۱۲ فروردین ۱۴۰۵، ۹:۵۲

صدای کتابفروشی‌ها در باران؛ ایران کتاب زندگی

صدای کتابفروشی‌ها در باران؛ ایران کتاب زندگی

پشت شیشه هر کتابفروشی، پیامی واحد و پرطنین چون لاله‌ای سرخ برمی‌خاست؛ کتابفروشی زنده است و ایران کتاب زندگی.

به گزارش خبرنگار مهر، در روزگاری که قلب فرهنگ این سرزمین، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند حضور و همدلی ماست، باران رحمت الهی بر تهران می‌بارید و گویی آسمان نیز با ما هم‌نوا شده بود. در این روز بارانی، جمعی از خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای حوزه کتاب، با قلبی آکنده از اندوه و اراده‌ای پولادین، به نشانه‌ اعتراض به حملات ناجوانمردانه به مراکز فرهنگی، راهی کتابفروشی‌های پایتخت شدند.

پشت شیشه هر کتابفروشی، پیامی واحد و پرطنین چون لاله‌ای سرخ برمی‌خاست؛ کتابفروشی زنده است و ایران کتاب زندگی. این همراهی، نه یک اعتراض صرف، که تجدید پیمانی بود با دانایی، با اندیشه، و با روح بلند ایران.

در این مسیر، گام‌هایمان ما را به سوی انتشارات مولی کشاند. متصدی دلسوز این نشر، با بغضی فروخورده، گلایه‌اش را متوجه ترامپ، رئیس جمهور آمریکا کرد که شب عیدشان را تلخ و ویران کرده بود. آری، دردی مشترک که در دل تک‌تک اهالی فرهنگ می‌جوشید.

سپس، به انتشارات افق رسیدیم. جایی که مدیر آن با افتخار از استقامت‌شان در روزهای جنگ گفت: در روزهای جنگ سعی کردیم تا جایی که توانستیم باز باشیم. این صداقت و پشتکار، روحیه‌ای از جنس فولاد را در وجودمان شعله‌ور ساخت.

در نشر چشمه، نجوای متصدی، پژواک دغدغه‌ جمع بود؛ امیدواریم وضعیت درست شود تا بتوانیم کار کنیم. وضعیت خوب نیست. این اعتراف تلخ، تلنگری بود به وجدان جامعه که نباید چراغ فرهنگ را خاموش گذاشت.

به انتشارات کیهان و سپس گوتنبرگ رفتیم. در گوتنبرگ، متصدی با نگاهی به گذشته و حال گفت: نه سستی داریم و نه نت بین‌الملل. ذهنی مشتریان را راه می‌اندازیم. و خاطره حضور حسن پورشیرازی، یکی از مشتریان وفادارشان، چون نگینی در این روایت می‌درخشید.

پس از آن، به انتشارات به نشر قدم گذاشتیم. متصدی این انتشارات، از دولت درخواست کرد تا شرایطی فراهم آورد که مردم با امنیت خاطر به کتابفروشی‌ها سر بزنند و محیطی امن برای حضورشان مهیا شود. او از فروش خوب کالا و کتاب خبر داد و رمان‌ها را پرفروش‌ترین عنوان کرد.

در انتشارات دانشجو، با صراحت مشکلات‌شان را بازگو کردند: مشکلات‌مان بسیار است. اما در خوارزمی، روحیه مقاومت موج می‌زد: هر روز در زمان جنگ حضور داشتیم. برخی از کتاب‌های جدید و تجدید چاپ‌مان به خاطر جنگ نرسید. برخی از کتاب‌هایی که مشتریان می‌خواستند را نتوانستیم آماده کنیم. او از کتاب‌های تاریخی، سیاسی، رمان و سررسید به عنوان پرمتقاضی‌ترین‌ها نام برد.

سفر ما به انتشارات ققنوس کشیده شد که فضایی دلنشین با کافه‌ای همراه داشت. در آنجا، اسماعیل امینی، شاعر ارجمند، دو شعر جدید خود را با حال و هوای جنگ برای حاضران خواند و فضایی از همدلی و همبستگی را خلق کرد.

قلب این تور کتابگردی، با عیادت از علی دهباشی تپید. او که مدتی پیش به دلیل بیماری در بیمارستان بستری بود، با نگاهی عمیق به تاریخ، سخنانی تاثیرگذار بر زبان آورد: در روزهای حساس تاریخی هستیم و با ابرقدرت‌های جهان می‌جنگیم. رسانه‌ها به تاریخ مراجعه کنند و سخنرانی‌های مهم را استخراج و منتشر کنند.

او در ادامه گفت که باید جریان ملی و ایران‌دوستی راه انداخت. عاشق ایران هستم چون ایران مادرم است. ما وقتی متولد می‌شویم وطن در وجود ماست. زنده‌ایم برای ایران و تاریخ این را نشان داد.

در این مسیر همراه، علاوه بر خبرنگاران، چهره‌های نام‌آشنایی چون اسماعیل امینی شاعر، شهاب دارابیان مدیر روابط عمومی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محیا ساعدی فعال کتاب، عاطقه جعفری، یاشار هدایی و دیگر فعالان حوزه کتاب حضور داشتند. در پایان این تور، ابراهیم حیدری مدیرعامل خانه کتاب نیز به جمع ما پیوست.

کد مطلب 6788705

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha