۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۰

ادبیاتی خروج کرده از پرتره‌های اتوکشیده

ادبیاتی خروج کرده از پرتره‌های اتوکشیده

روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم، بیش از آنکه یک یادبود تقویمی باشد، فرصتی است برای خواندن و بازخوانی زیستِ آدم‌هایی که تصویر رسمی و تقلیل‌یافته‌ رسانه‌ها، تمام حقیقت آن‌ها را روایت نکرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، ادبیات پایداری در سال‌های اخیر، دچار نوعی آسیب «قدسی‌سازی انتزاعی» بود؛ جایی که قهرمان داستان از همان صفحه اول، شخصیتی دست‌نیافتنی و عاری از تعارض‌های انسانی تصویر می‌شد. اما بررسی جامعه‌شناختی و فرمی آثاری که نشر «راه‌یار» حول محور مدافعان حرم منتشر کرده، نشان از یک چرخش گفتمانی در تاریخ‌نگاری شفاهی دارد: حرکت از پرتره‌های اتوکشیده به سمت روایات واقعی، پرکشش و حتی چالش‌برانگیز.

روایتی از جنس انسان‌های واقعی؛ وقتی تکثر شخصیتی جایگزین یک‌دست‌سازی می‌شود

بزرگ‌ترین ارزش تحلیلی این کتاب‌ها، پذیرش «تکثر رفتاری و شخصیتی» در میان نیروهای جبهه مقاومت است. انسانِ مدافع حرم در این آثار، موجودی تک‌بعدی نیست که صرفاً در مختصات مناسک دینی تعریف شود؛ او واجد شوخ‌طبعی، شیطنت، اصطکاک با ساختارها و حتی زیست روزمره‌ای است که شاید در نگاه اول با کلیشه‌های رایج همخوانی نداشته باشد.

در کتاب «نود و نهمین نفر» (سرگذشت شهید مهدی موحدنیا) با شخصیتی مواجهیم که اطرافیانش شهادت او را باور نداشتند، چرا که برخوردی کاملاً متفاوتی با کلیشه‌های ذهنیت عمومی داشت. یا در اثر «چخ‌چخی‌ها» که اصالت به نشاط و لایه‌های طنزآمیز زندگی در خط مقدم داده شده است. این روند، در کتاب «سرباز روز نهم» (روایت زندگی شهید مصطفی صدرزاده) به یک الگوی تیپ‌شناختی بدل می‌شود؛ اثری که رهبر شهید انقلاب نیز خواندن آن را توصیه کردند، دقیقاً به این دلیل که بازسازی فرایند «ساخته‌شدن و رشد یک انسان» است، نه فقط نمایش نقطه‌ پایانی او. در همین زنجیره، کتاب «مرضیه» با تغییر زاویه دید به سمت مادران و فعالان اجتماعی پشت جبهه، ابعاد جامعه‌شناختی این جریان را تکمیل می‌کند.

تغییر هویت و تمردهای مومنانه؛ تعلیق میان بوروکراسی و تکلیف

مفهوم «تکلیف‌گرایی» در بخش مهمی از این آثار از جمله «آن دوازده نفر»، «فراری‌ها» و «ابوعلی کجاست» (زندگینامه شهید مرتضی عطایی) وارد فرمی پیچیده و پرتعلیق می‌شود که می‌توان آن را «تمرد از بوروکراسی برای رسیدن به هدف» نامید. کادرها و مربیان نظامی ارشدی که قوانین رسمی اعزام، دست‌وپای آن‌ها را بسته، تن به یک تصمیم جسورانه می‌دهند: تغییر هویت ملیتی، جا زدن خود به عنوان شهروندان افغانستانی و ورود به پادگان‌ها در قامت نیروی صفر.

این چرخش داستانی نه تنها انگیزه فردی را در برابر ساختارهای سخت و دشوار اداری و نظامی قرار می‌دهد، بلکه با تحلیل «زیست در نقش دیگری» و تحمل سخت‌گیری‌های پادگانی توسط مربیانی که خود استاد آن فن بوده‌اند، ابعاد روان‌شناختی عمیقی به متن می‌بخشد. امتداد این مسیر در آثاری مثل «تو شهید نمی‌شوی»(شهید محمودرضا بیضایی)، مواجهه این جوانان با قومیت و هویت مدافعان افغانستانی را به روایتی فراملیتی و فرامکانی تبدیل می‌کند تا مرزهای جغرافیا در برابر آرمان‌پژوهی داستانی رنگ ببازد.

بررسی این مجموعه آثار نشان می‌دهد که ادبیات مدافعان حرم، آن‌گاه که از بازنمایی‌های شعاری فاصله می‌گیرد و به سراغ جزئیات، تناقض‌ها، شوخی‌ها و تصمیم‌های غیررسمی می‌رود، نه تنها ارزش استنادی بالاتری پیدا می‌کند، بلکه می‌تواند رابطه مخاطب عام را با مفهوم «حماسه و ایمان» ترمیم کند.

کد مطلب 6911950

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha