عباس نورزایی در گفت و گو با خبرنگار مهر گفت: در عصر کنونی، نظامهای سیاسی و اقتصادی مختلف، نمایشگاهی از سیاستها و راهبردهای گوناگون را برای نیل به سطحی از رفاه اجتماعی به تجربه گذاشتهاند؛ رصد تحولات جهانی نشان میدهد که همگی به دنبال تأمین آسایش مردمان خود هستند، اما آنچه امروز از سوی کشورهای موسوم به توسعهیافته به عنوان الگوی رفاه القا میشود، در واقع رویکردی استعماری است که با تحمیل برچسب «توسعهنیافتگی» به سایر ملل، زبان آنان را میبُرد و ایشان را به مصرفکننده صرف دستاوردهای خویش تقلیل میدهد.
کارشناس بنیاد ایران شناسی سیستان و بلوچستان ادامه داد: رفاه اجتماعی باید دارای حد بهینهای باشد که فراتر از آن، نه تنها سودی ندارد، بلکه به زیان جوامع تمام میشود؛ اگر لذائذ مادی را به خوراک، پوشاک و امور جنسی محدود کنیم، باید برای هر یک حدودی قائل شد؛ برخی کشورها چنان در تنوعطلبی افراط کردهاند که امروزه شاهد نمونههای انحرافی چون لذتبردن از کشتار جمعی در غزه یا فروش مدفوع یک هنرپیشه به عنوان کنسرو، با قیمتهای گزاف، هستیم؛ این مصادیق، هشداری بر رشد جریان فرهنگی خطرناکی در جهان است.
وی اظهار داشت: تجاوز از حد رفاه، پیامدهای متعددی به همراه دارد؛ نخست، نیازهای اساسی جمعیت وسیعی از جهان را با مخاطره مواجه میکند، زیرا بخش عظیمی از درآمدها صرف اقلیتی میشود که در لذائذ افراطی غرقاند؛ دوم، شکاف طبقاتی و تبعیض را تشدید میکند و فقر را میافزاید؛ سوم، توزیع ناعادلانه درآمد، بهرهبرداری بیرویه از منابع طبیعی را دامن میزند؛ چنانکه حفر صدها چاه در منطقهای با ظرفیت ده چاه، سطح آبهای زیرزمینی را کاهش داده و فجایع زیستمحیطی آفریده است.
نورزایی گفت: آلودگی رودخانهها، دریاها، خاک و هوا توسط پسابهای صنعتی، حیات انسان و سایر جانداران را به خطر انداخته است.
وی بیان کرد: راه برونرفت از این معضل، تلفیق دانش رسمی با دانش بومی است. دانش رسمی که امروزه از سوی کشورهای پیشرفته ترویج میشود، هرچند در کوتاهمدت پاسخدهی داشته، اما پایایی و مانایی لازم را نداشته و به اکوسیستم لطمه زده است. برای نمونه، انقلاب سبز با استفاده مفرط از کودها و سموم شیمیایی، چرخه حیات را بر هم زد؛ بهگونهای که در شمال کشور، زمانی کنار هر نهر پر از قورباغه و مارهای آبی بود، اما امروزه به ندرت یافت میشوند؛ آمار فزاینده سرطانها و بیماریهای موسوم به «بیماریهای تمدن» نیز گواه این آشفتگی است.
دانش برخواسته از فرهنگ و باورهای محلی گنجینه ای برای توسعه پایدار است
کارشناس بنیاد ایران شناسی سیستان و بلوچستان افزود: در مقابل، دانش بومی مانند قنات، که بیش از چهار هزار سال قدمت دارد و همچنان پایدار است، الگویی کارآمد ارائه میدهد. این دانش برخاسته از فرهنگ و باورهای محلی است و میتواند راهگشای مدیریت منابع در مناطق کمآب باشد؛ همچنین، حکمرانی منطقهای مبتنی بر آداب و رسوم بومی، گنجینهای از خردمندی است که میتواند جهان را به سود مردم تغییر دهد.
وی تصریح کرد: در این میان، استان سیستان و بلوچستان با تمدن کهن خود، نمونهای برجسته است. شهر سوخته به عنوان خاستگاه اولینها در جهان، چون اولین چشم مصنوعی، اولین انیمیشن و اولین جراحی مغز، گواهی بر عمق تمدنی این دیار است؛ نقوش تخت جمشید نیز نشان از جایگاه والای گاو سیستانی در دوره هخامنشی دارد؛ دره نگاران سراوان نیز با نقوش چند هزارساله، روایتگر تمدنی دیرینه است.
نورزایی در پایان اظهار داشت: نباید به لایههای سطحی نگریست؛ بلکه باید خردهفرهنگهای مناطق مختلف را شناخت، احصا کرد و با دانش رسمی تلفیق نمود تا الگویی نوین برای اداره جهان ارائه شود. این رویکرد، تنها راه نجات بشریت از مسخ شدن و نابودی است.


نظر شما