۶ خرداد ۱۴۰۵، ۸:۰۴

خیال خام امریکا

خیال خام امریکا

یک کارشناس حوزه کشاورزی نوشت، بر پایه موازین حقوق دریاها قانون سوم ناظر بر کشتیرانی، هر دولتی که مالک تام جزیره‌ای باشد، می‌تواند هزینه خدمات مخابراتی و علائم ناوبری دریافت کند.

یادداشت مهمان- حسین شیرزاد، معاون اسبق وزیر جهاد کشاورزی و تحلیلگر مسائل توسعه‌ای حوزه کشاورزی: رویای فتح جزایر خلیج‌فارس برای آمریکا، توهمی بیش نیست و در صورت حمله به این جزایر و اشغال آنها نگهداشت این جزایر امری پر هزینه و مملو از تلفات بی‌شمار سربازان برای آمریکا خواهد بود. برای نیم قرن، کلیت خلیج‌فارس به‌عنوان امتداد حوزه ژئوپلیتیکی غرب مطرح بوده و حضور کشورهای فرامنطقه‌ای به ویژه آمریکا در کشورهای حوزه خلیج‌فارس، عامل اشغال فضاهای ممتاز بندری و دریایی از سوی نظامیان، رشد نظامیگری، افزایش پیاپی حساسیت‌های منطقه‌ای، تضمین سلطه آمریکا بر ذخایر نفت و گاز این حوزه و تأمین منافع اقتصادی آمریکا در قرن حاضر، موجب گسترش حوزه ژئوپلیتیکی ایالات‌متحده بوده و ضمن آنکه پتانسیل‌های تهدید را با استقرار ۷ پایگاه بزرگ و ۲۶ پایگاه متوسط فعال نگاه داشته، مانع از شکل‌گیری نظم و ثبات منطقه‌ای و همکاری کشورهای منطقه، برای شکل‌دهی به روندهای تسهیل‌کننده همکاری‌های درون منطقه‌ای شده و پروژه ایران هراسی را توسط آمریکا برای کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس مداوما بازتولید و پمپاژ کرده است.

در این میان، وضعیت جزایر جنوبی خلیج‌فارس در بستر حضور سنتکام، ناهماهنگی‌های بین‌المللی و ضعف بنیادین هماهنگی میان ۸ کشور پیرامونی هم قابل تبیین است. پیامدهای تراکم منابع تنش و تهدید و ضعف ارتباط نهادینه میان ایران و ۷ همسایه جنوبی‌ و عراق و استقرار ایالات‌متحده در این خلیج کوچک و نیمه بسته به طور ماهوی تنش‌زا است؛ به‌ ویژه ارزش‌های روزانه بالای محموله‌های تجاری خلیج ‌فارس و کرانه‌هایش به شکل ترانزیت عادی یا قاچاق آبزیان، مواد نفتی، کالاهای اساسی، انسان، احشام و نیز توقیف شناورهای دولت‌های همسایه از سوی یکدیگر، سرقت قایق‌ها و لنجها، تهدیدهواپیماها و شناورهای غیرنظامی، صید بی‌رویه کشو های پیرامونی، آلودگی دایمی دریا توسط شناورها به‌ویژه نفت‌کش‌ها، نقض مکررحریم آب‌های سرزمینی، فقدان سیستم اطلاع‌رسانی و نهادینه شده میان ایران و کشورهای جنوب خلیج‌فارس در ارتباط با انتقال متقابل اطلاعات آب ‌وهوایی و ... تا کنون امتداد داشته و هرگونه اختلال در ترانزیت منجر به تورم جهانی انرژی، تضعیف دلار، مخاطرات امنیت غذایی، رکود اقتصاد بین‌الملل و تقویت موضع چین و روسیه در منطقه خواهد شد.

مجموعه این ویژگی‌ها ایران را مشمول امکاناتی می‌کند که در جنگ نامتقارن با آمریکا به شکلی پرقدرت‌تر، دست بالا را خواهد داشت.

پرده اول: پروبلماتیزه کردن مسئله جنگ امریکا-صهیونی در جزایر خلیج‌فارس

اصولا، جزایر همانند تنگه‌های طبیعی از عوامل ثابت ژئوپلیتیکی هستند که بر قدرت ملی و سیاست خارجی کشورها تأثیر به‌سزایی دارند. بین کاربری جزایر و قدرت دولت ساحلی رابطه مستقیم وجود دارد و دولت صاحب جزایر می‌تواند با استفاده از امکاناتی که جزایر فراهم می‌کنند، در سطح محلی، منطقه‌ای و جهانی نقش فعال‌تری بازی نماید. در میان این مجموعه عوامل، تعداد، وسعت و موقعیت شماری از جزایر ایرانی در خلیج فارس حائز اهمیت بسیار است. ز مجموع ۹۹ جزیره کوچک و بزرگ در خلیح فارس ۳۴ جزیره آن متعلق به ایران است. ۱۷ جزیره از این ۳۴ جزیره متعلق به ایران دارای اهمیت ژئوپلیتیک و اقتصادی هستند؛ چرا که یا در داخل تنگه هرمز و مشرف به مسیر کشتیرانی بین‌المللی در این تنگه هرمز و خروجی آن به سمت داخل خلیج فارس قرار دارند، یا در موقعیتی قرار دارند که موجب گسترش دامنه دریای سرزمینی ایران به سمت جنوب خلیج فارس می‌شود یا در موقعیتی مناسب برای استقرار امکانات نظامی قرار دارند یا تملک و بهره‌برداری از منابع نفتی منطقه را تسهیل می‌کنندز مجموع ۹۹ جزیره کوچک و بزرگ در خلیح فارس ۳۴ جزیره آن متعلق به ایران است. ۱۷ جزیره از این ۳۴ جزیره متعلق به ایران دارای اهمیت ژئوپلیتیک و اقتصادی هستند؛ چرا که یا در داخل تنگه هرمز و مشرف به مسیر کشتیرانی بین‌المللی در این تنگه هرمز و خروجی آن به سمت داخل خلیج فارس قرار دارند، یا در موقعیتی قرار دارند که موجب گسترش دامنه دریای سرزمینی ایران به سمت جنوب خلیج فارس می‌شود یا در موقعیتی مناسب برای استقرار امکانات نظامی قرار دارند یا تملک و بهره‌برداری از منابع نفتی منطقه را تسهیل می‌کنند. بنابراین پروبلماتیزه کردن مسئله جنگ امریکا-صهیونی با ایران ما را به‌سوی واقعیات آغازینی رهنمون می‌کند که در پرتو آن می‌توان به مقایسه‌ها و تطبیق‌های متقن‌تری از شیوه رفتار آتی جنگ‌طلبان آمریکایی در خصوص جزایر جنوبی خلیج ‌فارس و پیکربندی برنامه‌های تهاجم و اشغال آن در آینده رسید. نخست آنکه در شرایط امروزین، جزایر با صورت‌های متفاوت از عارضه‌های تبعی درگیر هستند و ناگفته پیداست که هر یک از این عارضه‌ها از اهمیت و اولویت متفاوتی از منظر سامان تهاجم و اشغال برخوردارند. نخستین عارضه در بین این جزایر، گسیختگی تاریخی در ساختار فضایی این مناطق در اثر ایجاد مرزهای فیزیکی و انتظامی، ریسک‌های امنیتی و خطر تهدیدات نظامی از یک سوی و فورماسیون پراکندگی و کوچکی این جزایر در پهنه خلیج‌فارس و پیرامونی بودن جزایر از سوی دیگر است. به‌نحوی‌که ۳۵ جزایر ایرانی، یک پدیده واحد سرزمینی نیستند.

ویژگی دوم، تنوع کارکردهای مختلف جزایر است. برخی از جزایر کارکرد تفریحی گردشگری دارند، پاره‌ای کارکرد نظامی (آرک نازعات)، تعدادی کارکرد پالایشگاهی نفتی و گازی، چندی هم کارکرد تجاری و تعدادی کارکرد اکوسیستمی و بعضی از جزایر هم چندکارکردی بوده یعنی هم منابع معدنی دارند هم ارزش‌های اکولوژیکی قابل‌ملاحظه داشته و هم به‌طور تاریخی مرکزیت بازرگانی دریایی محسوب می‌شوند. در واقع جزایر «نه جزیی از خشکی‌اند و نه امتداد خشکی» بلکه هویت‌های مستقل و واحد از منظر برنامه‌ریزی فضایی را تشکیل می‌دهند.

سومین ویژگی، وجود بی‌نظمی در خصوص تنوع در موقعیت فضایی جزایر جنوبی خلیج‌فارس است. بدین معنی که برخی از جزایر به دلیل نزدیکی به خشکی کارکرد ساحلی از خود بروز داده و از مزیت‌های نزدیکی به خشکی بهره‌برداری‌هایی را در رسیدن به چشم‌اندازی روشن‌تر می‌نمایند؛ اما دسته دیگر از جزایر با دور بودن موقعیت آنها از خشکی ارزش‌های ژئوپلیتیک، قلمروگستری، عمق‌بخشی از طریق مرزهای آبی و حتی حضور هویتی در عرصه ملی دارند مانند جزایر فارسی، ابوموسی و تنب‌ها. در واقع اقتصاد سیاسی جزایر، موقعیت‌محور است نه منبع محور و به‌تبع آن کارکردهای جزایر هم منبعث از موقعیت مکانی جزایر است.

چهارمین ویژگی، الگوی فوق‌العاده پیچیده اختلافات ارضی در منطقه ژئوپلیتیکی جزایر خلیج‌فارس است که هر یک از آنها می‌تواند آتش جنگی تمام‌عیار را برافروزد. از حدود ۱۵ مرز دریایی میان کشورهای منطقه، ۱۰ مرز به علت اختلاف تحدید نشده‌اند. مهم‌ترین مسئله مربوط به امنیت خلیج‌فارس، مسایل حل نشده ارضی و مرزی کشورهای منطقه است. بیش از ۵۰ مورد اختلاف ارضی و مرزی و اختلاف بر سر میادین گازی بین ۸ کشور خلیج‌فارس وجود دارد که این اختلافات به منازعات حل نشده، خفته وحاد تقسیم می‌شود بنابراین مسایل ارضی که شرایط پر مخاطره موجود را در منطقه خلیج‌فارس منعکس می‌کنند، به‌عنوان مهم‌ترین عوامل تنش‌زا در منطقه مانع از روابط دوستانه میان این کشورها شده است و ادامه این مناقشات اولاً روابط میان کشورهای منطقه را خدشه‌دار می‌کند، ثانیاً ثبات و امنیت منطقه‌ای را تهدید و مداخلات قدرتهای فرا منطقه‌ای را تشدید می‌کند. ثالثا، تا کنون مانع دستیابی به توسعه متوازن اقتصادی پایدار در کل منطقه گشته است؛ اما همگی این پیچیدگی‌ها به ایران در ترتیبات یک جنگ تمام عیار نامتقارن، موشکی، پهبادی، انواع مین‌گذاری‌ها و... علیه آمریکا یاری خواهد رساند.

پرده دوم: انتظام فضایی در خلیج‌فارس، هژمونی قدرت اقتصادی و نظامی ایران

نزدیک به ۵ دهه استیلای بی‌نظمی راهبردی در حوزه خلیج‌فارس برای سال‌های متمادی عنصر شکل‌دهنده انتظام فضایی در خلیج‌فارس، هژمونی قدرت اقتصادی و نظامی ایران در برابر آمریکا، هجوم سرمایه‌داری جهانی و غول‌های نفتی چندملیتی برای کشف و بهره‌برداری از حوزه‌های انرژی در فضایی امن و هژمونی ژئواکونومی خلیج‌فارس بر متغیرهای ژئوپلیتیکی در ابعادی تمام‌گرایانه بود. به‌گونه‌ای که دولت ایران به‌عنوان بخشی از ترتیبات امنیتی ناتو (ذیل پیمان‌های بغداد و سنتو و دکترین دو ستونه نیکسون عربستان به‌عنوان ستون مالی و ایران به‌عنوان ستون نظامی) جدا از وظیفه مهم تأمین امنیت عمومی در خلیج‌فارس و حفاظت از منافع سرمایه‌داری جهانی، حتی وظیفه ثبات و پایداری سیاسی سایر کشورهای جنوبی خلیج‌فارس را هم بر عهده داشت (نمونه مداخله ظفار و...).

سود و منافع سرشار شرکت‌های چندملیتی سبب شد تا اولین مناطق آزاد ایران در جزایر جنوبی خلیج‌فارس پایه‌گذاری شود و بارقه‌های اتصال این جزایر به اقتصاد ملی و پیوند با کریدورهای بین‌المللی از راه شریان‌های نفتی خارک، خارکو، سیری و لاوان به زنجیره ارزش سرمایه‌داری جهانی شتاب گیرد.

در واقع در طول جنگ سرد، ایران در مرزهای شمالی خود با ابرقدرت سوسیالیسم مواجه بود که چالش‌ها و فرصت‌های متنوعی برای این کشور مهیا ساخته بود در طول این دوره، منطقه خلیج‌فارس به‌صورت هدف مشترک و استراتژیک دو قدرت آمریکا و شوروی درآمده بود و هر دو ابرقدرت به نوعی توازن فضایی و تثبیت قلمروهای جغرافیایی خود رسیده بودند. وقوع انقلاب ایران و متعاقب آن وقوع جنگ ایران و عراق آشکار شدن آثار پروسترویکا و گلاسنوست در اتحاد جماهیر شوروی از نیمه دهه ۱۹۸۰ و پایان جنگ سرد باعث گردید، ایران دچار تحول ژئوپلیتیکی شود به‌گونه‌ای که خط تهدید نظامی و ایدئولوژیک شوروی در شمال ایران از بین رفت و با پدیداری خلأ قدرت در جنوب و خروج ایران از موقعیت حایل، ژئوپلیتیک حوزه خلیج‌فارس دچار عارضه بی‌نظمی راهبردی شد. حضور آمریکا و نیروهای ائتلاف، به بهانه تضمین جریان آزاد انرژی، سبب شکل‌گیری ترتیبات جدید منطقه‌ای در خلیج‌فارس، ایجاد نیروهای واکنش سریع آمریکا در منطقه در سال ۱۳۵۸ و ایجاد شورای همکاری خلیج‌فارس در سال ۱۳۵۹ بود.

اجرای یک‌ رشته موافقت‌نامه‌های پدافندی با کشورهای حوزه خلیج‌فارس، حمله به سکوهای نفتی، جنگ نفت‌کش‌ها باعث استمرار ناامنی در جزایر خلیج‌فارس گردید به‌گونه‌ای که در مجاورت خویش با ناوهای هواپیمابر و در حاشیه خود با پایگاه‌های نظامی ایالات‌متحده همسایه شدند. آمریکا مدعی است که سالانه بین ۶۸ تا ۸۳ میلیارد دلار یا ۱۲ تا ۱۵ درصد کل هزینه‌های نظامی آمریکا برای بازنگه داشتن راه‌های دریایی بین‌المللی به ویژه در خلیج‌فارس هزینه و بقیه جهان مجانی از امنیت حاصل از آن استفاده می‌کند. تفوق ریسک‌های ژئوپلیتیکی بر ژئواکونومی به‌تدریج جذابیت را برای سرمایه‌گذاری و مشارکت شرکت‌های چندملیتی کمرنگ کرد.

ایران تحت تحریم، هرگز جزیی از ترتیبات متعارف امنیتی کشورهای حوزه خلیج‌فارس نبود و هیچ‌گونه پیمان دوجانبه یا چندجانبه دفاعی یا امنیتی با هیچ ‌یک از این کشورها منعقد نکرد. از سویی ایران به دلیل فشار آمریکا عضو هیچ پیمان تجاری یا بازار مشترک یا اتحادیه گمرکی کشورهای حوزه خلیج‌فارس نگشت. از نگاهی تاریخ‌مند، در دهه ۱۹۵۰، هنگامی‌که نفت و متعاقب آن گاز به‌عنوان یک پدیده اقتصادی جدید به عرصه فضایی - سیاسی خلیج‌ فارس وارد شد، اوضاع دگرگون شد. چرا که این پدیده چشم‌انداز فضایی منطقه را دگرگون کرد

ورود شرکت‌های نفتی و جمعیت‌های مربوط به آن اعم از کارگران، مدیران و مهندسان و احداث ابنیه و ساختمان‌های مسکونی و اداری و صنعتی، شهرک‌ها، اماکن رفاهی، تجاری و... ساختار و روابط فضایی منطقه را متحول ساخته بود و سازمان‌دهی ساختار و روابط جدید نیازمند مدیریت و هماهنگی بود. همچنین اینکه در این خصوص قوانین ملی هر کشور کفایت نمی‌کرد و انتظار آن بود که مقررات بین‌المللی قانونگذاری مربوط به حقوق هر کشور در فلات قاره و شروع فرایند تحدید حدود مرزهای فلات قاره در خلیج‌فارس یا الگوی بهره‌برداری مشترک (کاندومینیوم) و اتخاذ نظام بهره‌برداری مشترک مورد موافقت هر ۸ کشور در باب این پدیده تدوین و اجرایی گردد؛ اما متاسفانه این مهم با حضور آمریکا تاکنون عملیاتی نشده، موجبات برخی بی‌نظمی‌ها و عدم هماهنگی را در پی داشته و یکی از مهم‌ترین ریسک‌های سرمایه‌گذاری خارجی و جذب شرکت‌های بین‌المللی در پروژه‌های حوزه انرژی در خلیج‌فارس شده و بی‌تردید اثرات نامطلوبی بر توسعه برخی از جزایر ایرانی داشته است.

در حوزه منطقه‌ای، از بعد از جنگ ایران و عراق، حمله عراق به کویت و حمله آمریکا به عراق، تجارت سنتی و تردد کشتی‌ها تحت‌الشعاع استخراج و تجارت نفت قرار گرفت و ترافیک بی‌وقفه نفتکش‌های بزرگ که نفت منطقه را از پایانه‌های بزرگ دریایی در خارک، الدمام (عربستان)، بحرین، بندر رشید (امارات) و دیگر پایانه‌ها به همه قسمت‌های جهان حمل می‌کنند، شرایط منطقه را به طور کامل دگرگون کرد. شرایط متأثر از حضور پایگاه‌های نیروهای غربی، بحران‌های ایدئولوژیک، مرزی، سرزمینی، سیاسی، جزایر خلیج‌فارس را در بی‌ثباتی مزمن قرار داده است.

این عدم ثبات در کنار ساختار نامتوازن قدرت در خلیج‌فارس سبب حضور مستمر قدرت‌های فرامنطقه‌ای در خلیج‌فارس با رضایت کشورهای عربی شده است. می‌دانیم که نگاه منطقه‌ای همسایگان به ایران و وضعیت پیوندهای استراتژیک در خوشه‌های امنیتی به‌گونه‌ای است که ایران امکان ائتلاف پایدار یا بلندمدت را ندارد. از سویی دیگر، همواره این کشورها با محوریت عربستان و یاری آمریکا با شکل دادن به آرایش ژئوپلیتیک در پی انزوای سیاسی و منطقه‌ای ایران بوده‌اند. با عنایت به موقعیت جزایر جنوبی خلیج‌فارس در محدوده‌های مرزی و ویژگی مرزی بودن، محدودیت‌های امنیتی ویژه‌ای را در بردارد. این به معنای تفوق و هژمونی سیاست‌های امنیتی ژئوپلیتیک بر سیاست‌های اقتصادی مبنی بر بهره‌گیری از ظرفیت‌های ژئواکونومیک است.

واقعیت این است که نظم حاکم بر جزایر جنوبی خلیج‌فارس به دلیل وجود تهدیدات خارجی و شرایط تحریم مبتنی بر نظم ژئوپلیتیک است نه انتظام ژئواکونومیک؛ بنابراین طبیعی است شاهد تفوق بازیگران، ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان نظم ژئوپلیتیک بر نظم ژئواکونومیک باشیم. از سوی دیگر، در خصوص وضعیت کلیماتولوژیک نیز طوفان شن از شمال‌غربی تا مرکز خلیج‌فارس می‌وزد و تعداد روزهای طوفانی از ۱۶ تا ۳۵ روز در سال متفاوت است. بروز مه و نزم (توده هوای آغشته به ریزگرد و بخار آب) که برای کشتیرانی و عملیات نظامی بسیار خطرناک است، از ویژگی‌های اقلیمی خلیج فارس است. تشکیل مه غلیظ در تابستان نزدیک ساحل و در اوائل صبح روی می‌دهد و محلی و کوتاه‌مدت است ولی نزوم که همراه با باد شمال و در ماه‌های خرداد، تیر و مرداد به دنبال خشکی زمین بروز می‌کند، میدان دید را تا یک کیلومتر و گاه تا ۸۰۰ متر کاهش می‌دهد. در خلیج‌فارس منطقه بحرین بیش از نقاط دیگر در معرض طوفان شن و نزم قرار دارد. سمت شمال‌غرب و منطقه دلتای رودخانه‌ها در خلیج‌فارس هر ساله خشکی حدود ۵۳ متر در آب پیشروی می‌کند و گمان می‌رود که طی ۳ هزار سال گذشته خشکی به میزان ۱۵۰ کیلومتر در آب پیشروی کرده باشد.

پرده سوم: اشراف ایران بر تنگه هرمز و مسیرهای تراتشیپی

ایران در بخش دهانه تنگه هرمز دارای ۶ جزیره راهبردی است که عبارتند از لارک، هرمز، هنگام، قشم، تنب بزرگ و ابوموسی که از موقعیت جغرافیایی راهبردی ویژه‌ای برخوردارند زیرا که نخستین خط قوسی دفاعی ایران را در حدود تنگه هرمز شکل داده‌اند. این خط دفاعی برای نگاهبانی و حراست از تنگه هرمز و مقوله کشتیرانی بین‌المللی از جایگاه بسیار با ارزشی برخورداراست. هرچند که جزایر تنب و ابوموسی هر یک به‌تنهایی دارای جایگاه ژئواستراتژیکی آن‌چنانی نیستند و صرفاً به جهت حضور در نخستین خط قوسی دفاعی از اهمیت برخوردار می‌شوند و این نکته را نیز نباید از نظر دور انداخت که اساساً کشتی‌های حامل نفت پس از وارد شدن به کرانه‌های خلیج‌فارس از فراز تنب بزرگ و کوچک عبور می‌کنند و در زمانی که قصد خروج را داشته باشند از زیر دو تنب می‌گذرند.

با توجه به عبور و مرور کشتی‌های بازرگانی و نفت‌کش‌ها از مجاورت جزایر ایرانی بر پایه موازین حقوق دریاها قانون سوم ناظر بر کشتیرانی، هر دولتی که مالک تام این جزایر باشد، می‌تواند هزینه خدمات مخابراتی و علائم ناوبری را دریافت کندبا توجه به عبور و مرور کشتی‌های بازرگانی و نفت‌کش‌ها از مجاورت این جزایر بر پایه موازین حقوق دریاها قانون سوم ناظر بر کشتیرانی، هر دولتی که مالک تام این جزایر باشد، می‌تواند هزینه خدمات مخابراتی و علائم ناوبری را دریافت کند. در همین راستا خط دفاعی کشورمان در خلیج‌فارس مربوط به پایگاه‌های نظامی ایران در بندر چابهار، بندر عباس و بندر بوشهر است. این بنادر به‌صورت پوشش‌دهنده جزایر شش‌گانه در محدوده تنگه هرمز عمل می‌کنند و دارای موقعیت مناسب آفندی و پدافندی هستند. نگاهبانی از این بنادر در حقیقت حکم نگاهبانی از بندر عباس را دارد و نگاهبانی از بندر عباس به‌منزله نگاهبانی از امنیت کشور برشمرده شده زیرا که بندر عباس در بخش جنوبی فلات ایران واقع گشته و مسیر بندر عباس به‌سوی کرمان از مهم‌ترین راه‌های ارتباطی به داخل فلات ایران تلقی می‌شود.

با این تفاصیل جایگاه ویژه جزایر تنب و ابوموسی برای کشورمان دارای اهمیت خاص راهبردی استراتژیک است. این جزیره‌ها عنصر مهم عملیات دریایی در خلیج‌فارس برای ایران و نیز سکوهای دیده‌بانی و کنترل بر خلیج‌فارس به شمار می‌آیند. ارزش جزایر تنب و ابوموسی صرفاً به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و نقش ژئو استراتژیکی آنها است، جزایر ابوموسی و تنب تقریباً در وسط آب‌های خلیج‌فارس و در عمیق‌ترین قسمت‌های این خلیج واقع شده‌اند و از آنجا صادرات نفت و ۸۰ درصد تجارت خارجی ایران از طریق خلیج‌فارس و تنگه هرمز صورت می‌گیرد.

از نظر ژئو استراتژیک جزایر، هرمز، هنگام، لارک، قشم، ابوموسی و تنب بزرگ «خط دفاعی قوسی‌» را در تنگه هرمز تشکیل می‌دهند. اگرچه گفته می‌شود فاصله ۱۵۰ کیلومتری ابوموسی تا تنگه هرمز فاقد نقش استراتژیک برای کنترل این تنگه است اما از آن جا که این جزایر در خط دفاعی قوسی قرار می‌گیرد، تنگه هرمز برای حفظ امنیت آبراه، دارای اهمیت است؛ علاوه‌بر آن جزیره ابوموسی، غربی‌ترین جزیره از جزایر شش‌گانه و جنوبی‌ترین نقطه خط دفاعی ایران را تشکیل می‌دهد، ضمن آن‌که جزایر جنوب ایران - حتی جزایر کم وسعت - به‌عنوان سکوهای دیده‌بانی و کنترل مطمئن برای سواحل خلیج‌فارس محسوب می‌شود و به‌طور بالقوه مکان‌های مهمی برای استقرار تجهیزات نظامی چه از سوی ایران و چه علیه ایران می‌باشند. بنابراین جزایر تنب و ابوموسی با توجه به اشراف نسبی بر تنگه هرمز، گلوگاه منطقه استراتژیکی خلیج‌فارس از نظر ژئو استراتژیک، برای ایران حائز اهمیت است. این جزایر که از نظر راهبردی حائز اهمیت‌ هستند، در حاکمیت عمان قرار دارند و وسیله‌ای برای کنترل و نظارت بر تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز می‌باشند. در بخش مرکزی و شمالی تنگه نیز، جزایر ایرانی هرمز، لارک، قشم، هنگام، تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی قرار دارند که اهمیت آنها به کنترل تنگه هرمز، دفاع از کرانه جنوبی ایران، به‌ویژه محور استراتژیک بندرعباس، سیرجان و تنگه هرمز برمی‌گردد.

جزیره قشم وسیع‌ترین و پرجمعیت‌ترین جزیره خلیج‌فارس و ۲.۵ برابر خاک بحرین وسعت دارد. این جزیره با برخورداری از آب شیرین و موقعیت ویژه در هدایت عملیات نظامی و کنترل کشتی‌ها، دارای اهمیت استراتژیک زیادی است. دو مجموعه جزایر ایرانی، یکی در داخل تنگه و دیگری در خروجی غربی آن، دارای موقعیت ویژه‌ای هستند. موقعیت این جزایر به گونه‌ای است که به ایران امکان اشراف بر تنگه هرمز و راه‌های ورودی و خروجی آن را می‌دهند. عمق آب در اطراف جزایر واقع در خروجی غربی تنگه به گونه‌ای است که مطابق طرح تفکیک ترافیک دریایی مسیرهای اصلی دریایی باید از جوار این جزایر عبور کند.

حضور ایران در این جزایر اشراف بر این مسیرها را نیز برای ایران ممکن کرده است. نکته مهم دیگر در مورد جزایر ایرانی دریای سرزمینی این جزایر است. هم مطابق قوانین ایران و هم مطابق کنوانسیون حقوق دریاها، جزایر نیز مانند سواحل منشا شکل‌گیری دریای سرزمینی برای کشور مالک جزیره هستند. قانون مناطق دریایی جمهوری اسلامی در خلیج‌فارس و دریای عمان بر این مهم تاکید کرده است. ماده ۲ این قانون ضمن اینکه عرض دریای سرزمینی از خط مبدا را ۱۲ مایل دریایی (هر مایل دریایی برابر با ۱۸۵۳ متر) اعلام می‌کند، تصریح می‌نماید که « جزایر متعلق به ایران اعم از این که داخل و یا خارج دریای سرزمینی باشند، طبق این قانون دارای دریای سرزمینی مخصوص به خود هستند.»

مطابق این قانون این دریای سرزمینی بر پایه خط مبدا تعیین می‌شود که معمولا ملاک آن «حد پست‌ترین جزر آب در امتداد ساحل خواهد بود.»

همچنین مطابق ماده ۳ این قانون «آب‌های واقع بین خط مبدا دریای سرزمینی و قلمرو خشکی و همچنین آب‌های واقع بین جزایر متعلق به ایران که فاصله آنها از یکدیگر از دو برابر عرض دریای سرزمینی تجاوز نکند، جزو آب‌های داخلی محسوب و تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است.مطابق ماده ۳ قانون کنوانسیون حقوق دریاها «آب‌های واقع بین خط مبدا دریای سرزمینی و قلمرو خشکی و همچنین آب‌های واقع بین جزایر متعلق به ایران که فاصله آنها از یکدیگر از دو برابر عرض دریای سرزمینی تجاوز نکند، جزو آب‌های داخلی محسوب و تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است.

ماده ۴ نیز تکلیف مواردی را مشخص کرده که «دریای سرزمینی ایران با دریای سرزمینی دول مجاور یا مقابل تداخل پیدا کند.» در این صورت «مادامی که ترتیب دیگری بین طرفین توافق نشده باشد، حد فاصل بین دریای سرزمینی ایران و آن کشور خط منصفی است که تمام نقاط آن از نزدیکترین نقاط خطوط مبدای طرفین به یک فاصله باشد.» بنابراین آنچه که در کنوانسیون حقوق دریاها راجع به دریای سرزمینی جزایر مورد تاکید قرار گرفته نیز تقریبا منطبق بر مقررات قانون مناطق دریایی است.

بند ۲ ماده ۱۲۱ این کنوانسیون مقرر می‌دارد که «دریای سرزمینی، منطقه نظارت و منطقه اقتصادی انحصاری هر جزیره مطابق مفاد همین کنوانسیون در مورد قلمرو خشکی تعیین می‌شود.» به عبارت دیگر همان طور که برای تعیین دریای سرزمینی یک کشور ساحلی از خط مبدا در ساحل آن کشور اقدام می‌شود، در مورد جزیره هم به همین ترتیب اقدام می‌شود. بند ۳ همین ماده تنها صخره‌های را که در آنها نمی‌توان سکونتگاه انسانی و حیات اقتصادی در آنها داشت، فاقد دریای سرزمینی می‌داند.

اهمیت این مقررات قانونی و اجرای آن در عمل از این جهت است که به جزایر ایرانی امکان می‌دهد که دریایی سرزمینی و منطقه نظارت و منطقه اقتصادی اختصاصی خود را داشته باشند و حوزه حاکمیت ملی کشور را به سمت جنوب توسعه دهند. هم جزایر چهارگانه در تنگه هرمز چنین امکانی را فراهم کرده و هم گروه جزایر واقع در خروجی غربی تنگه هرمز. در تنگه هرمز، ایران با توجه به وجود جزایر ایرانی در این تنگه و محاسبه دریای سرزمینی بر مبنی خط مبدا این جزایر، حاکمیت ایران بر قسمت اعظم این تنگه برقرار است. قرارداد مرزی ایران و عمان که درمورخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۴ که از تاریخ ۲۸ مه ۱۹۷۵ به اجرا درآمده است، بر این مبنا تنظیم شده است. لذا با توجه به عرض نه چندان زیاد خلیج‌فارس در برخی مناطق و امکان تداخل دریای سرزمینی ایران با برخی کشورهای عربی، ماده ۴ قانون مناطق دریایی مقرر کرده است که «تحدید حدود در مواردی که دریای سرزمینی ایران با دریای سرزمینی دول مجاور یا مقابل تداخل پیدا کند مادامی که ترتیب دیگری بین طرفین توافق نشده باشد، حد فاصل بین دریای سرزمینی ایران و آن کشور خط منصفی است که تمام نقاط آن از نزدیکترین نقاط خطوط مبدای طرفین به یک فاصله باشد.»

ماده ۱۵ کنوانسیون قانون دریاهای ۱۹۸۲ نیز ترتیبات مشابهی برای مواردی که امکان تداخل دریای سرزمینی دو کشور وجود دارد، مقرر کرده است. لازم به یادآوری است، با توجه به اعمال حاکمیت مجدد ایران بر جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی و به دنبال امضا یادداشت تفاهم بین ایران و شیخ‌نشین شارجه در ۸ آذرماه ۱۳۵۰، مقررات ۱۲ مایل دریای سرزمینی ایران در مورد ابوموسی، به اجرا درآمد که با اجرای این مقررات حدود آب‌های ساحلی ابوموسی را تا سرحد تداخل با آب‌‍های کرانه‌ای شیخ‌نشین ام القوین گسترش یافت.

کد مطلب 6841493

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha