خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، علی رغم لفاظی های تهاجمی، به شدت نیازمند دستیابی به توافق صلح با ایران است و در این مقاله چارچوبی پیشنهادی برای حل و فصل مناقشه ارائه کرد. به نوشته این رسانه، شکست مذاکرات اسلام آباد با توجه به اختلاف فاحش میان پیشنهاد ۱۵ ماده ای واشنگتن و طرح ۱۰ ماده ای تهران قابل پیش بینی بود.
گاردین تأکید می کند که طرف آمریکایی در موقعیتی نیست که بتواند شروط خود را دیکته کند، زیرا جمهوری اسلامی ایران در برابر حملات مقاومت کرده است. چارچوب پیشنهادی این روزنامه شامل چند محور اصلی است: نخست، به رسمیت شناختن حق غنی سازی اورانیوم ایران برای مقاصد غیرنظامی ذیل نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی و با سقف ۳.۶۷ درصد. دوم، تعهد کتبی ایران مبنی بر عدم توسعه سلاح هسته ای در مقابل تضمین مشابه از سوی رژیم صهیونیستی برای عدم حمله هسته ای.
سوم، لغو کامل تحریم های اولیه و ثانویه آمریکا و آزادسازی دارایی های مسدودشده ایران در ازای چشم پوشی تهران از درخواست غرامت جنگی. چهارم، اعطای حق دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز به ایران تا زمان تأمین هزینه های بازسازی. در نهایت، امضای پیمان عدم تعرض میان ایران و آمریکا با تصویب مجالس دو کشور. گاردین هشدار داد که تمدید مهلت آتش بس و مهار نتانیاهو برای موفقیت این روند ضروری است.
یورونیوز در گزارشی به نقل از الکساندر دی کرو، مدیر برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP)، هشدار داد که تبعات جنگ خاورمیانه حتی در صورت توقف فوری درگیری ها، زمینه ساز بروز منازعات جدید در آینده خواهد بود. دی کرو تأکید کرد که نخستین اقدام ضروری، توقف جنگ و عادی سازی وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز است.
مدیر برنامه توسعه ملل متحد با اشاره به گزارش اخیر این نهاد تصریح کرد که ادامه تنش ها می تواند بیش از ۳۰ میلیون نفر را در سراسر جهان به زیر خط فقر بازگرداند. وی هشدار داد که تأثیرات این جنگ بسیار فراتر از منطقه خاورمیانه رفته و مناطقی مانند جزایر کوچک اقیانوس آرام را با کمبود شدید سوخت مواجه ساخته است.
دی کرو با بیان اینکه «جنگ، توسعه معکوس است»، خواستار مداخلات هدفمند اقتصادی از سوی نهادهای مالی بین المللی برای جلوگیری از فقر ساختاری شد. وی افزود که پیامدهای ناشی از فقر و ناامنی غذایی می تواند به موج جدیدی از آوارگی، مهاجرت و گسترش افراط گرایی منجر شود. این مقام سازمان ملل در پایان ابراز امیدواری کرد که آتش بس اخیر در لبنان پایدار بماند و به کاهش خسارات انسانی و مادی گسترده در این کشور بینجامد.
اندیشکده کارنگی در تحلیلی به بررسی سه سناریوی محتمل برای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در دوران پس از جنگ ایران پرداخت. این سناریوها شامل یک سناریوی خوشبینانه مبتنی بر همکاری بیشتر، یک سناریوی واقع بینانه مبتنی بر تداوم وضع موجود، و یک سناریوی هشداردهنده مبتنی بر بروز شکاف جدید میان اعضا است.
بر اساس این گزارش، در سناریوی نخست، فشارهای بی سابقه ناشی از جنگ می تواند کشورهای عرب منطقه را به سمت ایجاد سامانه یکپارچه پدافند هوایی، توسعه تولید داخلی تسلیحات و تکمیل کریدورهای تجاری ریلی سوق دهد. سناریوی دوم که محتمل تر ارزیابی شده، حاکی از آن است که همکاری ها صرفاً به حوزه هایی محدود خواهد ماند که در جریان جنگ به صورت موقت شکل گرفته اند و اختلافات ریشه ای بر سر مقصر دانستن آمریکا یا اسرائیل، مانع از همگرایی عمیق تر می شود.
در سناریوی هشداردهنده، رقابت اقتصادی پیشین میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی تشدید شده و رویکردهای متفاوت این دو کشور در قبال عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی و نحوه مواجهه با ایران، به شکافی آشکار در شورای همکاری منجر خواهد شد. کارنگی همچنین هشدار داد که تعلل در تقویت همکاری جمعی، کنترل سرنوشت منطقه را از دست کشورهای عرب خارج خواهد ساخت.
روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی از کنگره آمریکا نوشت که نزدیک به دو ماه پس از آغاز جنگ علیه ایران، نگرانی و بی صبری در میان قانون گذاران جمهوری خواه به طور فزاینده ای رو به افزایش است، اما این به معنای آمادگی آنان برای رأی دادن به پایان رسمی جنگ نیست.
بر اساس این گزارش، نمایندگانی چون تیم بورچت و لورن بوبرت ضمن ابراز نارضایتی از تبعات اقتصادی جنگ از جمله افزایش قیمت بنزین و کود شیمیایی، تأکید کردند که خواهان پایان سریع درگیری ها هستند. با این وجود، اکثریت جمهوری خواهان مجلس نمایندگان و سنا به قطعنامه های محدودکننده اختیارات جنگی ترامپ رأی منفی دادند.
وال استریت ژورنال می افزاید که با نزدیک شدن به ضرب الاجل قانونی ۶۰ تا ۹۰ روزه برای اخذ مجوز کنگره، فشار بر کاخ سفید افزایش یافته است. سناتور تاد یانگ پیش بینی کرد که درخواست بودجه تکمیلی نظامی، جمهوری خواهان را وادار به بازنگری در موضع خود خواهد کرد. در پایان این گزارش به نقل از سناتور دموکرات تیم کین آمده است که حزب متبوعش به طرح هفتگی قطعنامه های اختیارات جنگی ادامه خواهد داد تا زمانی که جمهوری خواهان «به اندازه کافی صحنه را دیده باشند» و مسیر خود را تغییر دهند.
رسانههای عربی و منطقهای
الجزیره در مقاله ای با اشاره به مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان به دستاوردهای این میزبانی پرداخت و نوشت: پاکستان اخیراً مهارت دیپلماتیک قابل توجهی را در تلاشهای خود برای پایان دادن به درگیری ایالات متحده و ایران نشان داده است.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم، گذار از مذاکرات غیرمستقیم به مذاکرات مستقیم و رو در رو بود که در یک جلسه ۲۱ ساعته طولانی در اسلامآباد در ۱۱ و ۱۲ آوریل به اوج خود رسید. دو طرف توسط مقامات عالیرتبه نمایندگی میشدند: جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، نماینده ایالات متحده بود، در حالی که محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، نماینده ایران بود.
در واقع، هیچ کس انتظار معجزه در اسلامآباد را نداشت، زیرا کارشناسان به خوبی از پیچیدگیهای اوضاع آگاه هستند. وقتی مسائلی تا این حد پیچیده و در هم تنیده که در طول ۴۷ سال گذشته انباشته شدهاند، راهحلهای سریع و آسان غیرممکن هستند، به خصوص وقتی که این مذاکرات در سایه یک جنگ ویرانگر و با چنین مخاطرات بالایی - نه فقط برای ایالات متحده و ایران، بلکه برای کل منطقه و جهان - در حال انجام است.
پاکستان موفق شد هر دو طرف را متقاعد کند که مواضع رادیکال فقط آنها را به بنبست میرساند. بنابراین، لازم بود مصالحه شود و راهحلهای واقعبینانه و پایداری پیدا شود.
بر این اساس، ایران موافقت کرد که تنگه هرمز را با یک مرجع نظارتی خاص به طور مشترک با عمان بازگشایی کند، در حالی که ایالات متحده موافقت کرد که تحریمهای ایران را تا حدی لغو کند و آزادسازی داراییهای مسدود شده خود در خارج از کشور را بررسی کند.
ایران و ایالات متحده، با وجود برخی سردرگمیهای قبلی در مورد اینکه آیا درگیری لبنان بخشی از توافق آتشبس است یا خیر، پاکستان را به عنوان یک میانجی معتبر و قابل اعتماد یافتند.
با ادامه تلاشهای دیپلماتیک خستگیناپذیر پاکستان، احتمالاً هر دو طرف با تمدید مهلت آتشبس برای یک هفته دیگر یا بیشتر موافقت خواهند کرد. این امر برای دستیابی به هدف پایان دادن به جنگ بدون نیاز به شرکت در مذاکرات آتشبس مجدد ضروری خواهد بود.
با این حال بسیاری از مسائل ممکن است حل نشده باقی بمانند، از جمله نیروهای نیابتی ایران، موشکهای بالستیک، اما در این مرحله، آنچه ما نیاز داریم این است که این کشورها را از لبه پرتگاه عقب بکشیم تا از ویرانی بیشتر و بحرانهای جهانی که میتواند بر همه چیز از نفت و گاز گرفته تا کود و مواد شیمیایی تأثیر بگذارد، جلوگیری کنیم.
وب سایت عربی ۲۱ درباره موضع گیری جمهوری اسلامی در قبال تحولات منطقه و آتش بس در لبنان نوشت: ایران تهدید کرده که به هرگونه تجاوز آمریکایی یا اسرائیلی که آتشبس را نقض کند، «پاسخ ویرانگر» خواهد داد.
وزارت امور خارجه ایران با استقبال از آتشبس در لبنان تأکید کرد که پایان جنگ در لبنان بخشی از تفاهم آتشبس بین ایران و ایالات متحده است که با میانجیگری پاکستان حاصل شده است.
ایران از ابتدا، در جریان مذاکرات خود با طرفهای مختلف منطقهای و بینالمللی، از جمله مذاکرات اسلامآباد، بر لزوم برقراری آتشبس همزمان در سراسر منطقه، از جمله لبنان، تأکید کرده و حتی پس از مذاکرات اسلامآباد نیز این موضوع را به طور جدی پیگیری کرده است.
تهران آتشبس بین اسرائیل و لبنان را با هوشیاری تحت رصد دارد. از سوی دیگر، سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرد که «ارتش و سپاه پاسداران آمادهاند تا به هرگونه تجاوز و جنایت دشمنان با قدرت پاسخ دهند.»
نیروهای مسلح ایران تاکید کردند «انتقام» جانباختگان ناوشکن «دنا» را که در چهارم مارس توسط ایالات متحده در آبهای بینالمللی غرق شد، نیز خواهد گرفت.
المسیره در گزارشی با اشاره به نقش جمهوری اسلامی در آتش بس بین لبنان و رژیم صهیونیستی نوشت: توقف خصومتها علیه لبنان نتیجه مستقیم واقعیتهای میدانی و پایداری مقاومت، و نقش جمهوری اسلامی ایران بود که این موضوع را به چارچوب وسیعتری از مذاکرات منطقهای مرتبط کرد.
ادعاهای مربوط به نقش دولت لبنان در تحمیل این توافق، واقعیت ماجرا نیست بلکه معادله واقعی در میدان برقرار شد، جایی که مقاومت توانست با ایجاد توازن مانع از دستیابی دشمن صهیونیستی به اهداف خود، و کنترل ارضی و تحمیل واقعیتهای جدید در جنوب شود.
ایران توقف خصومتها علیه لبنان را شرط اساسی برای ادامه هرگونه مذاکره قرار داده است و این نشان دهنده داشتن اهرم مؤثر در مدیریت درگیری است. ایالات متحده از بحرانهای داخلی و خارجی رنج میبرد که توانایی آن را برای تحمیل دیدگاه خود محدود میکند.
نتایج میدانی، معادله بازدارندگی را مجدداً تأیید کرد و تلاشها برای الحاق لبنان به پروژه صهیونیستی را خنثی نمود. این جنگ، میزان سردرگمی در درون دولت آمریکا را آشکار کرد و توانایی رو به زوال و شکست آن را در مدیریت درگیریهای بینالمللی، در بحبوحه تشدید انتقادات داخلی و اختلافات سیاسی، نشان داد.
رسانههای چین و روسیه
سایت گوانچای چین نزدیک به دولت این کشور در تحلیلی می نویسد: وضعیت فعلی میان ایران و آمریکا در مرحلهای از آتشبس شکننده همراه با بنبست مذاکراتی قرار دارد. گفتوگوها طولانی و پیچیده بوده اما به نتیجه مشخصی نرسیدهاند، چون اختلافها بر سر موضوعات کلیدی مثل تحریمها و مسائل امنیتی همچنان عمیق باقی مانده است. در نتیجه، شرایط فعلی بیشتر شبیه یک توقف موقت در درگیری است تا یک صلح پایدار.
در ادامه، نویسنده مقاله نشان میدهد که هر دو طرف تلاش میکنند مسئولیت این بنبست را به گردن دیگری بیندازند. آمریکا ایران را به عدم انعطاف متهم میکند و ایران نیز خواستههای آمریکا را غیرواقعی میداند. از نگاه تحلیل مقاله، این رفتار بخشی از یک الگوی رایج در منازعات بینالمللی است که در آن طرفها با فشار سیاسی و رسانهای سعی میکنند موقعیت خود را در مذاکرات تقویت کنند.
در نهایت، جمعبندی ضمنی مقاله این است که جنگ وارد مرحلهای شده که ابزار نظامی بیشتر نقش اهرم فشار برای چانهزنی را دارد تا وسیلهای برای پیروزی قطعی. هیچیک از طرفین برتری تعیینکننده ندارند و ادامه درگیری برای هر دو پرهزینه است، بنابراین مسیر واقعی حلوفصل بحران نه در میدان جنگ بلکه در جریان مذاکرات سخت و تدریجی تعیین خواهد شد.
راشا تودی با هشدار در مورد قحطی جهانی، به نقل از خوزه آندرس، بنیانگذار سازمان خیریه World Central Kitchen، نوشت: اختلال در تأمین کودهای شیمیایی ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، میتواند یک بحران چندساله غذایی در جهان ایجاد کند. تنشها در تنگه هرمز علاوه بر افزایش قیمت انرژی، جریان کشتیهای حامل کودهای نیتروژنی را نیز مختل کرده است.
آندرس توضیح میدهد که تأخیر در ارسال محمولههای کود، کاشت محصولات را مختل کرده و باعث کاهش حجم برداشتهای بعدی، افزایش قیمت مواد غذایی و در نهایت قحطی گسترده تا پاییز ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ خواهد شد. همچنین گزارشهایی از تعطیلی کارخانههای تولید کود در سراسر خلیج فارس به دلیل جنگ منتشر شده است. کودهای نیتروژنی ابزار تولید حدود نیمی از تولید غذای جهان هستند.
کشورهای فقیر مانند هائیتی بیشترین آسیب را خواهند دید. بر اساس گزارش برنامه توسعه سازمان ملل، تا ۳۲ میلیون نفر در ۱۶۲ کشور ممکن است به دلیل پیامدهای اقتصادی جنگ به زیر خط فقر کشیده شوند. کشورهای وابسته به واردات در آسیا، آفریقا و کشورهای جزیرهای کوچک سنگینترین فشار را تحمل خواهند کرد.
رسانههای رژیم صهیونیستی
وای نت نیوز در تحلیلی با اشاره به تجربه تلخ عقبنشینی اسرائیل از لبنان در دوران ایهود باراک و اشتباه در ارزیابی موفقیتهای عملیاتی اسراییل(مانند تخریب تونلهای حماس) هشدار میدهد که نباید زود هنگام آتشبس را جشن گرفت. در آتشبس کنونی با لبنان، ایران موفق شده جبههها را به هم متصل کند و نتانیاهو نتوانسته آنها را از یکدیگر جدا نگه دارد. سؤال اصلی این است: آیا وضعیت امنیتی شهرهایی مانند متولا و نهاریا نسبت به قبل از جنگ بهتر شده یا بدتر؟
ارتش اسرائیل سه شرط اساسی را مطرح کرده است: ۱) ایجاد منطقه حائل در جنوب لبنان تا رود لیتانی (عاری از حزبالله و زیرساختهای آن). ۲) حفظ آزادی کامل عملیات نظامی برای رفع تهدیدها (حتی در شمال لیتانی و بیروت). ۳) آغاز فرایند بلندمدت خلع سلاح حزبالله با نظارت آمریکا. نویسنده تأکید میکند که آتشبس فوری و کامل بدون تحقق این شرایط، وضعیت امنیتی را بهبود نمیبخشد و ارتش باید در عمق خاک لبنان مستقر بماند. همچنین در منطقه خط تماس (چند کیلومتری مرز) جایی برای هشدار یا بازدارندگی نیست؛ فقط «نابودی» معنا دارد.
لذا راه دستیابی به این شرایط، ترکیبی از دستاوردهای نظامی، اقدام دیپلماتیک و مهمتر از همه، گرفتن سرنوشت به دست خود (درس اصلی ۷ اکتبر) است. شرایط اسرائیل نباید توسط حزبالله یا ایران تعریف شود، بلکه باید با نگاه به جلو عمل کند: هفته آینده چه خواهیم کرد؟ ماه آینده چه عملیاتی خواهیم داشت؟ نویسنده همچنین به سخنان فرمانده جدید نیروی دریایی (آلوف ایال هرئیل) اشاره میکند که تأکید دارد «هیچ منطقهای برای نیروی دریایی دور از دسترس نیست» و باید بدون ترس به مراکز ثقل دشمن ضربه زد. پیروزی واقعی در این است که در هر دوره فرماندهی وضعیت بهتری به دوره بعدی تحویل داده شود.
اسرائیلهیوم در تحلیلی می نویسد ذهنیت غربی پس از جنگ جهانی دوم به مفهوم «پیروزی مطلق» (نظیر تسلیم آلمان نازی و ژاپن) عادت کرده است. اما واقعیت ژئوپلیتیک قرن بیستویکم، به ویژه درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران، نشان میدهد که عصر پیروزی دودویی (برد/باخت کامل) به پایان رسیده است. امروز پیروزیها نه با «ناکاوت» که با «جمع کردن امتیاز» در یک روند آهسته و فرسایشی به دست میآید.
نویسنده با اشاره به جنگ اوکراین توضیح میدهد که هم روسیه در آرزوی فتح برقآسا و هم غرب در انتظار فروپاشی روسیه زیر فشار تحریمها شکست خوردهاند. درگیری به جنگی فرسایشی تبدیل شده که در آن «پیروزی» به معنای حفظ تابآوری و فرسودن تدریجی طرف مقابل است. در مورد اسرائیل و فلسطین نیز عملیات ۷ اکتبر و جنگ پس از آن نشان داد که به جای پیروزی مطلق، مدیریت یک واقعیت پیچیده و طاقتفرسای پساجنگی ضروری است.
نویسنده در تشریح این تغییر راهبردی چنین نتیجهگیری می کند: وجه مشترک همه این صحنهها، کاهش قدرت ابرقدرتهاست. در عصر تسلیحات هستهای و اقتصاد جهانی به هم پیوسته، قدرتهای بزرگ نمیتوانند از تمام توان خود استفاده کنند. پیروزی، امروز در توانایی برای «ادامه دادن نبرد فرسایشی»، حفظ انعطافپذیری ملی در بلندمدت و پذیرش این نکته است که هر موفقیت تاکتیکی تنها یک گام در جنگی بدون تاریخ انقضا محسوب میشود. در نهایت، برنده کسی است که نفسگیرترین رفتار را باشد، نه آن که دشمن را به طور کامل نابود کند.
وای نت نیوز اسرائیلدر تحلیل دیگری می نویسد: آتشبس لبنان که توسط دونالد ترامپ بر بنیامین نتانیاهو تحمیل شده، با هدف جلوگیری از اختلال در مذاکرات احتمالی آمریکا با ایران صورت گرفته است. هرچند این آتشبس لزوماً موضع اسرائیل را بهبود نمیبخشد و مدت زمان آن (احتمالاً کمتر از دو هفته) نامشخص است، اما مزایایی فوری برای اسرائیل دارد: کاهش فشار بر ساکنان شمال اسراییل، ایجاد فرصت رسیدگی به نیازهای غیرنظامیان، بازسازی و استراحت نیروهای ارتش، جمعآوری اطلاعات، و بهبود واکنش به حملات موشکی و پهپادی حزبالله.
از سوی دیگر، این توقف جنگ خطراتی نیز دارد؛ از جمله اینکه حزبالله ممکن است از این فرصت برای بازسازی، جابجایی سلاحهای کوچک (مانند موشکهای کوتاهبرد و خمپاره) و نزدیک شدن به مواضع اسرائیل استفاده کند. اما آتشبس میتواند فشار داخلی بر حزبالله در لبنان را افزایش دهد و در صورت توافق مطلوب بین آمریکا و ایران، احتمال خلع سلاح تدریجی حزبالله بیشتر شود. در حال حاضر مشخص نیست که این آتشبس فقط یک مکث کوتاه است یا آغاز یک تغییر بلندمدت.
تایمز اسرائیلدر مطلبی صلح در لبنان را بعید دانسته و می نویسد: در حالی که مقامات اسرائیلی و لبنانی این هفته در واشنگتن روبروی هم نشسته بودند، نیروهایشان -و نیروهای نیابتیشان- همچنان در جنوب لبنان با یکدیگر درگیر بودند.
این تناقض تصادفی نیست؛ بلکه اصل ماجراست. این درگیری از جنگ به سمت دیپلماسی حرکت نمیکند، بلکه دیپلماسی خود به بخشی از جنگ تبدیل شده است؛ عرصهای دیگر برای سختتر شدن مواضع، نه حل آنها. گفتوگوها بدون ایجاد اهرم فشار انجام میشوند.
لبنان خواستار آتشبس فوری و اسرائیل خواهان خلع سلاح حزبالله پیش از هرگونه تنشزدایی است. حزبالله که در جنوب لبنان قدرت نظامی دارد، خود را ملزم به توافقات دولت لبنان نمیداند. در میدان نیز جنگ بیوقفه ادامه دارد و هر دو طرف سعی دارند با پیشرفت نظامی، جایگاه خود را در مذاکره تقویت کنند. قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت نیز به جای حل مناقشه، به بخشی از معمای آن تبدیل شده است. در نهایت، دیپلماسی بدون مبانی مشترک و اهرم اجرایی، صلح را بعیدتر از همیشه ساخته است.
۰۹:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۹


نظر شما