به گزارش خبرنگار مهر، سمیه حاجیاسماعیلی عصر چهارشنبه در نشست تخصصی «زن، خانواده و جمعیت» با تأکید بر ضرورت بازنگری در نحوه مواجهه با مسئله جمعیت اظهار کرد: کاهش باروری و افزایش سالمندی تنها به معنای تغییر تعداد جمعیت نیست، بلکه میتواند ساختار خانواده، روابط بیننسلی، نظام مراقبت، اقتصاد و سرمایه اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.
وی افزود: اگر روند کاهش باروری و افزایش سالمندی ادامه پیدا کند، نظام سلامت و مراقبت اجتماعی با نیازهای جدیدی مواجه خواهد شد و باید از هماکنون برای جامعه سالمند آینده آماده شویم.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده با اشاره به افزایش نیاز سالمندان به مراقبتهای بلندمدت اظهار کرد: سالمندی صرفاً مسئله بیماری و درمان نیست؛ ممکن است یک سالمند بیماری جدی نداشته باشد، اما برای رفتوآمد، امور روزمره، ارتباطات اجتماعی و انجام فعالیتهای زندگی به حمایت نیاز داشته باشد.
حاجیاسماعیلی ادامه داد: با کوچک شدن خانواده، شبکه خویشاوندی و ظرفیت مراقبت خانوادگی نیز محدودتر میشود و در آینده ممکن است یک فرزند به تنهایی مسئولیت مراقبت از والدین سالمند خود را بر عهده بگیرد؛ موضوعی که میتواند نسل میانسال را با مسئولیتهای همزمان نسبت به والدین و فرزندان مواجه کند.
وی با تأکید بر نقش زنان در نظام مراقبت گفت: در بسیاری از خانوادهها نخستین گزینه برای مراقبت از سالمند یا عضو بیمار خانواده، زن یا دختر خانواده است و اگر در سیاستهای جمعیتی به این توزیع جنسیتی توجه نشود، بار سالمندی میتواند بیش از پیش بر دوش زنان قرار گیرد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده خاطرنشان کرد: زنان ممکن است در نتیجه مسئولیت مراقبتی با فرسودگی جسمی و روانی، فشار اقتصادی و حتی فاصله گرفتن از شغل و فعالیتهای اجتماعی مواجه شوند؛ بنابراین نظام مراقبت باید میان خانواده، دولت و جامعه تقسیم شود و نمیتوان همه مسئولیت را بر دوش خانواده یا زنان گذاشت.
حاجیاسماعیلی با بیان اینکه سالمندی ذاتاً بحران نیست، اظهار کرد: افزایش امید به زندگی و رسیدن افراد به سنین سالمندی میتواند نشانهای از توسعهیافتگی باشد، اما زمانی سالمندی به بحران تبدیل میشود که نظام سلامت، بازنشستگی، بیمه، خانواده و مراقبت اجتماعی برای آن آماده نباشند.
وی همچنین بر ضرورت پرهیز از سادهسازی دلایل کاهش فرزندآوری تأکید کرد و گفت: نباید تصور کنیم مردم صرفاً به دلیل نخواستن فرزند، فرزندآوری کمتری دارند؛ میان باروری مطلوب، قصدشده و تحققیافته تفاوت وجود دارد و عواملی مانند مسکن، ناامنی اقتصادی، بیکاری، اشتغال ناپایدار و افزایش سن ازدواج میتواند مانع تحقق تعداد فرزندان مطلوب خانوادهها شود.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده تأکید کرد: سیاست جمعیتی باید خانوادهمحور باشد نه تولدمحور؛ هدف سیاستگذار نباید صرفاً افزایش تعداد تولدها باشد، بلکه باید شرایطی فراهم شود که خانوادهها بتوانند فرزندآوری را به عنوان یک انتخاب، با هزینه کمتر و بدون آسیب به آینده شغلی و اجتماعی خود عملی کنند.
حاجیاسماعیلی با اشاره به ضرورت حمایت از زنان شاغل گفت: نباید زن و فرزندآوری را در مقابل یکدیگر قرار دهیم. باید سیاستهایی طراحی شود که زن بتواند در کنار ایفای نقش خانوادگی، فرصتهای شغلی، علمی و اجتماعی خود را نیز حفظ کند.
وی افزود: مسئله فرزندآوری، مسئلهای صرفاً زنانه نیست و نقش مردان و مسئولیت پدران نیز باید در سیاستهای جمعیتی مورد توجه قرار گیرد. تصمیم به فرزندآوری تصمیم یک زوج است و نمیتوان همه مسئولیت آن را متوجه زنان کرد.
حاجیاسماعیلی با تأکید بر ضرورت شنیدن تجربه زیسته زنان اظهار کرد: سیاستگذاران پیش از طراحی سیاستهای جمعیتی باید صدای زنان و خانوادهها را بشنوند و بدانند چرا یک زوج فرزند دوم را به تأخیر میاندازد یا چرا یک زن شاغل از فرزندآوری هراس دارد.
وی درباره وضعیت جمعیتی گلستان نیز گفت: نرخ باروری استان گلستان در سال ۱۴۰۲ حدود ۱.۹۳ گزارش شده است؛ اگرچه وضعیت استان را نمیتوان بحرانی دانست، اما این به معنای بیمسئله بودن آن نیست و گلستان میتواند با توجه به تنوع قومی، فرهنگی، روستایی و شهری خود، الگوی بومی سیاست خانواده و جمعیت را طراحی کند.


نظر شما