را از مسیر سوت‌هایی که از سوی بیله پنهان‌شده شنیده می‌شود، تقسیم می‌کند. بیله‌ای که پنهان شده معمولاً بیش از یک ربع ساعت در مخفیگاه خود باقی نمی‌ماند. اگر در اطراف صدایی بشنوند و تشخیص دهند که صدای بیله رقیب است، واکنشی نشان نمی‌دهند و صبر می‌کنند تا افراد رقیب کاملاً از آن محدوده عبور کنند. در این میان، اوسای بیله پنهان‌شده با شناختی که از کوچه‌ها و گذرگاه‌های مختلف دارد یاران خود را به سمت دکه راهنمایی می‌کند.

اگر یکی از نفرات بیله پنهان‌شده در مسیر با بیله رقیب روبه‌رو شود اما بتواند از دست آنها فرار کند و خود را به دکه برساند و با غافلگیر کردن «دکه‌پا» او را لمس کند، بلافاصله با صدای بلند می‌گوید: «دکه سلام!» این جمله به معنای پیروزی بیله پنهان‌شده است و پس از آن، بازیکن با چند سوت ممتد، دیگر یارانش را از نتیجه بازی باخبر می‌کند. از آنجا که این سوت‌ها معمولاً غیرمنتظرند بازیکنان هرکجا که باشند متوجه پایان بازی می‌شوند و خود را به دکه می‌رسانند. پس از مشخص‌شدن برنده، بیله پیروز مانند مرحله قبل در فاصله‌ای دور از دکه پنهان می‌شود و بازی دوباره آغاز می‌شود. این بازی با عنوان «تیر بیا» بیشتر مخصوص جوانان بوده و در گذشته گاهی تا پاسی از شب ادامه پیدا می‌کرده بازی‌ که محل بازی را به میدان رقابت، پنهان‌شدن و تعقیب تبدیل می‌کرد.

سنگ را کی می‌برد؟

«سنگ‌بازی» از دیگر بازی‌های محلی بوشهر است که در گذشته کودکان و نوجوانان آن را حتی در دریا نیز انجام می‌دادند بازی‌ که علاوه بر سرعت نیازمند دقت و توانایی تشخیص موقعیت حریف بود. برای شروع بازی، بازیکنان یک شیء مشخص، معمولاً سنگی سخت و سفیدرنگ را که همه آن را می‌شناسند، انتخاب می‌کنند و همراه با یکی از بازیکنان به داخل آب می‌اندازند. سپس بازیکنان به دو «بیله» مساوی تقسیم می‌شوند و هم‌زمان در زیر آب به جست‌وجوی سنگ می‌پردازند. هر بازیکنی از هر بیله که بتواند سنگ را پیدا کند، باید بدون اینکه نفرات بیله مقابل متوجه شوند، آن را به ساحل برساند.

اگر بازیکن موفق شود سنگ را به ساحل برساند، بیله او برنده بازی می‌شود و طبق رسم بازی، بازیکنان بیله دیگر باید بازیکن یا بازیکنان بیله برنده را سوار شوند و مسافتی را در دریا یا خشکی طی کنند. اما بازی همیشه به همین سادگی تمام نمی‌شود. اگر هنگام پیدا کردن سنگ، یکی از بازیکنان بیله مقابل متوجه این موضوع شود، بلافاصله دیگر نفرات بیله خود را باخبر می‌کند و آنها از زیر آب به دنبال بازیکنی می‌روند که سنگ را پیدا کرده. اگر بیله دوم بتواند خود را به او برساند و سنگ را از دستش بگیرد، این بار آنها برنده بازی می‌شوند و بازی دوباره از ابتدا آغاز می‌شود.

بازی‌های محلی بخشی از فرهنگ ایرانیان هستند؛ بازی‌هایی که در آنها کودک نیاز به صفحه نمایش، اینترنت یا وسیله گران‌قیمت برای بازی نداشت و فقط کافی بود چند هم‌بازی برای خود پیدا کند. امروزه اما این بازی‌ها جای خود را به صفحه‌های گوشی و تبلت دادند و کودکان در دنیای دیجیتال سرگرم شدند و در بسیاری از محله‌ها دیگر صدای بازی و دویدن آنها شنیده نمی‌شود.

البته که فناوری و بازی‌های دیجیتال به عنوان بخشی از زندگی امروزه شدند و نمی‌توان به طور کامل آنها را از زندگی کودکان حذف کرد، اما مسئله مهم این است که این بازی‌های دیجیتال جای بازی‌های جمعی و ارتباط مستقیم کودکان با هکدیگر را گرفته است. امروزه باید تلاش شود بازی‌های محلی و بومی را احیا و آن‌ها را برای کودکان و نوجوانان معرفی کرد و فرصت تجربه آن‌ها را برای کودکان فراهم کرد.

کد مطلب 6940907

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha