۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۲۸

چرا مدیریت تنگه هرمز اهمیت دارد؟

چرا مدیریت تنگه هرمز اهمیت دارد؟

تنگه هرمز تنها مسیر حیاتی انتقال انرژی نیست؛ این آبراه با گره‌خوردن به زنجیره تأمین، امنیت غذایی و تجارت جهانی، به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های راهبردی ایران تبدیل شده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: تنگه هرمز، این آبراه باریک ۳۹ کیلومتری میان ایران و عمان، تا پیش از جنگ روزانه میزبان عبور حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی است؛ رقمی که معادل یک‌پنجم کل مصرف جهانی نفت و حدود ۲۰ درصد از تجارت دریایی نفت جهان را تشکیل می‌دهد. اما اهمیت این گلوگاه استراتژیک، فراتر از انرژی است. از کودهای شیمیایی و پلیمرهای صنعتی تا آلومینیوم و گاز طبیعی مایع، زنجیره‌های تأمین جهانی به گونه‌ای به این آبراه گره خورده‌اند که هرگونه اختلال در آن، موجی از تورم و بحران را از آسیا تا اروپا به راه می‌اندازد. مدیریت این تنگه، در واقع مدیریت بخش قابل‌توجهی از جریان بازارهای جهانی است؛ واقعیتی که بیش از یک دهه در بالاترین سطوح نظامی و سیاسی ایران بررسی شده و امروز به یکی از محوری‌ترین اهرم‌های راهبردی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. مدیریت تنگه هرمز امکان کاهش فشار تحریم‌ها و ایجاد گشایش در وضعیت اقتصادی مردم را برای کشور ایجاد کرده است.

فراتر از یک آبراه

تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ شاهراهی است که اقتصاد جهانی به آن وابسته است. پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور می‌کرد که سهم عمده‌ای از آن متعلق به عربستان، امارات، عراق و قطر بود. همچنین حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) از همین مسیر می‌گذشت که عمده‌ترین سهم آن مربوط به قطر، بزرگترین صادرکننده گاز جهان، و امارات بود. اما آنچه تنگه هرمز را به کانون توجهات جهانی تبدیل کرده، فراتر از نفت و گاز است و به امنیت غذایی، صنعت و حتی نظم مالی جهان تسری پیدا می‌کند.

زنجیره‌های تأمین در گرو یک گلوگاه

یک) کود شیمیایی؛ امنیت غذایی در خطر

یکی از حساسترین بخش‌های زنجیره تأمین جهانی که به تنگه هرمز وابسته است، کودهای شیمیایی هستند. بر اساس گزارش‌های معتبر، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از تجارت جهانی کود و به طور خاص حدود ۳۵ درصد از صادرات جهانی اوره از این تنگه عبور می‌کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عربستان، قطر و عمان از صادرکنندگان اصلی این محصولات استراتژیک هستند. بسته شدن تنگه، قیمت اوره را در ماه‌های ابتدایی سال ۲۰۲۶ به مقدار قابل توجهی افزایش داد و این افزایش قیمت کود، مستقیماً به افزایش هزینه‌های تولید مواد غذایی و در نهایت تورم جهانی دامن می‌زند.

دو) پلیمرها و آلومینیوم؛ صنعت جهانی در تنگنا

صنایع پتروشیمی و فلزات نیز از این قاعده مستثنی نیستند. بر اساس گزارش اکسنچر، حدود ۳۶ درصد از پلی‌اتیلن جهانی و ۳۵ درصد از پلی‌پروپیلن جهانی از طریق تنگه هرمز صادر می‌شود. همچنین منطقه خلیج فارس حدود یک‌چهارم از صادرات جهانی پلی‌اتیلن و پلی‌پروپیلن را در اختیار دارد.به عبارت دیگر، بیش از ۸۰ درصد از صادرات پلی‌اتیلن خاورمیانه و ۷۰ تا ۸۰ درصد از خوراک نفتا (نفت سفید) که مواد اولیه پتروشیمی‌های آسیا را تأمین می‌کند، از همین مسیر عبور می‌کند. همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس حدود ۹ درصد از تولید جهانی آلومینیوم را در اختیار دارند که درصد قابل توجهی از آن از طریق تنگه هرمز صادر می‌شود. اختلال در این مسیر، عرضه جهانی این فلز استراتژیک را با چالش جدی مواجه کرده است.

سه) پترودلار و وابستگی کشورهای عربی

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با درآمدهای نفتی سرشار اما جمعیتی نسبتاً کم، از بزرگترین واردکنندگان جهان محسوب می‌شوند و اقتصادشان به شدت مصرف‌گرا و وابسته به واردات است. بخش عظیمی از درآمدهای نفتی این کشورها صرف قراردادهای تجاری با شرکت‌های غربی، به ویژه قراردادهای تسلیحاتی با آمریکا، می‌شود. کاهش صادرات نفت از طریق تنگه هرمز، نه تنها به حاکمیت دلار به عنوان ارز پایه‌ی معاملات نفتی (پترودلار) ضربه می‌زند، بلکه توان مالی این کشورها برای ادامه خریدهای کلان از غرب را نیز کاهش می‌دهد. این واقعیت، نشان‌دهنده‌ی عمق پیوند میان تنگه هرمز و نظم مالی جهانی است.

چهار) ناتوانی آمریکا در برابر مدیریت ایران

آمریکا با وجود پایگاه‌های نظامی متعدد در منطقه و سال‌ها تهدید و هیاهو، نتوانسته است این تنگه را به جز با خواست خود ایران بازگشایی کند. حتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ژوئیه ۲۰۲۶ از تنگه هرمز به عنوان یک «ماشین عظیم پول‌سازی» یاد کرد. او حتی پیشنهاد دریافت ۲۰ درصد عوارض از ارزش محموله‌های عبوری را مطرح کرد و اعلام داشت که آمریکا به «فرشته نگهبان» این آبراه تبدیل خواهد شد. اگرچه این طرح با مخالفت متحدان منطقه‌ای روبرو و به سرمایه‌گذاری‌های جایگزین تبدیل شد، اما این اظهارات نشان می‌دهد که حتی قدرتمندترین کشور جهان نیز در عمل، مدیریت تنگه را در اختیار ایران می‌داند.

جمع‌بندی
مدیریت تنگه هرمز برای ایران، صرفاً یک اقدام نظامی یا نمایش قدرت نیست، بلکه ابزاری برای متوازن‌سازی قدرت در برابر فشارهای خارجی و حفاظت از امنیت ملی در برابر تهدیدات است. این گلوگاه به جریان انرژی، مواد اولیه صنایع (پلیمر، آلومینیوم)، امنیت غذایی (کود) و امنیت مالی جهان (پترودلار) گره خورده است. توانایی تأثیرگذاری بر این شاهراه حیاتی، به ایران اهرمی بی‌نظیر می‌دهد که فراتر از مرزهای یک درگیری محلی، قدرت چانه‌زنی جهانی برایش به ارمغان آورده است.

ایران سال‌هاست که تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی و جنگ شناختی همه جانبه‌ای از طرف غرب و متحدین منطقه‌ای آن است و تمام تلاش‌های ایران برای حل مشکلات ادعایی دشمنان راه به جایی نبرده است و فقط فشارها را بیشتر کرده است. امروز ایران پس از پرداخت هزینه‌های زیاد در جنگ تحمیلی سوم، حاکمیت خود را بر تنگه هرمز تثبیت کرده است و این ابزار جدید امکان ایجاد گشایش برای وضعیت اقتصادی کشور و کاهش فشارها بر مردم را بوجود آورده است و تحت هیچ شرایطی نباید از آن عقب نشینی نمود.

کد مطلب 6910731

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • سعید IR ۱۶:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۰
      1 0
      تنگه هرمز متعلق به ایران است؛ صرف‌نظر از اینکه این تنگه مسیری حیاتی برای ترانزیت انرژی محسوب می‌شود. ایران باید از حقوق خود دفاع کند، به‌ویژه در برابر دولتی تروریست همچون ایالات متحده. چرا آمریکا باید از آن سوی دنیا بیاید تا مدعی مالکیت تنگه هرمز شود یا حتی نقشی هرچند جزئی در آن ایفا کند؟ ایران باید کنترل این تنگه را در دست داشته باشد زیرا مالک آن است و هیچ مالکی به‌ویژه مالکِ چیزی بسیار ارزشمند هرگز آن را به کشوری بیگانه واگذار نمی‌کند.
    • محمد IR ۱۷:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۰
      1 0
      کشوری که بی دلیل و خیلی راحت می اید رهبر یه کشور دیگری را به شهادت میرساند هیچ حقی ندارد از تنگه هرمز استفاده کند قانون دنیا هست