۲۹ شهریور ۱۴۰۵، ۹:۳۱

گواهی‌های انسانی/ ۱۴

بی‌خود عذر نخواهیم

بی‌خود عذر نخواهیم

وقتی عذرخواهی به مبادله‌ای تعارف‌گونه برای رفع تنش تبدیل می‌شود، حلقه میان خطا و جبران سست می‌شود. مسئولیت هم دقیقاً همین‌طور از میان می‌رود.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: عذرخواهی یک سازوکار ساده‌ی اجتماعی دارد. کسی می‌پذیرد که سهمی یا عاملیتی در مشکلی داشته است، پشیمان است و آماده است تا جایی که می‌تواند برای جبران تلاش کند. به این ترتیب هم مسئولیت معلوم می‌شود، هم امکان ترمیم رابطه پدید می‌آید. عذرخواهی ابزاری است که اجازه نمی‌دهد خطا بی‌صاحب بماند.

این شکل قدیمی عذرخواهی در حال پوست انداختن است. عذرخواهی به‌تدریج از کنشی متناسب با مسئولیت، به مبادله‌ای کم‌یاب و دوسویه تبدیل شده است. مردم کم‌تر عذر می‌خواهند، و وقتی کسی عذر می‌خواهد دیگری بی‌درنگ پاسخ می‌دهد «من باید عذر بخواهم»؛ حتی وقتی سهمی در آن خطا ندارد. چیزی که باید مسئولیت را روشن کند، به وسیله‌ای برای متعادل کردن موقعیت و مبهم کردن مسئولیت تبدیل می‌شود.

نمونه‌های بسیار است. کسی تنه می‌زند و عذرخواهی می‌کند و طرف مقابل می‌گوید من باید دقت می‌کردم. کسی حرف دیگری را قطع می‌کند و بعد عذر می‌خواهد مخاطب می‌گوید نفرمایید، من خودم خیلی حرف زدم. یکی اشتباهی خودکار دیگری را برداشته و عذر می‌خواهد، صاحب خودکار می‌گوید من عذر می‌خواهم، نباید روی میز رهایش می‌کردم. این الگو کم‌کم دارد به قاعده‌ عمومی تبدیل شود.

در این الگو، عذرخواهی دیگر لحظه‌ تعیین مسئولیت نیست؛ لحظه‌ی خنثی کردن آن است. کسی سهم خود را می‌پذیرد، اما طرف مقابل بلافاصله سهمی برای خودش جعل می‌کند تا توازن رابطه به هم نخورد. نتیجه ظاهراً دوستانه‌تر است، اما مسئولیت مشخص به مسئولیتی مشترک و مبهم تبدیل می‌شود.

این رفتار احتمالاً از میل به حفظ رابطه می‌آید. پذیرش عذرخواهی بدون پاسخ متقابل ممکن است برای بعضی‌ها به معنای برخورد خشن و نامتقارن با فرد عذرخواه باشد. پس برای بازگرداندن برابری، خودشان هم عذر می‌خواهند. تنش از بین می‌رود، اما مسئولیت هم همراه تنش ناپدید می‌شود.

ترمیم رابطه لزوماً به معنای متقارن کردن مسئولیت نیست. می‌شود عذرخواهی کسی را پذیرفت، بدون این‌که در برابرش تقصیری برای خود ساخت. می‌شود رابطه را حفظ کرد و گذاشت مسئولیت همان جایی بماند که باید بماند. نهایتا محبتی یا قدردانی‌ای نشان داد.

مشکل وقتی جدی‌تر می‌شود که خطا بزرگ‌تر است. عذرخواهی می‌تواند به جای آغاز جبران، خودِ جبران تلقی شود. کسی عذر خواسته است، طرف مقابل هم عذر خواسته است، حساب دو طرف صاف شده است؟ دیگر نه لازم است روشن شود چه اتفاقی افتاده، نه معلوم شود مسئولیت با چه کسی بوده، نه تغییری در رفتار رخ دهد؟ سازوکاری که قرار بود خطا را به اصلاح متصل کند، خودش راه ونهان کردن خطا می‌شود.

این تغییر یک رفتار اجتماعی است. روشی پدید آمده که تنش را سریع‌تر از میان می‌برد، اما هزینه‌اش کم‌رنگ شدن مسئولیت است. هر دو طرف احساس می‌کنند کار لازم را انجام داده‌اند، در حالی که ممکن است هیچ‌کس کاری نکرده باشد.

بخشی از عاملیت این است که بتوانیم پیامد عمل خود را به خودمان نسبت بدهیم و مسئولیت آن را به طور کامل بپذیریم. وقتی عذرخواهی به مبادله‌ای تعارف‌گونه برای رفع تنش تبدیل می‌شود، حلقه‌ میان خطا و جبران سست می‌شود. مسئولیت هم دقیقاً همین‌طور از میان می‌رود: نه با انکار آشکار، بلکه با تقسیم کردن آن میان کسانی که نقش یکسانی نداشته‌اند.

کد مطلب 6951450

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha