به گزارش خبرگزاری مهر، ایسنا نوشت: قلعه الموت شامل قلعه اصلی و شش استحکامات مرتبط با آن (لمبسر، نویزرشاه، شمسکلایه، قسطینلار، شیرکوه و ایلان) است که در چشمانداز صخرهای و ناهموار رشتهکوه البرز در استان قزوین در شمال ایران جای گرفتهاند. در لغت نامه دهخدا در توضیح معنی الموت آمده است: الموت، نام قلعهای است مشهور که مابین قزوین و گیلان واقع است و آن را به سبب ارتفاعی که دارد «اله موت»؛ یعنی «عقاب آشیان»، اله عقاب و آموت به معنی آشیان باشد، و چون عقاب در جاهای بلند آشیان میکند آن قلعه را بدین نام خواندند و بهکثرت استعمال، الموت شده است.
یونسکو نیز در توصیف این محوطه نوشته است: «از اواخر سده پنجم هجری (یازدهم میلادی)، الموت بهعنوان مرکز سیاسی، نظامی و فکری اسماعیلیان نزاری، جنبشی تاثیرگذار در جهان اسلام که دامنه نفوذش به فراسوی ایران و سراسر دنیای اسلام گسترده بود، ایفای نقش کرد. این شبکه استحکاماتی هم پناهگاهی امن بود و هم پایگاهی علمی و فرهنگی که جامعهٔ نزاری را تا سقوط الموت در سال ۱۲۵۶ میلادی پشتیبانی کرد و پس از آن نیز برای مدتها بر تاریخ دینی و فکری منطقه تأثیر گذاشت. این استحکامات در کنار هم، سازماندهی راهبردی، تابآوری و اهمیت فرهنگی دولت اسماعیلی نزاری را به تصویر میکشند.

باستانشناسان بر اهمیت تاریخی، معماری و راهبردی قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن تاکید کردهاند و این محوطه را بسیار فراتر از یک دژِ منفردِ قرونوسطایی، بلکه چشماندازی دفاعی یکپارچه توصیف میکنند که در زمره برترین نمونههای دژکوهی در جهان اسلام جای میگیرد. زهرا لرزاده، عضو تیم باستانشناسی پرونده ثبت قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن، گفت: «مکانگزینی قلعه در دل رشتهکوه البرز، محصور در پرتگاههای سخت و درههای ژرف، با درنظرگرفتن عواملی چون زمینریختشناسی، امنیت و مسائل اداری انجام شده است.»

الموت و استحکامات دفاعی آن/ عکس: پیمان انتخابی
به گفته او، «این محوطه نه تنها به دلیل مزیتهای دفاعی استثناییاش برگزیده شد، بلکه به خاطر دسترسی مطمئن به منابع آبی، زمینهای حاصلخیز کشاورزی، امکان تأمین خودکفایی غذایی، در دسترس بودن مصالح ساختمانی بومی و پشتیبانی جوامع پیرامونی انتخاب گردید. این عوامل باعث میشد دژ حتی در برابر طولانیترین محاصرهها نیز تاب بیاورد.»
این باستانشناس همچنین گفت: «ویژگی تعیینکننده الموت، نقش آن بهعنوان هسته مرکزی یک شبکه استحکاماتی یکپارچه بود، نه یک سنگرِ منزوی. هر دژ در این سیستم چنان قرار گرفته بود که با دیگر دژها تماس دیداری مستقیم داشت و امکان ارتباط سریع، هماهنگی دفاعی، پشتیبانی متقابل و کنترل مؤثر بر درههای الموت را فراهم میکرد.»
او اضافه کرد: هر دژ کارکردی راهبردی و مشخص در این شبکه داشته است؛ الموت بهعنوان مقر سیاسی، فکری و اداری دولت نزاری. لمبسر محافظ مرز غربی و محل استقرار نایبالحکومه. نویزرشاه خزانهٔ دولت و آخرین خط مقاومت. شمسکلایه مرکز ارتباطات و تأمینرسانی. قسطینلار ناظر بر راههای جنوبی. شیرکوه نگهبان ورودی اصلی دره، و قلعه ایلان نیز ناظر بر مسیرهای فرعی جنوبشرقی.

نمونهای از اشیاء باستانی کشف شده در منطقه الموت / عکس: الهام اریس
به گفته این باستانشناس، «سامانههای پیشرفته ذخیره و توزیع آب، انبارهای وسیع مواد غذایی، ورودیهای کنترلشده، دیوارهای عظیم دفاعی و طراحیهایی که از ویژگیهای طبیعی کوهستان به بهترین شکل بهره گرفته بودند، یکی از پیشرفتهترین سامانههای دژکوهی در جهان اسلام را پدید آورده است.» لرزاده اظهار کرد: «اهمیت الموت بسیار فراتر از نقش نظامی آن است و برخلاف بسیاری از دژهای کوهستانی ایران که بیشتر کارکردی محلی و صرفا دفاعی داشتند، الموت به مدت ۱۶۶ سال بهعنوان مرکز سیاسی، مذهبی، اداری و علمی دولت نزاری عمل میکرد.»

یکی از رایجترین برداشتهای نادرست درباره این محوطه، نگاه به الموت بهعنوان یک قلعهٔ منفرد است در حالی که شواهد باستانشناسی بهروشنی نشان میدهد که این مجموعه باید بهعنوان یک چشمانداز دفاعی یکپارچه متشکل از هفت قلعهٔ اصلی و دهها سازه دفاعی وابسته درک شود. معماری، کارکرد و اهمیت تاریخی آن بدون درنظرگرفتن این شبکه بههمپیوسته قابل درک کامل نیست.
در همین راستا، حمیده چوبک، مدیر پایگاه میراث فرهنگی الموت، که نزدیک به ۳ دهه این محوطه را پژوهش و کاوش باستانشناسی کرده و در تهیه پرونده ثبت جهانی الموت در یونسکو نقشی مؤثر داشته است، گفت: هر یک از استحکامات الموت وظیفهای مشخص در حفاظت از قلمرو اسماعیلیان را بر عهده داشتند. میان دژهای این مجموعه ارتباط بصری و راهبردی برقرار بوده است، بهگونهای که از قلعه الموت، دژ لمبسر و شیرکوه قابل مشاهده هستند و این ویژگی، امکان انتقال سریع پیام و هماهنگی دفاعی میان استحکامات را فراهم میکرد.
مدیر پایگاه میراث فرهنگی الموت با بیان اینکه شیرکوه از نظر موقعیت جغرافیایی یکی از ارزشمندترین دژهای منطقه محسوب میشود، اظهار کرد: تاکنون ۹ آبانبار در این دژ شناسایی شده و مطالعات جدید نشان میدهد شمار مخازن آب احتمالا به حدود ۱۴ مورد میرسد؛ موضوعی که اهمیت مدیریت منابع آب و آمادگی برای مقاومت در محاصرههای طولانی را نشان میدهد و انتظار میرود با ادامه کاوشهای باستانشناسی، این تعداد افزایش یابد.
او با اشاره به جایگاه تاریخی این دژ گفت: منابع تاریخی نشان میدهد فرمانروایان الموت در مقاطع مختلف از این دژ به عنوان اقامتگاه استفاده میکردند و علاءالدین محمد، ششمین فرمانروای اسماعیلیان الموت، نیز در همین مکان کشته شده است؛ موضوعی که بر اهمیت سیاسی و حکومتی این استحکامات میافزاید.

چوبک ادامه داد: شیرکوه همچنین در جریان یورش مغولان نقش مهمی داشته و بخشی از سپاهیان هلاکوخان از مسیر طالقان وارد این منطقه شدند، به شهر تاریخی شیرکوه رسیدند و پس از پیوستن به نیروهای رکنالدین خورشاه، راهی قلعه الموت شدند. او با معرفی دژ شمسکلایه به عنوان یکی دیگر از مهمترین استحکامات دفاعی الموت گفت: این دژ که در نزدیکی معلمکلایه قرار دارد، روی تودهای عظیم از سنگهای کنگلومرایی ساخته شده و از شهرت فراوانی در منابع تاریخی و مطالعات باستانشناسی برخوردار است.
مدیر پایگاه میراث فرهنگی الموت افزود: شمسکلایه دارای هفت غار طبیعی است که در فرهنگ محلی با نامهایی همچون «گرملوکا»، «طویله»، «حمام»، «انبار»، «گزنهسوراخ»، «قبلهلوکا» و «هفتک» شناخته میشوند؛ غارهایی که با دیوارهای سنگی و سازههای خشتی و آجری، معماری منحصربهفردی را شکل دادهاند. این باستانشناس با اشاره به نتایج مطالعات باستانشناسی اظهار کرد: شواهد موجود نشان میدهد این غارها پیش از دوره اسلامی نیز مورد استفاده بودهاند. وجود گورستان هزاره نخست پیش از میلاد در دامنه دژ و سفالینههای کشفشده در داخل غارها، گویای استمرار سکونت و بهرهبرداری از این مجموعه در دورههای مختلف تاریخی است.
پرونده دژ الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن» در جریان چهل و هشتمین دوره مجموع عمومی کمیته میراث جهانی یونسکو در شهر بوسان کره جوبی و بر اساس معیار سوم یونسکو (گواهی منحصر به فرد یا حداقل استثنایی بر یک سنت فرهنگی یا تمدنی که زنده است یا از بین رفته است) در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد تا شمار محوطههای جهانی ایران به عدد ۳۰ برسد.



نظر شما