خبرگزاری مهر، گروه استانها- آذربایجان شرقی؛ دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی ایران و یکی از مهمترین زیستبومهای آبی کشور، در دهههای اخیر با چالشهای جدی زیستمحیطی مواجه شده است. مساحت این دریاچه در سال ۱۳۷۷ حدود شش هزار کیلومتر مربع بود که آن را در ردیف بیست و پنجمین دریاچه بزرگ دنیا از نظر مساحت قرار میداد. اما تا سال ۱۴۰۱، ۹۵ درصد از مساحت آن خشک شد.
اکنون، در آستانه عبور از نیمه زمستان سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، دریاچه ارومیه همچنان صحنه تضاد است؛ جایی که بارشهای اخیر و رهاسازی پسابهای تصفیهشده، لکههایی از آب را بر پیکرهی خشکشدهی آن پدید آورده است. این تجدید حیات نسبی فصلی، هرچند در تصاویر ماهوارهای خودنمایی میکند و امیدواریهایی را به همراه داشته، اما کارشناسان محیط زیست هشدار میدهند که نباید این نفسهای کوتاه فصلی را با احیای کامل اشتباه گرفت. وضعیت کنونی، نبردی ادامهدار میان نوسانات طبیعی و یک بحران ساختاری عمیق است که ریشه در دههها مدیریت منابع دارد.
برخلاف افزایشهای مقطعی سطح آب، چالش اساسی دریاچه ارومیه در لایههای زیرین آن نهفته است؛ لایههای نمکی که به گفتهی کارشناسان، ۹۹ درصد از پهنهی آبی سابق را پوشانده است. گزارشهای تحلیلی حاکی از آن است که حجم عظیمی از نمک در بستر دریاچه رسوب کرده که این امر، کف دریاچه را بالا آورده و تبخیر را به شدت افزایش داده است. هرچند تلاشهایی مانند انتقال پساب تصفیهشده و برنامه انتقال آب از سد کانیسیب در جریان است، اما این حجم محدود آب در برابر وسعت دریاچه و نمک انباشته شده، تنها میتواند مرهمی موقت بر زخم عمیق آن باشد، نه درمانی قطعی برای بازگشت به دوران شکوه گذشته.
کارشناسان تأکید میکنند که خشک شدن دریاچه یک فرآیند طبیعی صرف نبوده است؛ توسعه کشاورزی بیرویه و ساختار غیرمنطقی سدها، عامل اصلی قطع شریانهای حیاتی ورودی بودهاند. این عوامل، شوری آب را به نقطهای رساندهاند که نه تنها اکوسیستم را نابود کرده، بلکه اکنون تهدیدی مستقیم برای سلامت عمومی منطقه است. طوفانهای نمکی برخاسته از این دشت خشک، سلامت میلیونها نفر در استانهای آذربایجان شرقی و غربی را به دلیل افزایش بیماریهای تنفسی و دیگر عوارض، در معرض خطر جدی قرار داده است.

مسیر درستی برای احیای دریاچه ارومیه در حال طی شدن است
این در حالی است که محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور در جلسه کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه گفت: با برنامهریزیهای مناسب یکسال اخیر، مسیر درستی برای احیای دریاچه ارومیه در حال طی شدن است.
رضا رحمانی، استاندار آذربایجانغربی نیز با اشاره به اقدامات انجام شده برای احیای دریاچه ارومیه، افزود: با سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل (فائو)، دانشگاههای ارومیه، تبریز و تهران، شرکتهای دانشبنیان و فعال در زمینه هوش مصنوعی برای احیای دریاچه ارومیه قرارداد امضا کردهایم.
دبیر کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه همچنین با اشاره به رونمایی از اطلس مخاطرات و امضای تفاهمنامه با سازمان هواشناسی و وزارت جهاد کشاورزی، خاطرنشان کرد: در سفر اخیر رئیسجمهور به آذربایجانغربی ۱۰ اقدام تعیین و اجرای آنها آغاز شده است.

احیای دریاچه ارومیه همچنان ممکن است
احمد فاخری فرد، عضو هیأت علمی گروه مهندسی آب دانشگاه تبریز در گفتوگو با مهر اظهار کرد: میزان تراز کنونی دریاچه ارومیه باتوجه به بارشهای اخیر از تراز کف ۱۲۶۹.۷ متری، به تراز ۱۲۷۰.۱ متر رسیده که حدود ۴۰ سانتی متر افزایش پیدا کرده است.
وی افزود: این مقدار کافی نیست و امیدواریم بارشها ادامه یافته و کد را بالاتر بیاورند و در پایان سال مجدداً به کف نرسیم، اما این کد موقت بوده و در آخر سال آبی، بر اثر تبخیر از بین رفته و به کف میرسیم مگر اینکه خداوند عنایت کند و در فصل زمستان و بهار بارش خوبی داشته و جلوی برداشتهای غیر مجاز از رودخانهها گرفته شود.
وی با اشاره به اقدامات انجام شده طی سال جاری گفت:
در آذربایجان شرقی امسال هیچ اقدامی انجام نشده و در آذربایجان غربی نیز آن طوری که استاندارشان اعلام کردند، گزارشی از برخی طرحهای در دست اجرا داده شد و امیدواریم طرحها اجرا شده و مثمر ثمر باشند.
فاخری فرد خاطرنشان کرد: یکی از طرحها مربوط به طرح فائو است که به صورت پایلوت در نقاط مختلف اجرا میشود و طرح بسیار جالبی است که اگر این چنین طرحهایی در سطح حوزه افزایش یابند، میتوان به دریاچه آبرسانی کرد.
وی تاکید کرد: آذربایجان شرقی چندان روی احیای دریاچه مصر نیست و برای مسئولین ما اهمیت ندارد که دریاچه احیا شده یا نشود، حتی در جلسات شرکت نمیکنند و این برای استان ما که از خشک شدن دریاچه بیشترین آسیب را محتمل میشود، خوب نیست و باید دنبال احیای دریاچه باشیم، اما اگر طرحهای آذربایجان غربی به اجرا برسد، مثمر ثمر بوده و دریاچه بهره بسیاری از آن میبرد
وی با بیان اینکه تاکنون به دریاچه آبی از طریق طرحها نرسیده به جز بارشهای اخیر که اندکی کمک کردند، یادآور شد: اگر ملزومات احیا فراهم شود، صد در صد برای احیای دریاچه امیدواریم که مهمترین آن تأمین مالی است، دیگر مسئله مهم ایجاد نقشه راه است که بتوانیم ارائه دهیم و در این خصوص اقداماتی انجام شده اما به تأمین مالی نیاز داریم تا آنچه که به عنوان نقشه راه در ذهن داریم، دریاچه را به سمت احیا ببرد.
وی گفت: آستانه تأمین آب به دریاچه را ۲.۳ میلیارد متر مکعب در سال بهدست آوردهایم که اگر هر سال ۲.۳ میلیارد متر مکعب آب به دریاچه وارد شود، انباشت شروع شده و تبخیر انجام نشده و به سمت احیا حرکت میکنیم و ذخیرهای در دریاچه ایجاد میشود تا با انجام کارهای مدیریتی و افزایش تغذیه دریاچه، به تراز مورد نظر برسیم.
این استاد دانشگاه ادامه داد: تراز نهایی ما در وهله اول ۱۲۷۱.۵ متر و در هدف دوم ۱۲۷۲.۵ متر است که کد هیدرولوژیکی گفته میشود و هرچه کارهای مدیریتی ما عمق یابد به کد ۱۲۷۴.۱ متر نزدیک میشویم، اما برای رسیدن به این کد راه طولانی لازم داریم و اگر به کد هیدرولوژیکی برسیم، تقریباً ۳۹۷۰.۱ کیلومتر مربع میتوان پوشش آبی در دریاچه ایجاد کرد و ۷.۲ میلیارد مترمکعب هم حجم خواهیم داشت که دریاچه را زنده نشان میدهد و نگران ریزگرد نمکی نخواهیم بود.
وی با اشاره به اینکه ما هیچ گاه امید خود را از دست نمیدهیم و اگر تأمین مالی شویم و استان ما همت داشته باشد، این راه ممکن میشود، گفت: مسئولین ما باید برای دریاچه اعتبار مالی بگیرند، اکنون آقای دکتر پزشکیان رئیس جمهور بوده و بهترین فرصت برای جذب اعتبار است که اگر استفاده نکنیم، دولتهای بعدی پشت گوش میاندازند.
وی ادامه داد: مطمئناً بسیاری از افراد تمایلی به تأمین اعتبار ندارند، اما اگر ما و آذربایجان غربی متحد شویم، میتوانیم اعتبار را تأمین کرده و نقشه سیستماتیک احیا را آماده کنیم.
فاخری فرد با اشاره به اقداماتی که باید برای احیا انجام شود، تصریح کرد: در وهله اول باید آستانه تأمین را بهدست بیاوریم؛ آورده طبیعی دریاچه صرف نظر از سدها، حدود ۵۰۰ الی ۷۰۰ میلیون متر مکعب در سال است،
تونل ۳۶ کیلومتری زاب صرفاً برای دریاچه بوده که کاربری آن را اخیراً تغییر دادند و غیر قانونی است، اما ۶۰۰ میلیون متر مکعب باید در سال از طریق این تونل تأمین شود، رها سازی از سدها نیز ۴۰۰ میلیون مترمکعب در سال، سیلهای پیک ۵۰۰ میلیون مترمکعب و تصفیه خانهها هم ۳۰۰ میلیون مترمکعب را تأمین میکنند که اگر این ارقام را جمع کنیم، آستانه تأمین حاصل میشود.
وی گفت: طبیعتاً زمانی که ما این آستانه را داشته باشیم، به مدیریت داخل حوضه میپردازیم تا مقدار تأمین را افزایش دهیم؛ تغییر سیستمهای آبیاری، الگوی کشت، کشت گلخانهای، تبدیل کشت گلخانهای به دیم، تبدیل باغات سنتی به مدرن، تغییر الگوی کشت باغات و.. تعدادی از موارد مدیریتی هستند که باید در حوضه پیاده شوند.

تشریح آینده اکولوژیک دریاچه ارومیه
مهدی زارع، استاد تمام پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله نیز در گفتوگو با خبرنگاران گفت: بزرگترین تحول در دریاچه، تغییر ماهیت رسوبات بستر است، قبل از دهه هفتاد شمسی، بستر دریاچه عمدتاً شاهد انباشت رسوبات آواری (خاک و سنگ) بود. اما از حوالی سال ۱۳۷۵، با افت شدید سطح آب و افزایش سرسامآور شوری، این بستر به یک مخزن عظیم نمک تبدیل شد. در واقع، ما شاهد رسوبگذاری نمکی بودیم که محصول تبخیر شدید است.
وی با بیان اینکه این تغییر در شمال و جنوب دریاچه متفاوت است، افزود: نقش گذرگاه شهید کلانتری در اینجا بسیار پررنگ میشود. این سازه مانند یک دیوار عمل کرده و تبادلات طبیعی را مختل کرده است.
وی با اشاره به عوامل شور شدن شدید و تجمع رسوبات در دریاچه گفت: عامل اول و مهمترین، انحراف آبهای شیرین ورودی است. ساخت بیش از ۴۸ سد و استخراج بیرویه از هزاران چاه غیرمجاز، قاتل اصلی جریان ورودی است. دوم، اختلال در گردش آب توسط پل شهید کلانتری است که شمال را از جنوب جدا کرده و هر بخش را در وضعیت نمکی منحصر به فردی قرار داده است. سوم، نتیجه این دو مورد است: افزایش شوری فراتر از ۴۰۰ واحد PSU که خود باعث تهنشینی گسترده هالیت یا نمک معمولی شده است.
وی یادآور شد: بازگشت به سطح تاریخی دریاچه تقریباً غیرممکن است. اما میتوانیم یک احیای اکولوژیک عملیاتی داشته باشیم. هدف باید کاهش شوری به زیر ۲۴۰ گرم در لیتر باشد تا آرتمیا، که ستون فقرات اکوسیستم است، دوباره زنده شود.
زارع ادامه داد: رودخانههایی مثل زرینهرود و سیمینهرود حیاتیاند، اما باید لایروبی و متصل شوند تا آب شیرین مستقیماً به بخشهای عمیقتر برسد، نه اینکه در مسیر در تالابهای کمعمق جنوبی، قبل از رسیدن به مرکز، کاملاً تبخیر شود. همچنین، مدیریت گذرگاه کلانتری با باز کردن دهانههای بیشتر، میتواند به حل شدن این تودههای نمکی متمرکز در شمال کمک کند.
وی تاکید کرد: تمرکز اصلی باید بر حفاظت قاطعانه از بیش از ۸۰ هزار حلقه چاه، بهخصوص چاههای غیرمجاز، باشد. اگر آبهای زیرزمینی همچنان تخلیه شوند، دریاچه از زیر زمین تخلیه خواهد شد. هدف کوتاهمدت ما باید کنترل گرد و غبار نمکی و بقای آرتمیا در بخشهای عمیق باشد، نه تلاش برای پر کردن مجدد کل حوضه.
در نهایت، پرسش کلیدی این است که آیا این دوره زمستانی مرطوب و اقدامات مقطعی احیا، میتواند سکوی پرتابی برای یک تحول بنیادین در حوضه آبریز باشد؟ تجربه نشان داده است که کوچکترین خشکسالی در تابستانهای آتی، میتواند تمامی دستاوردهای فصلی را دوباره به دریاچهای نمکی تبدیل کند.
سرنوشت دریاچه نهتنها آزمونی برای سیاستهای زیستمحیطی کشور، بلکه نمادی از تعامل میان انسان و طبیعت است. اگر امروز برای حفاظت از آن تلاش کنیم، فردا آیندگان داستانی متفاوت از ارومیه خواهند نوشت؛ داستانی نه از مرگ، بلکه از زندگی دوباره.


نظر شما