خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: نام «زکزاکی» برای بسیاری با زاریا، نیجریه و حوادث خونینی که شیعیان این کشور در سالهای گذشته پشت سر گذاشتهاند، گره خورده است؛ اما پشت این نام، زندگی و مسیری قرار دارد که از سالهای کودکی، خانواده و تحولات اجتماعی و سیاسی نیجریه آغاز میشود. شناخت این مسیر، تنها با مرور خبرهای مربوط به شیخ ابراهیم زکزاکی کامل نمیشود و نیازمند بازگشت به سالهایی است که هنوز نام او در جهان اسلام شناختهشده نبود.
کتاب «اهل زاریا» نوشته نجمه جوادی، تلاش میکند این زندگی را از نقطهای متفاوت روایت کند؛ از خانواده و خاطرات کودکی ابراهیم تا آشنایی او با تحولات جهان اسلام و انقلاب اسلامی ایران. نویسنده در این اثر، زندگی زکزاکی را در پیوند با تاریخ مسلمانان نیجریه و شرایط اجتماعی و سیاسی این کشور دنبال کرده و در ادامه به شکلگیری جریان شیعیان نیجریه و حوادثی میرسد که نام زکزاکی را بیش از گذشته در رسانههای جهان مطرح کرد.
«اهل زاریا» روایتی است که میکوشد به جای تمرکز صرف بر چهره شناختهشده زکزاکی، مسیر شکلگیری شخصیت و اندیشه او را در بستر خانواده، جامعه و تاریخ معاصر نیجریه بازسازی کند. این کتاب به تازگی توسط چاپ و نشر بینالملل منتشر شده است.
با انتشار این اثر، فرصتی فراهم شده تا بخشی از زندگی شیخ ابراهیم زکزاکی و تاریخ شیعیان نیجریه از زاویهای روایی و داستانی بازخوانی شود؛ روایتی که از «اهل زاریا» بودن آغاز میشود و به مسیری میرسد که نام زکزاکی را به یکی از چهرههای شناختهشده تشیع در آفریقا تبدیل کرد.
در همین راستا، با نجمه جوادی، نویسنده کتاب «اهل زاریا»، به گفتوگو پرداختیم.
* زکزاکی در کتاب شما پیش از آشنایی با انقلاب اسلامی هم با مسئله استعمار و ظلم درگیر است. آیا انقلاب اسلامی مسیر فکری او را تغییر داد یا بیشتر چیزی را که از قبل در وجودش شکل گرفته بود، جهت داد؟
در کتاب اهل زاریا تأکید ویژهای بر اثرگذاری عمیق انقلاب اسلامی ایران بر اندیشه و حرکت شیخ زکزاکی شده است. شیخ پیش از آشنایی با انقلاب نیز دغدغه عدالتخواهی و مبارزه با استعمار را در جان داشت، اما انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی بود که به این دغدغهها و اندیشههای پراکنده، جهت، چارچوب و افق روشن بخشید. در واقع انقلاب اسلامی جرقهای بر انبار باروتِ روحیه حقطلب او زد و مسیر مبارزه را برایش شفاف کرد.
* روایت شما از زکزاکی از زبان و خاطرات مادرش آغاز میشود. این انتخاب چقدر به شما کمک کرد از ساختن یک شخصیت صرفاً سیاسی فاصله بگیرید و جنبههای انسانی او را نشان دهید؟
باور من این است که برای درک عمیق و واقعی شخصیت یک رهبر، نمیتوان دوران کودکی و بستر رشد او را نادیده گرفت. بر اساس پژوهشها و مطالعاتم، ریشه بسیاری از فضائل اخلاقی شیخ ابراهیم، مانند مهرورزی، مدارا و استحکام روحی، در خانواده و بهویژه دامن پاک پدر و مادرش نهفته است. آغاز کتاب از کودکی و از نگاه مادر، تلاشی بود برای فاصله گرفتن از کلیشههای صرفاً سیاسی و نشان دادن بعد انسانی، لطیف و ریشهدار شخصیتی که در دل محبت خانوادگی بالیده است.
* حادثه زاریا امروز بیش از هر چیز با خبرهای کشتار و سرکوب شناخته میشود. چرا تصمیم گرفتید به جای شروع داستان از این حادثه، مخاطب را سالها به عقب ببرید؟
حادثه تلخ و وحشیانه زاریا معلولِ یک گذشته پرماجراست. مخاطب پیش از آنکه با نقطه اوج تراژدی و سرکوب روبهرو شود، حق دارد چرایی این واقعه را بداند؛ باید متوجه شود چه پیشینه روحی، ایمانی و تاریخی وجود داشته که انسانی بتواند تمام عزیزان و فرزندانش را در راه آرمان فدا کند و ذرهای از مسیرش عقب ننشیند. عقب رفتن در زمان به مخاطب کمک میکند ریشههای این شجاعت و ایستادگی شگفتانگیز را کشف کند.

* برای مخاطب نوجوان و جوان ایرانی، زکزاکی شاید در ابتدا چهرهای دور از ذهن و متعلق به جغرافیایی ناشناخته باشد. چه چیزی در شخصیت او را نزدیک به تجربه و دغدغه جوان ایرانی میدانید؟
در دنیای پرشتاب و پر از بحران امروز، مهمترین مؤلفهای که جوان ایرانی میتواند از شیخ زکزاکی بیاموزد، تابآوری و استقامت در برابر ناملایمات است. سیره زندگی شیخ بسیار منحصربهفرد است. امروزه نوجوانان ما در جستوجوی قهرمانهای واقعی و ملموس هستند؛ آشنایی با زندگی شخصیتی چون زکزاکی به نسل جوان نشان میدهد که چگونه میتوان با تکیه بر ایمان، در برابر طوفان سختترین بحرانها ایستاد و هویت خود را حفظ کرد.
* اگر انقلاب اسلامی و شخصیت امام خمینی(ره) از زندگی زکزاکی حذف شود، آیا همچنان میتوان مسیر تحول او را توضیح داد؟ به بیان دیگر، سهم انقلاب ایران در شکلگیری زکزاکی چقدر است و سهم شرایط خود نیجریه چقدر؟
شرایط نیجریه، بهویژه با سرکوبهای حکومتی و جنایات گروههای تروریستی تحت حمایت غرب مانند بوکوحرام، همواره دشوار و طاقتفرسا بوده است. اگر انقلاب اسلامی نبود، شاید حرکت شیخ بسیار دیرتر به ثمر مینشست یا حتی جان ایشان در همان گامهای نخست به خطر میافتاد. با این حال، موتور محرک و تکیهگاه اصلی شیخ علاوه بر الهامگیری از انقلاب ایران، معارف اصیل اهلبیت (ع)، الگوگیری از شیوه مبارزاتی ائمه و امید به ظهور منجی بود. این معارف غنی بود که جریان او را تا این حد ریشهدار و پایدار کرد.
* در ابتدای کتاب، پدر شیخ ابراهیم به صالحه درباره کمشدن جمعیت اهل قرآن و فاصله گرفتن مردم از معارف دینی صحبت میکند. با توجه به چهار سال پژوهشی که برای این اثر داشتید، آن زمان چه عواملی باعث شده بود آگاهی و گرایش دینی در میان مردم نیجریه کمرنگ شود؟ و این مسئله را اگر با شرایط امروز مقایسه کنیم، با وجود گسترش رسانهها و دسترسی گستردهتر به اطلاعات، چه تفاوتی میبینید؟ به نظر شما چه شد که امروز شاهد استقبال بیشتری از قرآن و تشیع در میان بخشی از مردم نیجریه هستیم؟
در دوران استعمار، سیاست حاکمان وقت بر این بود که مردم را از سواد قرآنی و عمق دین دور نگه دارند تا روحیه ایستادگی در آنان بخشکد. اما تغییر معادلات در عصر حاضر ناشی از تلاشهای خستگیناپذیر و شبانهروزی شیخ زکزاکی و خانوادهاش بود. آنها با تبیین پیوند ناگسستنی قرآن و ظلمستیزی، آگاهی عمومی را بیدار کردند و جامعه را به سمت قرآن و مکتب اهلبیت سوق دادند؛ تحولی که سبب شد امروز صدای تشیع و بیداری در نیجریه رساتر از همیشه به گوش برسد.

* در «اهل زاریا» زنان فقط شخصیتهای حاشیهای نیستند؛ از صالحه، مادر شیخ ابراهیم، تا همسر او و زنانی که در روایت مبارزه مسلمانان نیجریه در برابر استعمارگران انگلیسی حضور دارند، نقش مهمی در پیشبرد روایت دیده میشود. حتی در خاطرات صالحه، زنان قبیله فولانی در کنار مردانشان در برابر استعمار ایستادهاند. با توجه به این حضور پررنگ، نقش زنان را در شکلگیری شخصیت و مسیر مبارزاتی شیخ ابراهیم زکزاکی چقدر تعیینکننده میدانید؟ آیا میتوان گفت بخشی از این جریان فکری و مبارزاتی حال حاضر، از دل همین خانوادهها و زنان شکل گرفته است؟
کاملاً همینطور است. من در زمان طراحی ساختار کتاب و نگارش طرحهای اولیه، به این قطعیت رسیدم که روایت شیخ باید از بستر خانواده آغاز شود. زنان در تحولات اجتماعی و تربیتی نقشی محوری دارند؛ بهویژه مادر شیخ که بانویی عالمه، صاحببینش و شجاع بود. مقاومت زنان قبیله فولانی و همراهی صبورانه همسر شیخ نشان میدهد که این نهضت بر شانههای محکم زنانی استوار شده که شجاعت و آزادگی را نسل به نسل منتقل کردهاند.
* درست است که بخش مهمی از باورها و دغدغههای فکری هر فرد از کودکی و تحت تأثیر خانواده شکل میگیرد، اما در «اهل زاریا» ابراهیم از همان سهسالگی درباره موضوعاتی مثل مبارزه، منجی و مسائل اعتقادی سؤالهایی میپرسد که گاهی فراتر از سن اوست. فکر نمیکنید چنین کنجکاویهایی برای مخاطب، بهویژه مخاطب نوجوان، کمی غیرقابلباور به نظر برسد؟ در پژوهشهایتان به نشانه یا روایتی برخورد کردید که نشان دهد این ویژگی واقعاً در کودکی زکزاکی وجود داشته است؟
شاید چنین ویژگیهایی برای یک کودک در نگاه اول دور از انتظار و فراتر از سن به نظر برسد، اما تمام آنچه در کتاب روایت شده، کاملاً مستند به اسناد تاریخی، پژوهشهای میدانی و مصاحبه با اعضای خانواده و نزدیکان شیخ است. شخصیت شیخ از همان خردسالی جلوههایی از نبوغ، کنجکاوی و درک عمیق روحی را نشان میداد و ثبت این مستندات به تصویر کشیدن واقعیت شکلگیری این شخصیت خاص بود، نه داستانپردازی تخیلی.

* در روایت سقوط سوکوتو، تغییر سبک زندگی حاکمان از سادهزیستی به تجمل همزمان با قدرت گرفتن استعمارگران روایت میشود. از نظر شما این دو اتفاق واقعاً چه نسبتی با هم داشتند؟ آیا میتوان گفت تغییر رفتار حاکمان و فاصله گرفتنشان از مردم، جامعه را برای پذیرش یا نفوذ استعمار آمادهتر کرد، یا عوامل دیگری در این میان نقش پررنگتری داشتند
تاریخ بارها نشان داده که هرگاه حاکمان از سبک زندگی ساده و مردمی فاصله بگیرند و به تجمل و اشرافیگری روی بیاورند، پیوند میان دولت و ملت گسسته میشود. سقوط سوکوتو نیز گواهی بر همین حقیقت است؛ دوری از مردم، جامعه را تضعیف و راه را برای طمع و نفوذ آسان استعمارگران هموار کرد، چرا که بقای هر حکومتی در گرو همراهی و اعتماد ملت آن است.
* پدر و مادر شیخ ابراهیم، آموزش قرآن و احکام دینی را فقط یک وظیفه مذهبی نمیدانستند، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی خود میدیدند. با توجه به پژوهشهایی که برای این کتاب داشتید، این نگاه در نسلهای بعدی مسلمانان نیجریه چقدر توانست تداوم پیدا کند؟ آیا میتوان گفت همین پیوند میان آموزش دینی و هویت فرهنگی باعث شد با وجود سالها استعمار و فشار فرهنگی، این هویت نهتنها از بین نرود، بلکه امروز صدای آن رساتر شنیده شود؟
واقعیت این است که در دوران پیش از حرکت شیخ، پیوند هویتی جامعه بهشدت آسیب دیده بود؛ استعمار کاری کرده بود که از دین تنها پوستهای ظاهری، فردی و بیاثر بماند و جامعه دچار بیبندوباری و انحراف شود. کار بزرگ شیخ، احیای مجدد دین بود، نه صرفاً امتداد یک جریان موجود. تلفیق پیام بیداری انقلاب اسلامی با معارف اهلبیت (ع) به این حرکت خونی تازه بخشید؛ هویتی پویا ساخت که توانست در برابر سختترین فشارها بایستد و جامعهای میلیونی و آگاه از محبان اهلبیت را در نیجریه شکل دهد.
* اگر بخواهید «اهل زاریا» را فراتر از روایت زندگی شیخ ابراهیم زکزاکی ببینید، مهمترین حرفی که فکر میکنید این کتاب درباره حفظ هویت، ایستادگی در برابر ظلم و نقش نسلهای مختلف در ادامه یک جریان به مخاطب امروز میزند چیست؟
مهمترین پیام اهل زاریا این است که میتوان با دست خالی، اما با اتکا به ایمان، حفظ هویت و توکل به خداوند، هیمنه قدرتمندترین مستکبران را در هم شکست. شاید امروز شیخ در محدودیت و حصر باشد و رنجهای فراوانی بر او و خانوادهاش رفته باشد، اما این استقامت چراغ راه آینده است و تاریخ نشان خواهد داد که ثمره این ایستادگی، پیروزی حق و الهامبخشی به نسلهای بعد خواهد بود.



نظر شما