خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در تاریخ موسیقی ایران، کمتر اثری را میتوان یافت که همچون «ایران جوان»، چنین پیوند عمیق و پرکششی میان دو دوره تاریخی متفاوت ایجاد کرده باشد. این قطعه، بیش از آنکه تنها یک سرود باشد، روایتی موسیقایی از گذار ایران از سنت به مدرنیته و بازگشت به ریشههای اصیل است.
از «سلام شاه» تا «ایران جوان»، پیوندی میان دو قرن
ریشه این ملودی به سال ۱۲۵۲ هجری شمسی (۱۸۷۳ میلادی) بازمیگردد؛ دورانی که ناصرالدینشاه قاجار پیش از نخستین سفر خود به اروپا، در جستجوی نمادی برای هویت ملی در دیدارهای دیپلماتیک بود. در این میان، او به «آلفرد لومر» (Alfred Lemaire)، استاد فرانسوی موسیقی دارالفنون، دستور ساخت مارشی را داد که بتواند در جایگاه سرود ملی، در کنار سرودهای دیگر کشورها نواخته شود.
این قطعه که «سلام شاه» نام گرفت، برای دههها به صورت یک مارش بیکلام در مراسم رسمی نواخته میشد و در آرشیوهای تاریخی به عنوان سندی از دیپلماسی فرهنگی عصر قاجار باقی ماند. اما سرنوشت این ملودی با نبوغ شاعرانهای در قرن بعد گره خورد تا به آنچه امروز «سرود ایران جوان» مینامیم، بدل شود.

بیژن ترقی؛ معماری کلمات بر پایه اصالت
بیژن ترقی (۱۳۰۸–۱۳۸۸)، کسی بود که جانِ تازهای به کالبد این ملودی قاجاری بخشید. او نه تنها یک ترانهسرا، بلکه پیونددهنده سبکهای کلاسیک و مدرن در موسیقی ایرانی بود. ترقی که در مکتب بزرگانی چون ملکالشعرای بهار، امیری فیروزکوهی، نیما یوشیج و شهریار پرورش یافته بود، از سال ۱۳۳۶ به مجموعه رادیویی «گلها» پیوست؛ جریانی که اوج هنر موسیقی و شعر ایران در سده اخیر محسوب میشود.
همکاریهای بینظیر او با اساتیدی چون ابوالحسن صبا، علی تجویدی و بهویژه پرویز یاحقی، کارنامه هنریاش را به گنجینهای بدل کرد که بیش از ۳۰۰ اثرِ جاودان را در خود جای داده است. ترانههایی نظیر «بهار دلنشین»، «آتش کاروان» و «برگ خزان» تنها مشتی از خروار آثار اوست که در ضمیر ناخودآگاهِ موسیقیدوستان ایرانی جای دارد. سرود «ایران جوان» نیز در ادامه همین دغدغهمندی ملی و تاریخی شکل گرفت. ترقی با هوشمندی، وزن و آهنگِ کلمات را بهگونهای انتخاب کرد که با ملودی حماسی لومر همنشین شود و روحی تازه در پیکره سردِ یک مارش قدیمی بدمد.

پیمان سلطانی و احیای یک ملودی تاریخی
آنچه امروزه با صدای خوانندگانی چون شهرام ناظری و سالار عقیلی در حافظه شنیداری ما ثبت شده است، محصولِ بازآفرینی ارکسترال و تنظیمهای دقیق پیمان سلطانی است. در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴، وقتی ایده بازسازیِ این اثر مطرح شد، چالش اصلی، تبدیل یک مارش کوتاه به یک اثر حماسی و کُرال بود که بتواند شکوهِ ایرانِ باستان و جوانیِ ایرانِ مدرن را توأمان بازتاب دهد.
پیمان سلطانی با رهبری ارکستر ملل در تالار وحدت، این قطعه را از پستوهای تاریخِ سیاسیِ قاجار بیرون کشید و به تالارهای کنسرت آورد. این بازخوانی، تنها یک اجرای موسیقایی نبود؛ بلکه بهانهای شد تا نسل جدید با ریشههای سرودهای ملی خود آشنا شود. شهرام ناظری نیز در اسفند ۱۳۹۴ با اجرای دوباره این اثر، بر تثبیت آن به عنوان «خاطرهای ماندگار» در ذهن ایرانیان تأکید کرد. این همکاریها نشان داد که موسیقی اصیل، اگر با تنظیم درست و شعر فاخر همراه شود، میتواند فراتر از زمان و مکان عمل کند.

وحدت در سایه و جامه کلام
شعر بیژن ترقی در این سرود، بازنمایی دقیقِ همبستگی ملی است. «وطنم، وطنم»های مکرر در متن، بیش از آنکه شعار باشد، یک کنش عاطفی است که پیوند فرد با کلِ یک سرزمین را برقرار میکند. ترقی در بندهای اصلی، با اشاره به «تفاوتِ هر رنگ و زبان»، عملاً به تکثر فرهنگی ایران ارج مینهد و آن را در قالبِ «یک نام و نشان» (ایران) به وحدت میرساند.
این سرود، یک منشورِ ادبی برای همگرایی است؛ جایی که «صلابت ایران جوان» در کنار «اصالت ایران کهن» قرار میگیرد و پلی میان تاریخ پرفراز و نشیب ایران و آینده روشن آن میزند. زبان ترقی در اینجا، نه پیچیده و دور از ذهن، بلکه شفاف، حماسی و موسیقیایی است؛ گویی کلمات پیش از آنکه خوانده شوند، آهنگِ خود را در ذهن شنونده طنینانداز میکنند.
نامِ جاوید وطن، صبحِ امید وطن
جلوه کن در آسمان، همچو مهرِ جاودان
وطن ای هستیِ من، شور و سرمستیِ من
جلوه کن در آسمان، همچو مهرِ جاودان
بشنو سوزِ سخنم، که همآوازِ تو منم
همه جان و تنم، وطنم وطنم وطنم وطنم!
بشنو سوزِ سخنم، که نواگر این چمنم
همه جان و تنم، وطنم وطنم وطنم وطنم!
همه با یک نام و نشان، به تفاوتِ هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان، به تفاوتِ هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمهزنان، ز صلابتِ ایرانِ جوان
به اصالتِ ایرانِ کهن، ز صلابتِ ایرانِ جوان
سرود «ایران جوان» یا «نام جاوید وطن»، مصداق بارزِ میراث فرهنگی پویاست؛ میراثی که در سکون نمیماند و با دستهای خلاقِ هنرمندان در هر دوره بازتعریف میشود. از نتهایِ نوشتهشده توسط لومیر در دارالفنون، تا کلماتِ بیژن ترقی و اجرایِ حماسیِ سالار عقیلی و شهرام ناظری، این قطعه راهی دراز پیموده است. این سرود امروز تنها یک قطعه موسیقی نیست؛ بارها و بارها تصویرگذاری شده و به صورت کلیپهای متنوعی در شبکه های اجتماعی منتشر شده، و سندی است از تداومِ روحِ ملی که در گذرِ ایام، نه تنها کمرنگ نشده، بلکه با هر بازخوانی، غبارِ زمان از چهرهاش زدوده شده و درخشانتر از پیش در آسمان فرهنگ ایران میدرخشد. این اثر یادآور آن است که هویت ما، نه در یک نقطه از تاریخ، بلکه در زنجیرهای از تلاشها و خلاقیتهای هنرمندانِ این سرزمین شکل گرفته است؛ زنجیرهای که «ایران جوان» یکی از درخشانترین حلقههای آن است.



نظر شما