خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: در جغرافیای جنگ، برخی نقاط صرفا یک موقعیت نظامی نیستند؛ بلکه به نماد تبدیل میشوند. بنتجبیل یکی از همین نقاط است؛ شهری کوچک در جنوب لبنان که نامش از سال ۲۰۰۰ و بهویژه پس از جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶، با مفهومی فراتر از یک مختصات جغرافیایی گره خورده است: مقاومت. امروز نیز با گذشت سالها، همان شهر بار دیگر به کانون تمرکز ارتش اسرائیل تبدیل شده؛ تمرکزی که بیش از آنکه صرفا نظامی باشد، ریشه در یک عقده تاریخی و روانی دارد.
شعار «اوهن من بیت العنکبوت» که از بنتجبیل در ذهنیت اسرائیلی نقش بست، هنوز سایه خود را بر محاسبات تلآویو انداخته است. این شعار نه فقط یک جمله تبلیغاتی، بلکه یک ضربه به اعتماد به نفس ارتشی بود که خود را شکستناپذیر میدانست. از همین رو، بازگشت به بنتجبیل، برای اسرائیل تلاشی است برای بازسازی همان هیبت از دسترفته؛ و برای مقاومت، فرصتی برای تثبیت دوباره همان معادله.
در یک هفته اخیر، تحولات میدانی در جنوب لبنان نشان میدهد ارتش ارتش اسرائیل وارد فاز جدیدی از عملیات زمینی شده که بر «محاصره تدریجی، تثبیت مواضع و پیشروی فرسایشی» تمرکز دارد. کانون اصلی این عملیات، شهر بنتجبیل و محاصره کامل آن است؛ شهری در فاصله حدود ۴ کیلومتری مرز فلسطین اشغالی که از جنگ ۲۰۰۶ بهعنوان «پایتخت مقاومت» و نماد ایستادگی حزبالله شناخته میشود. اهمیت این شهر برای اسرائیل صرفاً میدانی نیست، بلکه دارای وزن روانی و راهبردی در معادله نبرد نیز هست. ارتش اسرائیل اعلام کرده که ورزشگاه بنت جبیل در جنوب لبنان، جایی که پیشتر سید حسن نصرالله، دبیرکل فقید حزبالله لبنان در آنجا سخنرانی کرده بود، را ویران کرده است.
تحولات یک هفته اخیر در جنوب لبنان نشان میدهد که ارتش اسرائیل وارد فاز تازهای از عملیات زمینی شده است؛ فازی مبتنی بر محاصره تدریجی، تثبیت مواضع و پیشروی فرسایشی. در این چارچوب، بنتجبیل بهعنوان محور اصلی تعریف شده؛ شهری که تنها چند کیلومتر با مرز فاصله دارد، اما فاصله واقعی آن با اشغالگران، به اندازه یک تاریخ مقاومت است.
بر اساس دادههای منتشرشده در منابع عبری، اسرائیل با بهکارگیری چندین تیپ رزمی، از جمله نیروهای چترباز، یگانهای ویژه و تیپهای نخبه، تلاش کرده است از چند محور به این شهر نزدیک شود. همزمان، حجم بالایی از حملات هوایی برای تضعیف زیرساختها و خطوط پشتیبانی مقاومت انجام شده است. هدف روشن است: ابتدا محاصره، سپس نفوذ و در نهایت تثبیت.
اما آنچه در میدان رخ میدهد، فاصله قابلتوجهی با این سناریو دارد.
واقعیت این است که بنتجبیل بار دیگر به صحنه یک جنگ شهری پیچیده تبدیل شده است؛ جنگی که در آن، برتری تکنولوژیک بهتنهایی تعیینکننده نیست. گزارشها از درگیریهای نزدیک، گاه در فاصلههای کمتر از چند ده متر حکایت دارد؛ جایی که تانک و جنگنده، کارایی محدودتری دارند و این اراده انسانی است که معادله را شکل میدهد.
در چنین فضایی، نیروهای مقاومت با اتکا به تجربه سالهای گذشته، نهتنها توانستهاند حضور خود را حفظ کنند، بلکه با اجرای عملیاتهای روزانه، روند پیشروی اسرائیل را کند کردهاند. استفاده از موشکهای ضدزره، پهپادهای انتحاری و تاکتیکهای ضربهوگریز، نشان میدهد که مقاومت نه در موضع دفاع صرف، بلکه در حال مدیریت یک نبرد فعال و پویا است.
از سوی دیگر، خود منابع عبری نیز به دشواریهای این نبرد اذعان دارند. آنها از جنگی سخن میگویند که بهسادگی قابل پایان نیست؛ جنگی که هر متر پیشروی در آن، هزینهای انسانی و عملیاتی دارد. این همان نقطهای است که مفهوم «باتلاق جنوب» معنا پیدا میکند.
تجربه تاریخی نیز این واقعیت را تأیید میکند. در سال ۲۰۰۶، ارتش اسرائیل با وجود برخورداری از برتری هوایی و زرهی، نتوانست بنتجبیل را بهطور کامل تصرف کند. حتی در اوج درگیریها، فرماندهان میدانی بارها اعلام پیروزی کردند، اما واقعیت میدان چیز دیگری بود. امروز نیز نشانهها حاکی از آن است که همان الگو، با شدت و پیچیدگی بیشتری در حال تکرار است.
اما اهمیت بنتجبیل صرفاً در سطح میدانی خلاصه نمیشود. این شهر یک گره راهبردی در جنوب لبنان است؛ نقطهای که بهنوعی میان دو جناح شرقی و غربی رودخانه لیتانی قرار گرفته و کنترل آن، میتواند بر خطوط ارتباطی کل منطقه تأثیر بگذارد. از این منظر، تلاش اسرائیل برای تسلط بر بنتجبیل، بخشی از یک هدف بزرگتر است: تغییر موازنه در جنوب لیتانی.
در روایت رسمی اسرائیل، این هدف در قالب ایجاد یک «منطقه حائل امنیتی» تعریف میشود؛ منطقهای که قرار است تهدید علیه شهرکهای شمالی را کاهش دهد. اما در لایههای عمیقتر، موضوع فراتر از امنیت مرزی است. تلآویو بهدنبال آن است که با تحمیل یک واقعیت میدانی جدید، دست بالا را در هرگونه مذاکره آینده بهدست آورد.
۱۶:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۵


نظر شما