خبرگزاری مهر- گروه استانها؛ شهید مصطفی چمران، دانشمندی متعهد، روشنفکری مجاهد و عارفی وارسته بود که علم و دانش اگر در خدمت دفاع از حریم مقدس میهن، عزت و اقتدار ملت و نظام اسلامی قرار بگیرد متعالی و ارزشمند خواهد شد. نامگذاری سالروز شهادت وی با عنوان روز ملی بسیج اساتید گویای این مهم است که اساتید دانشگاهی خاصه بسیجی در قامت فرماندهان جنگ نرم علیه دسیسهها و توطئههای دشمنان مستکبر باید پرچمدار و منادی حق باشند. اساتید دانشگاه با در اختیار داشتن گروهی از بهترین جوانان و فرهیختگان جوان درپاقع مهمترین میدان تعلیم و تربیت و پرورش نیروهای انقلابی و ولایی را در اختیار دارند و در شرایطی که کشورمان در یک جنگ تمامعیار علیه دشمن متخاصم آمریکایی صهیونی قرار دارد، باید بتوانند صفات و رفتارهای متعالی همچون اعتماد به نفس ملی، مسئولیتپذیری و آمادگی برای دفاع از عزت و استقلال کشور را در قشر جوان دانشجو نهادینه کنند و برای اقتدار ملی کشور پشتوانهسازی کنند.
۳۱ خردادماه روز ملی بسیج اساتید بهانهای بود تا در گفتگو با احمدرضا بسیج، رئیس بسیج اساتید استان چهارمحال و بختیاری مهمترین رسالتهای اساتید بسیجی و سازمان بسیج اساتید را در جنگ رمضان و دوران پساجنگ مرور کنیم. عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، مدرس حوزه علمیه، عضو شورای فرهنگ عمومی استان، نویسنده چندین کتاب و مقاله علمی پژوهشی، کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر قرآن و نهجالبلاغه در این گفتگو با ما همراه شده است. بسیج در این گفتگو اشاره داشت که از میان قریب به ۲ هزار استاد دانشگاههای استان، قریب به ۱۳۰۰ استاد عضو رسمی و ثبت شده سازمان بسیج اساتید هستند.
* تعامل اساتید و بهویژه اساتید بسیجی استان با مسئولان را خاصه در حوزه رفع مشکلات و معضلات استانی چگونه میبینید؟
اساتید دانشگاهها که عضو سازمان بسیج اساتید استاناند تخصصهای مختلفی دارند و برخیها در زمره دانشمندان و پژوهشگران برجسته ملی و بینالمللی قرار دارند که انتظار میرود تفکر و نگاه جدی نسبت به بهرهگیری از تخصص و دانش این اساتید در مسئولان ایجاد شود و در جهت رفع چالشهای استانی استفاده گردد. خود این اساتید هم ابراز علاقه دارند که در قالب مشاوره یا اندیشهورزی یا هر عنوانی در کنار مسئولان باشند و تخصص خود را در خدمت استان و کشور قرار دهند اما متاسفانه این نگرش در مسئولان وجود ندارد و چه بسا در مواردی هم که اقدام کردیم به علت عدم مساعدت مسئولان، راه به جایی نبردیم.

در سازمان بسیج اساتید برخی موضوعات و چالشهای استانی خاصه در حوزه آب و خاک را با اساتید متخصص دانشگاهی به بحث و بررسی گذاشتیم، در شورای فرهنگ عمومی مطرح و تصویب کردیم اما دولتمردان اراده اجرا نداشتند و این گلایه نسبت به مسئولان استانی وجود دارد که به ظرفیت اساتید دانشگاه اقبالی نداشته و استفادهای نشده است.
* موردی را در ذهن دارید که پژوهشی را در اختیار مسئولان قرار داده باشید و با این بیمهری مواجه شوید؟
بله. برای مثال سند آمایش سرزمینی استان که بعد از بحث و بررسیهای فراوان توسط اساتید بسیجی متخصص این حوزه در حال انجام بود اما با عدم همکاری نهادهای ذیربط و ندادن اطلاعات مورد نیاز، به حاشیه رفت و دچار مشکلاتی شد.
اکنون نیز مشکلات فراوانی در حوزههای مختلف کشاورزی و دامداری و ... وجود دارد که بنظرم مدیران باید این مشکلات را سازماندهی و دستهبندی شده در اختیار اساتید دانشگاهی قرار دهند تا در پژوهشها، مقالات و پایاننامههای دانشجویی و رسالات دکتری به بحث و بررسی بگذارند و نتایج حاصله را به صورت کاربردی و عملیاتی به مسئولان انتقال دهند تا در عرصه عملیاتی و اجرایی در جهت حل معضلات و بهبود شرایط استان بهره بگیرند.
ما شاید هیچ پژوهش مدونی نداریم ناظر بر اینکه خاک استان برای چه محصولاتی مستعد است و محصولاتی که در حال حاضر پرورش میدهیم برای حفظ این خاک خوب است یا ضرر دارد یا راههای بهرهوری از آب چیست. در حالی که میتوان با تدبیر و تفکر از ظرفیت اساتید دانشگاهی در جهت تهیه این دست اسناد و اطلاعات گام برداشت. از جانب اساتید بسیجی این ظرفیت و آمادگی وجود دارد که تخصص و دانش خود را بی چشمداشت و دریافت هزینه در خدمت دستگاه حاکمیتی قرار دهند امید است که این تفکر و فرهنگ در مسئولان ایجاد شود.
* متاسفانه بهویژه در سالهای اخیر شاهد موج مهاجرت دانشجویان و اساتید از کشور هستیم، در خصوص پیشگیری از مهاجرت اساتید دانشگاهی چه راهکارهایی وجود دارد؟
مهاجرت اساتید دانشگاهها به دیگر کشورها عوامل و انگیزههای مختلفی دارد از جمله اینکه عده معدودی تحت تأثیر فضای مجازی تصور میکنند در دیگر کشورها آزادی عمل وجود دارد و همه چیز در اوج قرار دارد در حالی که در بسیاری موارد، اینها تصور خالی و پوچ است. اساتیدی هم که رفتند و این فضا را تجربه کردند زبان به اعتراف گشودند که بخش اعظمی از تلقی و تصور آنان نسبت به کشور خارجی پوچ و بیاساس بوده است. از جمله میتوانم مطالعه کتابهای «در جستجوی ملک سلیمان» اثر شهرام محمدی و «در بهشت شداد» اثر جلال رفیع را به مخاطبان پیشنهاد دهم که نویسندگان به بیان تجربیات خود از مهاجرت پرداختند.
بخش دیگری از انگیزههای مهاجرت اساتید دانشگاهی به علت نوع نگاه مسئولان است که همکاری و مساعدت لازم را ندارند و یک استاد دانشگاه زمانی که فرصت کاربردیسازی ایدههای علمی و پژوهشی خود را پیدا نکند طبیعی است که دلسرد شود و بخواهد این ایدهها را در کشور دیگری عملیاتی کند و تن به مهاجرت بدهد.
ما در مواردی نمیتوانیم مانع مهاجرت اساتید دانشگاهها شویم و این تفکری است که باید در اذهان اصلاح شود. البته در مواردی که مهاجرت ریشه در نوع نگاه و تفکر مسئولان وجود دارد، با اصلاح دیدگاهها و نگاهها شاید بتوان جلوی بخشی از مهاجرتها را گرفت که امیدواریم این اتفاق محقق شود.
* کنشگری اساتید دانشگاهی خاصه اساتید بسیجی استان را در جنگ رمضان و بعثت ملت ایران چگونه ارزیابی میکنید.
تبیین و روشنگری و اقناعسازی خاصه ناظر به مخاطب دانشگاهی و دانشجویان مهمترین مأموریت اساتید است که معتقدم طی این مدت به همت اساتید بسیجی پای کار و حاضر در میدان در صحنه اجتماعات و بعثت مردمی، به خوبی ایفا شد. فهرستی از ۴۰ استاد توانا و سخنور را در اختیار صدا و سیمای استان نیز قرار دادیم که در گفتگوهای رادیو تلویزیونی از ظرفیت این افراد استفاده میشود.
البته تبیینگری فقط سخن گفتن نیست بلکه مهارت سخنوری و توان اغناسازی مخاطب و مولفههای فراوان دیگری لازم است تا تبیین اثرگذار و کارآمد محقق شود. بنابراین این انتظار وجود ندارد که همه اساتید وارد عرصه تبیین برای عموم مردم شوند. با اینحال این انتظار از همه اساتید میرود که ارتباط و تعامل خود را با دانشجویان خود حفظ کنند و از این ارتباط و تعامل در راستای تبیین استفاده کنند که متاسفانه برخی اساتید این نگاه و دغدغه ندارند.

* از دیدگاه شما نقش اساتید در تبیین اتفاقات و وقایع ناظر به جنگ تحمیلی سوم خاصه مذاکره و تفاهمنامه چیست؟
اولاً باید گفت بخشی از تبیین با وقوع جنگ و اتفاقات پیرامون آن محقق شد یعنی با شهادت امام شهید و شهدای جنگ رمضان بخشی از جامعه بیدار شد. به علاوه بخشی از تبیین هم نه در ساحت کلامی بلکه در ساحت رفتاری و عملی باید اتفاق بیفتد. جوان دانشجو زمانی که تبعیضها و بیعدالتیها را در جامعه مشاهده کند طبعاً دلسرد و دلزده میشود. جهاد تبیین گاه سلبی است همچنان که قرآن هم در مقام تبیین انسانها را از طاغوت باز میدارد تا عبادت خدا محقق شود.
بسیاری از جوانان ما دستاوردها و پیشرفتهای نظام اسلامی را نمیدانند و آشنا نیستند و میطلبد با برپایی اردوهای راهیان پیشرفت، لااقل دانشجویان مملکت را با این پیشرفتهای قابل توجه کشور آشنا کنیم که قطعاً در امیدافزایی و انگیزهبخشی و تقویت هویت ملی آنان تأثیرگذار است. این اردوها برای اساتید بهصورت منظم برگزار میشود و اساتید ما طی بازدید از مراکز علمی و فناوری با پیشرفتهای علمی آشنا میشوند.
هجمهها و تبلیغات سوء و وارونهسازی حقایق علیه کشورمان توسط رسانههای معاند و امپراتوری رسانهای غرب بسیار بالاست و جوان ما خواه ناخواه در معرض این هجمهها قرار دارد و تاثیر میپذیرد. رسالت اساتید این است که تبیین و روشنگری کنند.
* دانشگاه، استاد و دانشجوی پساجنگ از دیدگاه شما چه مأموریتهای جدیدی در برهه حساس کنونی بر عهده دارند.
قطعا دانشگاه و دانشگاهیان پساجنگ متفاوت از قبل از جنگ هستند و تغییرات بنیادین باید هم در فرآیند جذب استاد و دانشجو و هم محتوای دروس و نظیر اینها اتفاق بیفتد. باید گفت که ما هنوز حکمرانی در حوزه فرهنگ و تعلیم و تربیت نداریم و ما هر قدر هم که دغدغه داشته باشیم و بتوانیم گاهی باری را بلند کنیم، اما تا زمانی که همسویی میان مسئولان دولتی و بدنه دانشگاه در عمل اتفاق نیفتد و مدیران از تخصص و مشاوره اساتید دانشگاهی بهرهمند نشوند، عملاً نمیتوان از استاد انتظارات بزرگی داشت. قطعاً بخشی از پیشرفتهای نظامی مرهون بهرهگیری از توان و تخصص اساتید فن بوده است که به مرحله عمل رسیده است. مسئولان ما در دوران پساجنگ باید به این باور برسند و این، نیازمند همگرایی و دور شدن از نگاه قشری و حزبی و نظیر اینهاست.
در دانشگاه پساجنگ باید به سراغ باورهای دانشجویان برویم و آن را اصلاح کنیم و این محقق نمیشود مگر با اصلاح سرفصلها، محتوا و منابع علوم انسانی. اگر باورها در پرتو کار نظاممند و مهندسی شده تغییر کرد در مرحله بعدی سراغ گرایشها باید برویم و اینگونه رفتارها و عملکردها هم خود بخود اصلاح میشود.
* در شرایطی جنگ تحمیلی سوم به کشورمان تحمیل شد که برخی دانشگاههای ما صحنه آشوب و اغتشاش عدهای فریبخورده و البته ایادی دشمن بودیم که در امتداد اغتشاشات دیماه قصد داشتند این فضا را ملتهب نگه دارند، از دیدگاه شما بعد از جنگ و عادی شدن اوضاع و بازگشت دانشجویان به دانشگاهها باز هم باید چنین فضایی را شاهد باشیم؟
این جنگ بیتاثیر نبوده و بسیاری از دیدگاههای غلط را اصلاح کرد. یک نمونه بارز را همه ما در موضوع تعیین رهبر ثالث انقلاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای شاهد بودیم که اذهان و قلوب جامعه با ایشان همراه شد در حالی که هنوز نه تصویری و نه صوتی از ایشان داشتیم و این به نظرم حاصل بیداری و آگاهی جامعه در این جنگ به برکت خون مطهر قائد شهید و شهدای جنگ رمضان بود. خدای سبحان ذهنیت مردم را به سمتی برد که جایگزینی رهبر جدید با رهبر شهید در فضایی منسجم و متحد و بدون کوچکترین مشکلی محقق شود.
ایران مملکت امام زمان (عج) است و بیشک خداوند متعال در بزنگاهها دست ما را میگیرد و این مملکت را حفظ میکند اما البته تکتک ما نیز در این فضا وظایفی بر عهده داریم.
رفتارهای ما تابع امیال و گرایشها بوده و این گرایشها نیز تابع باورها هستند که در لایه زیرین قرار دارند. کسی نمیتواند رفتار خود را تغییر دهد مگر آنکه باور خود را اصلاح کند. اگر بتوانیم باورها را در جوانان اصلاح کنیم، قطعاً رفتارها هم خود به خود اصلاح خواهد شد که توضیح آن را در پرسش قبلی شما بیان کردم.

* به عنوان رئیس سازمان بسیج اساتید استان، سه دغدغه و مطالبه اولویتدار شما از دولتمردان چیست؟
اولین و مهمترین مطالبه، حکمرانی اسلامی بر فضای مجازی است. در بسیاری از کشورهای جهان استفاده از شبکههای اجتماعی برای نوجوانان ممنوع و با محدودیتهایی همراه است اما این رویکرد را در حکمرانی مشاهده نمیکنیم و کودکان خردسال هم گوشی هوشمند به دست آزادانه در فضای مجازی سیر میکنند. امام شهیدمان فرمود من اگر رهبر نبودم، مسئول فضای مجازی میشدم و همین جمله و همین نگاه ولی جامعه برای پی بردن به جایگاه خطیر این فضا کافی است. ما فضای مجازی را رها کردیم و پیوسته تلفات میدهیم.
مطالبه و دغدغه دوم، حکمرانی اسلامی بر مقوله تعلیم و تربیت است که نکاتی را در این خصوص در پاسخ به سوالات قبلی شما ذکر کردم. نظام تعلیم و تربیت ما بهگونهای نیست که قادر به پرورش جوان مومن انقلابی و حسینی باشد. اگر هم امروز جوان خوب مومن و انقلابی داریم حاصل تربیت در خانواده و به برکت امام رضا علیه السلام و خون پاک شهدا است و نه ساز و کار نظام تعلیم و تربیت. جنگ توانست بسیاری از کمکاریهای معلمان و مربیان و اساتید را جبران کند.
حکمرانی اسلامی در حوزه فرهنگ دغدغه سوم اساتید بسیجی است و کافیست نگاهی به جامعه داشته باشیم تا انبوه معضلات فرهنگی را مشاهده کنیم تا به عمق فاجعه پی ببریم. از حجاب و عفاف گرفته تا معماری شهری، فروشگاهها و کالاها، بانکداری و ... همه و همه مظاهر غربی است و کمتر ردپای اسلام و دین را در اینها میبینیم.


نظر شما