خبرگزاری مهر؛ گروه استان ها: تقابل با جریان علم و نخبگان در ایران، سابقهای به درازای عمر انقلاب اسلامی دارد. از همان سالهای ابتدایی، ترور شخصیتهای علمی و فکری در دستور کار مخالفان قرار گرفت؛ اقدامی که با شهادت چهرههایی همچون مرتضی مطهری بهعنوان یکی از برجستهترین متفکران انقلاب، نمود عینی پیدا کرد.
در دهههای بعد نیز این روند با هدف قرار دادن دانشمندان و متخصصان در حوزههای مختلف ادامه یافت؛ مسیری که نشان میدهد مقابله با تولید علم و جلوگیری از شکلگیری قدرت علمی در ایران، همواره یکی از محورهای ثابت رفتار دشمنان بوده است.
حمله به مراکز علمی و دانشگاهی در شرایطی مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است که بسیاری از کارشناسان، این اقدامات را نه یک رخداد مقطعی، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای مهار پیشرفت علمی ایران ارزیابی میکنند.
استاد حوزه و دانشگاه، در تحلیل این موضوع با اشاره به ریشههای تاریخی چنین اقداماتی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: آنچه امروز در قالب حمله به مراکز علمی و دانشگاهی مشاهده میکنیم، ادامه همان مسیری است که از ابتدای انقلاب اسلامی با ترور نخبگان آغاز شد.
سیده زهرا حسینی جبلی افزود: دشمن در طول این سالها همواره تلاش کرده است با حذف فیزیکی شخصیتهای علمی یا ضربه زدن به زیرساختهای آموزشی و پژوهشی، روند رشد علمی کشور را مختل کند، اما تجربه نشان داده که این اقدامات نهتنها به اهداف آنان منجر نشده، بلکه در بسیاری موارد به تقویت جریان علمی در داخل کشور انجامیده است.
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه بخش مهمی از قدرت جمهوری اسلامی ایران بر پایه علم و دانش شکل گرفته است، اظهار کرد: پیشرفتهای کشور در حوزههای مختلف از جمله فناوریهای نوین، علوم پزشکی و صنایع راهبردی، همگی محصول فعالیت دانشگاهها و تلاش نخبگان علمی است و به همین دلیل، این مراکز همواره در کانون توجه و هدفگذاری دشمن قرار دارند.
حسینی جبلی ادامه داد: دشمن تصور میکند با هدف قرار دادن مراکز علمی و ایجاد ناامنی برای نخبگان، میتواند مسیر پیشرفت ایران را متوقف کند، در حالی که این تصور، خطایی راهبردی است که بارها تکرار شده و هر بار نیز با شکست مواجه شده است.
وی با اشاره به ماهیت تقابل دشمن با علم و آگاهی گفت: واقعیت این است که دشمنی با علم، بخشی از هویت جبهه مقابل است؛ چرا که علم و دانایی، پایههای استقلال و اقتدار هر کشوری را شکل میدهد و هر جریانی که به دنبال سلطه باشد، ناگزیر با این مؤلفهها در تعارض قرار میگیرد.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: حمله به مراکز علمی را باید فراتر از یک اقدام نظامی یا امنیتی تحلیل کرد؛ این اقدام در واقع تلاشی برای تضعیف «قدرت نرم» کشور و ضربه زدن به بنیانهای فکری و فرهنگی جامعه است.
وی با بیان اینکه دانشگاهها نقش محوری در تولید قدرت ملی دارند، افزود: از تربیت نیروی انسانی متخصص گرفته تا تولید دانش و فناوری، همگی در بستر دانشگاه شکل میگیرد و به همین دلیل، هرگونه آسیب به این مراکز میتواند تبعات گستردهای داشته باشد؛ موضوعی که دشمن بهخوبی از آن آگاه است.
حسینی جبلی در ادامه به اهداف کلان دشمن از این اقدامات اشاره کرد و گفت: یکی از اهداف اصلی، تضعیف بنیانهای استقلال کشور است؛ چرا که استقلال واقعی بدون اتکا به علم و دانش امکانپذیر نیست و دشمن تلاش میکند با ضربه زدن به این حوزه، زمینه وابستگی را فراهم کند.
وی همچنین با اشاره به ابعاد بینالمللی این موضوع اظهار کرد: حمله به مراکز علمی و غیرنظامی، نقض آشکار قوانین بینالمللی و اصول انسانی است و انتظار میرود کشورهایی که مدعی پیشتازی در علم و فناوری هستند، در برابر این اقدامات موضعگیری شفاف داشته باشند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: نوع واکنش کشورها به چنین حوادثی، میتواند بهعنوان معیاری برای سنجش میزان پایبندی آنان به ارزشهای انسانی و اخلاقی مورد توجه قرار گیرد؛ بهگونهای که سکوت یا بیتفاوتی در برابر این اقدامات، به نوعی همراهی با آن تلقی میشود.
وی تأکید کرد: امروز موضوع حمله به مراکز علمی، دیگر صرفاً یک مسئله داخلی یا منطقهای نیست، بلکه به موضوعی جهانی تبدیل شده که با اصول اولیه انسانیت گره خورده است و بسیاری از آزاداندیشان در سراسر جهان، فارغ از دین و مذهب، این اقدامات را محکوم میکنند.
حسینی جبلی اظهار کرد: با وجود تمامی این فشارها، روند پیشرفت علمی در ایران متوقف نخواهد شد، چرا که انگیزه، توانمندی و ظرفیتهای انسانی موجود در کشور، بسیار فراتر از آن است که با چنین اقدامات محدودکنندهای از بین برود.
برآیند این تحلیل نشان میدهد که حمله به مراکز علمی و نخبگان، بخشی از یک راهبرد مستمر برای مهار پیشرفت ایران است؛ راهبردی که بر پایه مقابله با علم، آگاهی و استقلال شکل گرفته است.
با این حال، تجربه تاریخی گواه آن است که این اقدامات نهتنها به تضعیف جریان علمی کشور منجر نشده، بلکه در بسیاری موارد موجب تقویت انسجام داخلی و شتاب بیشتر در مسیر تولید علم شده است.
از این منظر، تداوم چنین رویکردی را میتوان بیش از هر چیز، نشانهای از ناتوانی دشمن در مواجهه با ظرفیتهای علمی و انسانی ایران دانست؛ ظرفیتی که بهرغم فشارها و تهدیدها، همچنان مسیر رشد و پیشرفت خود را با اتکا به دانش و اراده ملی ادامه میدهد.


نظر شما