۱ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰

صنایع فرهنگی امروز، میراث‌دار بیت‌الحکمه بغداد

صنایع فرهنگی امروز، میراث‌دار بیت‌الحکمه بغداد

امروز وقتی از صنایع فرهنگی به عنوان موتور اقتصاد دانش‌بنیان و هویت‌ساز جوامع مدرن یاد می‌شود، بیت‌الحکمه بغداد را می‌توان نخستین و پیچیده‌ترین نمونه تاریخی این مفهوم دانست.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب رازدشت: امروز که از صنایع فرهنگی به عنوان موتور محرک اقتصاد دانش‌بنیان و هویت‌ساز جوامع مدرن یاد می‌شود، کمتر کسی به ریشه‌های تاریخی این مفهوم در تمدن اسلامی توجه می‌کند.

بیت‌الحکمه بغداد را می‌توان یکی از نخستین و پیچیده‌ترین زیست‌بوم‌های فرهنگی تاریخ دانست؛ جایی که تولید دانش، ترجمه متون، نشر آثار، گفت‌وگوی میان‌فرهنگی، حمایت دولتی از نخبگان و تجاری‌سازی دانش (از طریق صنعت کاغذ، کتابت و ترجمه) در هم تنیده بودند. در حقیقت، آنچه امروز صنایع خلاق و اقتصاد فرهنگ می‌نامیم، نمونه اولیه‌اش را در نظام‌مندسازی دانش در بغداد عصر طلایی می‌توان دید. از این زاویه، مرور تاریخ بیت‌الحکمه نه فقط یک سفر به گذشته، بلکه بازخوانی الگویی الهام‌بخش برای سیاست‌گذاری فرهنگی در عصر دیجیتال است.

شهر بغداد در ۱۲۰۰ سال پیش عصر طلایی خود را می‌گذراند. در آن زمان، این شهر پایتخت پر رونق جهان اسلام بود. در طول حدود ۵۰۰ سال، بغداد با وجود نخبگان دانش و فرهنگ به خود می‌بالید. این شهر اعتبار علمی و فرهنگی خود را طی دوره حکومت خلفایی چون هارون الرشید، مأمون، المعتضد و المکتفی به دست آورده بود. در آن زمان بغداد ثروتمندترین شهر جهان و مرکز توسعه علمی و فرهنگی بود و با جمعیتی بیش از یک میلیون نفر از نظر وسعت فقط بعد از شهر قسطنطنیه قرار می‌گرفت.

مردم در آستانه رشد و توسعه اجتماعی و دستیابی به انواع کشفیات با اتحاد و یگانگی به دور هم جمع شدند و این در بغداد و تحت حاکمیت چهارنسل از خلفا تحقق یافت. دلیل اینکه بغداد به چنین سطحی از پیشرفت رسیده و توانسته بود آن را تداوم بخشد این بود که این خلفا به جمع آوری آثار علمی خلاق و مبتکرانه در سطح جهان علاقه قلبی شخصی داشتند.

بیت‌الحکمه یکی از بزرگ‌ترین مدارس عالی جهان در تاریخ بشر

آن‌ها علاوه بر کتاب‌ها، متفکران مسلمان را هم گرد آوردند تا یکی از بزرگ‌ترین مدارس عالی جهان را در تاریخ بشر پایه‌گذری کنند؛ مدرسه‌ای که بیت‌الحکمه نامیده شد. این کانون اندیشه و تفکر در پیوند با فضای علمی و فرهنگی ویژه شهر بغداد، این شهر را به مرکز هنرها، علوم و ادبیات تبدیل کرد. نقشی که شهر بغداد در گسترش و توسعه علوم و هنر به سراسر جهان ایفا کرد، بسیار بزرگ و برجسته بود.

بیت‌الحکمه در دو مرحله مختلف توسعه‌اش به دو نام نامیده شد: در زمان خلیفه هارون الرشید که کل مجموعه تنها شامل یک تالار بود، بیت الحکمه نام داشت و پس از آن رشد کرد و در زمان خلیفه مأمون به یک مدرسه عالی تبدیل شد، دارالحکمه لقب گرفت. معنای هر دو این نام‌ها، خانه حکمت و دانایی است. مدرسه کتابخانه بزرگی داشت که کتابخانه مجموعه عظیمی از آثار علمی در موضوعات مختلف و به بسیاری از زبان‌ها گردآوری شده بود. وجود این کتابخانه، بر اعتبار و رونق علمی مدرسه می‌افزود.

خلیفه محمد المهدی نخستین بار زمانی به گردآوری آثار و نسخه‌های خطی علمی اقدام کرد که در جریان یک مأموریت خلیفه الهادی، به جمع‌آوری این آثار ادامه داد تا اینکه پسرش، خلیفه هارون الرشید، که از سال ۱۷۰ تا ۱۹۴ هجری قمری حکومت می‌کرد، به طور رسمی مدرسه علوم را بنا نهاد و مجموعه آثار علمی را به شکلی نظام‌مند گرد آورد. خلیفه مأمون که مدت بیست سال و از سال ۱۹۸ هجری قمری حکومت می‌کرد، در جهت توسعه بیت الحکمه گام‌های بلندی برداشت و به هر یک از رشته‌های علمی بخش خاصی را اختصاص داد.

برایان ویتکر در سپتامبر ۲۰۰۴ میلادی در روزنامه انگلیسی گاردین نوشت که بیت الحکمه مرکزی بی‌همتا برای آموزش علوم انسانی و تجربی شامل ریاضیات، نجوم، طب، شیمی، جانورشناسی و جغرافی به کمک متون یونانی(متعلق به ارسطو، افلاطون، بقراط، اقلیدس، فیثاغورث و دیگران)، هندی و فارسی بود.

در این مدرسه متفکران با مراجعه به بزرگ‌ترین مجموعه علمی جهان دانش بسیار می‌اندوختند و تجربه‌های علمی و یافته‌های خویش را بر پایه این بنیان علمی قوی، می‌ساختند. به این ترتیب، بیت‌الحکمه پر از دانشمندان یا علما، صاحب‌نظران هنر، مترجمان معروف، نویسندگان، مردان اهل ادب، شعرا و متخصصان دیگر حوزه‌های هنر و صنعت شد.

استفاده از زبان‌ها برای ترجمه نسخه‌های خطی

این متفکران سده‌های میانه هر روز برای ترجمه، خواندن، نوشتن، مباحثه و گفت‌وگو یکدیگر را ملاقات می‌کردند. در مدرسه، طالبان علم از مناطق مختلف باهم برخورد می‌کردند و اندیشه‌های‌شان با یکدیگر در هم می‌آمیخت. زبان‌هایی که در این مدرسه با آن‌ها سخن گفته و نوشته می‌شد، شامل عربی، زبان‌های میانجی، فارسی، عبری، آرامی، یونانی، لاتین و سانسکریت بود که از آن‌ها برای ترجمه نسخه‌های خطی ریاضیات هند باستان استفاده می‌شد.

از مترجمان مشهور مدرسه، یوحنا ابن البطریق الترجمان، پسر پاتریارک را می‌توان نام برد که بیشتر از طب، در حوزه فلسفه فعالیت داشت؛ او کتاب حیوانات ارسطو را که شامل ۱۹ فصل بود، از لاتین ترجمه کرد. حنین بن اسحاق مترجم مشهور دیگری بود که کتاب‌های پزشک یونانی، بقراط و جالینوس را به عربی ترجمه کرد.

از جمله دانشمندانی که خلیفه مأمون برای ترجمه آثار ارسطو انتخاب کرد، کندی، پزشک، فیزیک‌دان، فیلسوف، ریاضی‌دان، اهل هندسه، شیمی‌دان، منطق‌دان و ستاره‌شناس معروف بود. کندی هنگام انجام دادن کارهای تحقیقاتی از کتابخانه شخصی خود موسوم به الکندیه استفاده می‌کرد.

مأمون خلیفه‌ای دوراندیش و آینده نگر بود و در جست‌وجوی دانش با دیگر رهبران جهان ارتباط برقرار کرد. گفته شده است که او به پادشاه سیسیل نامه‌ای نوشت و در آن از وی کل کتاب‌های کتابخانه سیسیل را درخواست کرد. این کتابخانه از نظر داشتن کتاب‌های علمی و فلسفی بسیار غنی بود. پادشاه سیسیل با فرستادن رونوشت‌هایی از کتاب‌های کتابخانه سیسیل، به این درخواست خلیف مأمون پاسخ مثبت داد.

شیوه انتقال و جابه جایی کتاب‌ها متفاوت بود. گفته شده که مأمون در نبود هواپیماهای مدرن امروزی برای انتقال کتاب‌های دست‌نویس و نسخه‌های خطی از خراسان(ایران) به بغداد از صد نفر شتر استفاده کرده است. مأموران از امپراتور بیزانس نیز درخواست کرد تا بعضی دانشمندانش را برای ترجمه کتاب‌های مفیدی که در آن امپراتوری انبار شده بودند، بفرستد. امپراتور پذیرفت و دانشمندانی را به بغداد فرستاد. آن‌ها وظیفه داشتند که کتاب‌های دانشمندان یونانی را ترجمه کنند و سپس این کتاب‌ها را به کشور خویش بازگردانند. مأمون نه تنها تشکیلات بیت الحکمه را گسترش داد بلکه خود در سخنرانی‌ها و مباحثات دانشمندان و متفکران شرکت می‌کرد.

او همچنین یک مرکز ستاره‌شناسی به نام رصدخانه فلکی تأسیس کرد. این محل را منجمان شخصی او که یک نفر یهودی به نام سند بن علی الیهودی و یک نفر مسلمان به نام یحیی بن ابی منصور بودند، اداره می‌کردند. گفته شده است که سند به دست خود مأمون به دین اسلام تشرف یافت. مأمون در ضمن در دست داشتن زمان امور بیت‌الحکمه، همچون پدرش به ایجاد مؤسسات عالی آموزشی، رصدخانه‌ها و کارخانه‌های پارچه بافی کمر همت بست.

شمار مؤسسات آموزش عالی در دوران خلافت او به ۳۳۲ رسید. این مؤسسات پر از دانشجویانی بودند که در رشته‌های مختلف علمی و هنری ادامه تحصیل می‌دادند. او همچنین از گروهی از دانشمندان خواست که نقشه دنیا را تهیه کنند و آنان نیز چنین کردند. این نقشه که به الصوره المأمونیه یا نقشه مأمون مشهور شد، بر پایانه نقشه‌های موجود و در دسترس جغرافی‌دانان یونانی شکل گرفت اما مبسوط‌تر و مفصل‌تر از آن‌ها بود.

در میان چهره‌های درخشان خانه حکمت در آن زمان، برادران بنوموسی، ریاضی‌دان و مخترع ابزارهای مکانیکی هوشمند، خوارزمی، پدرجبر، کندی، مخترع رمزگشایی و تئوری موسیقی، سعیدبن هارون الکاتب، نویسنده، حنین بن اسحاق، پزشک و مترجم و پسرش اسحاق شهرت بسیار داشتند.
این نام‌ها بارها و بارها در سراسر این کتاب ظاهر می‌شوند؛ زیرا این افراد با تلاش در زمینه پژوهش، اختراع و بنای دانش براساس آزمایش‌ها و تجربیات واقعی، شالوده بیشتر آنچه را ما امروز می‌دانیم، فراهم آورده‌اند.

مأمون مردی بصیر و ژرف اندیش در زمینه آموزش و پرورش بود. بعضی از مورخان او را طراح تمدن عرب لقب داده‌اند و این به دلیل میراث غنی فرهنگی است که او در بغداد از خود به جا نهاده بود. وجود بیت الحکمه و شکوه و عظمت شهر بغداد این شهر را به کلان شهری پرجنب و جوش با جمعیتی از دانشمندان و صاحب نظران روزگار تبدیل کرده بود.

به هرحال ما باید بین بیت الحکمه عده عباسی و بیت الحکمه(دارالحکمه) خلفای فاطمی که خلیفه الحاکم در سال ۳۹۶ هجری قمری آن را در شهر قاهره تأسیس کرد، تفاوت قائل شویم. این مؤسسه آموزش عالی ۱۶۵ سال به فعالیت خود ادامه داد. در قرن سوم و چهارم در شهرهای دیگری از ایالت‌های شرقی جهان اسلام شمار زیادی دارالعلم یا خانه دانش با هدف رقابت با دارالحکمه بغداد به وجود آمدند.

کلاس‌های درس که در مساجد تشکیل می‌شد

هزارسال پیش در کشورهای مسلمان کلاس‌های درس در مسجدها تشکیل می‌شدند. در آن زمان بین دین و دانش تفاوتی وجود نداشت؛ همانطور که مسجدها نیز هم محل عبادت و هم آموزش بودند. علوم هم یکی از موضوعات درسی بود. در زمان حضرت محمد(ص) در قرن اول هجری در شهر مدینه که اکنون در کشور عربستان سعودی است، ۹ مسجد وجود داشت. نخستین مدرسه در سال ۱۲ هجری قمری در آن شهر ساخته شد. آزادمنشی مسلمانان و خودداری آنان از نمایش دادن رواج تحصیل در میان مردم، از عوامل رشد سریع و چشمگیر تمدن اسلامی بود. تحصیل علم در جهان اسلام آن چنان اشاعه یافته بود که پیدا کردن مسلمانی که نمی‌توانست بخواند و بنویسد، کار دشواری بود.

امروزه مردم بیش از هر زمان دیگری در گذشته، متقاضی تحصیلات دانشگاهی هستند. تنها در انگلستان، کمی کمتر از ۵۰۰ هزار نفر می‌خواهند تحصیل در یکی از دوره‌های تمام وقت را آغاز کنند و تعداد بیشتری از زنان در مقایسه با مردان، به تحصیل خود ادامه می‌دهند. این جستجو برای دانش، میل قلبی مسلمانان بود، چرکه در قرآن تلاش برای کسب دانش، مشاهده و تأمل و تفکر به شدت توصیه شده است. این به آن معناست که در سراسر جهان اسلام، موضوعات علمی پیشرفته در مساجد، مدارس، بیمارستان‌ها، رصدخانه‌ها و خانه‌های دانشمندان تدریس می‌شد.

شمار زیادی از مردم کتاب‌های‌شان را به مساجد اهدا می‌کردند. بسیار اتفاق می‌افتاد که یک فرد محقق یا دانشمند، کتابخانه‌اش را برای مسجد شهر به ارث می‌گذاشت و به این ترتیب مطمئن می‌شد که نه تنها کتاب‌هایش حفظ می‌شوند بلکه در اختیار افراد تحصیل کرده‌ای قرار می‌گیرند که آن‌ها را مطالعه خواهند کرد. به این ترتیب دانشگاه‌های قرطبه و طلیطله رونق بسیار یافتند و نه تنها مسلمانان بلکه مسیحیان از سراسر دنیا در آنجا گرد آمدند. در تمدن اسلامی بیش از یک هزار سال پیش به حلقة العلم یا حلقه‌های علم بر می‌خوریم. در این حلقه‌ها استاد در وسط، روی صندلی(کرسی) می‌نشسته است و شاگردان به دور او حلقه می‌زده‌اند.

صنایع فرهنگی میراث‌دار جریان‌های تاریخی

در ادامه این تصویر باشکوه از تمدن اسلامی و نقش بی‌بدیل بیت‌الحکمه در شکوفایی دانش و خردورزی، امروز نیز صنایع فرهنگی می‌توانند میراث‌دار چنین جریان‌های تاریخی باشند. بغداد عصر طلایی، با اتکا بر ترجمه، پژوهش، گفت‌وگوی میان‌فرهنگی و سرمایه‌گذاری بر نخبگان، الگویی تمام‌عیار از یک زیست‌بوم فرهنگی پویا ارائه می‌دهد؛ جایی که کتاب، دانش، هنر و فناوری در هم تنیده بودند و نتیجه آن تمدنی شد که قرن‌ها جهان را تحت تأثیر قرار داد.

امروز نیز صنایع فرهنگی از نشر و تولید محتوای دیجیتال گرفته تا فیلم، انیمیشن، بازی‌های رایانه‌ای و گردشگری علمی ـ می‌توانند با الهام از همان روحیه جمع‌آوری، ترجمه، تولید و اشاعه دانایی، پیوندی دوباره با این میراث تاریخی برقرار کنند. ساختن «خانه‌های حکمت» نوین، نه در شکل عمارت‌های قدیمی، بلکه در قالب شبکه‌های خلاق، مراکز نوآوری فرهنگی و زیست‌بوم‌های دانش‌بنیان، وظیفه امروز ما برای تداوم آن مسیر تمدنی است. بدین‌گونه، روایت بیت‌الحکمه از یک گزارش تاریخی به یک نقشه راه برای آینده صنایع فرهنگی تبدیل می‌شود؛ تا همچون گذشته، دانایی، گفت‌وگو و خلاقیت، موتور محرک تمدن‌سازی باشد.

کد مطلب 6836020

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha