خبرگزاری مهر- گروه دین ، حوزه و اندیشه- عصمت علی آبادی : وحدت اسلامی، نه به معنای حذف هویتهای مذهبی و نادیده گرفتن تفاوتهای فقهی، بلکه به معنای مدیریت اختلافات در سایه اصول بنیادین است. حجتالاسلام محمد عابدینی، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفتگو با خبرگزاری مهر، بر این نکته تأکید کرد که وحدت واقعی، برخاسته از تمسک جمعی به ریسمان الهی و تمرکز بر مشترکات بنیادینی همچون توحید، نبوت و قیامت است. وی در این گفتگو با بازخوانی سیره نبوی و آموزههای قرآنی، به بررسی چگونگی تبدیل باور به توحید از یک اعتقاد فردی به یک محور وحدتساز اجتماعی و نقش این امر در جلوگیری از تفرقه و نزاع میان جریانهای اسلامی پرداخت.
وحدت اسلامی در نگاه قرآن کریم چه معنایی دارد و چه تفاوتی با نادیده گرفتن تفاوتهای مذهبی دارد؟
وحدت اسلامی به معنای حذف هویتهای مذهبی، نادیده گرفتن تفاوتهای فقهی و کلامی یا واداشتن همه مسلمانان به یکساناندیشی نیست؛ بلکه مقصود، گردآمدن همه پیروان اسلام بر محور اصول مشترک و بنیادین است. توحید، نبوت و قیامت، مهمترین مشترکات مسلمانان به شمار میروند و میتوانند پایهای استوار برای همگرایی امت اسلامی باشند. قرآن کریم با فرمان «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» همه مسلمانان را به تمسک جمعی به ریسمان الهی و پرهیز از تفرقه فرا میخواند. بنابراین، وحدت یعنی مدیریت اختلافها در سایه اصول مشترک، حفظ احترام متقابل و جلوگیری از تبدیل تفاوتهای مذهبی به نزاع، دشمنی و شکاف در جامعه اسلامی.
سیره پیامبر اکرم(ص) چه الگوهایی برای تحقق وحدت در جامعه ارائه میدهد؟
در سیره پیامبر اکرم(ص) نمونههای روشنی از اهتمام ایشان به ایجاد همگرایی و حل اختلافها دیده میشود. حضور آن حضرت در پیمان حِلفالفضول، پیش از بعثت، نشان میدهد که ایشان حتی در جامعه جاهلی نیز از هر حرکت مبتنی بر عدالت و دفاع از حقوق انسانها حمایت میکردند. در این پیمان، افرادی با وجود تفاوتهای قبیلهای، برای تحقق یک آرمان مشترک یعنی عدالت، به هم پیوستند.
ماجرای نصب حجرالاسود نیز نمونهای برجسته از تدبیر وحدتآفرین پیامبر(ص) است. هنگامی که قبایل مختلف بر سر افتخار نصب حجرالاسود دچار اختلاف شدند، پیامبر اکرم(ص) راهکاری ارائه کردند که همه قبایل در این کار سهیم باشند. آن حضرت بدون ترجیح دادن یک قبیله بر دیگری، زمینه مشارکت همگانی را فراهم کردند و از شکلگیری نزاعی گسترده جلوگیری شد. این رفتار نشان میدهد که وحدت، با مشارکت دادن همه گروهها، رعایت عدالت و پرهیز از انحصارطلبی تقویت میشود.
توحید چگونه میتواند از یک باور فردی به محور وحدت اجتماعی مسلمانان تبدیل شود؟
توحید تنها اعتقاد ذهنی به یگانگی خداوند نیست، بلکه دارای ابعاد عمیق اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. وقتی مسلمانان بپذیرند که خداوند یگانه، تنها قانونگذار حقیقی و آگاه به مصالح واقعی بشر است، میتوانند در پرتو این باور، از تعصبها، برتریجوییها و منافع محدود گروهی فاصله بگیرند. باور به خدای واحد، انسانها را به سوی یک قبله، یک کتاب و یک پیامبر فرا میخواند و ظرفیت بزرگی برای همدلی میان شیعه، اهلسنت و همه جریانهای اسلامی فراهم میآورد.
همچنین، جامعه توحیدی باید در برابر شایعه، خبرهای تأییدنشده و سخنانی که موجب اختلاف و آسیب به آبروی افراد میشود، مسئولانه رفتار کند. آموزههای قرآنی و سیره نبوی تأکید دارند که مردم پیش از انتشار اخبار باید به صاحبان علم و آگاهی مراجعه کنند. این مرجعیت علمی و خبری، میتواند از گسترش سوءبرداشتها، شایعات و اختلافهای اجتماعی جلوگیری کند و در نهایت، به تقویت وحدت در جامعه اسلامی بینجامد.
وحدت اسلامی بر چه مبانی استوار است و چه هدفی را دنبال میکند؟
وحدت اسلامی پیش از هر چیز بر این باور استوار است که خداوند متعال تنها قانونگذار حقیقی و حاکم واقعی جهان است و ربوبیت همه عالم از آنِ اوست. قرآن کریم نیز این حقیقت را با آیاتی همچون «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ» و «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» تبیین کرده است. اگر مسلمانان این اصول را بهعنوان وجه مشترک خود بپذیرند، میتوانند شرایط جهان اسلام را بهگونهای متفاوت رقم بزنند.
هدف از وحدت نیز صرفاً گردهم آمدن ظاهری مسلمانان نیست، بلکه نجات جامعه دینداران از آسیبهایی مانند پراکندگی و ضعف است. تفرقه، مؤلفههای قدرت را در جامعه اسلامی از بین میبرد؛ اما وحدت، زمینه همافزایی، گرد آمدن ظرفیتهای مؤمنان و افزایش قدرت مسلمانان را در سطح ملی، فراملی و بینالمللی فراهم میکند. مسلمانان باید با تکیه بر این وحدت، اجازه ندهند قدرت و ظرفیتهای آنان در عرصه جهانی از هم گسسته شود.
در این مسیر، شناخت دقیق جبهه مقابل نیز اهمیت فراوانی دارد. جبهه مقابل، جریانها و حاکمیتهایی هستند که توحید، نبوت، قیامت و ربوبیت الهی را در عرصههایی مانند سیاست، اقتصاد، فرهنگ، تجارت و خانواده نمیپذیرند و برای اداره این حوزهها، مستقل از آموزههای الهی برنامهریزی میکنند. جامعه اسلامی باید مرز خود را با چنین جریانی مشخص کند و بر اساس قاعده نفی سبیل، زمینه سلطه دشمنان و منکران حاکمیت الهی بر مسلمانان را فراهم نسازد.
آیا وحدت اسلامی به معنای حذف تفاوتهای مذهبی است؟
وحدت اسلامی هرگز به معنای یکسانسازی همه مسلمانان در جزئیات اعتقادی و فقهی نیست. قلمرو وحدت، اصول و مبانی اساسی دین است؛ یعنی مسلمانان باید بر محور توحید، نبوت، معاد، هویت دینی و نفی وابستگی به قدرتهای ضدتوحیدی گرد هم آیند و اقدامی نکنند که به کشورهای اسلامی و کانون ایمان آسیب وارد کند.
در این چارچوب، هر فرد و گروهی میتواند بر اساس مقتضیات مذهبی خود عمل کند. گروهی به اصل امامت معتقدند و گروهی دیگر مسئله خلافت را مبنای اعتقادی خود میدانند. ممکن است فردی دستبسته نماز بخواند و فردی دیگر دستباز نماز بخواند. هر مذهب نیز میتواند دیدگاه خود را صحیحتر بداند، اما این تفاوتها نباید مانع از همبستگی مسلمانان در برابر تهدیدهای مشترک شود.
وحدت بر پایه اصول مشترک، فضایی آرام و آزاد برای گفتوگو، فهم متقابل و کاهش تنشهای مذهبی ایجاد میکند. قرآن کریم نیز با تعبیر «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» مرزهای هویتی مؤمنان را روشن میسازد؛ مؤمنان باید در میان خود رحمت، همدلی و انسجام داشته باشند و در برابر جریانهای معارض با ایمان و حاکمیت الهی، هویت مستقل و مقتدر خود را حفظ کنند.
چرا جبهه مقابل همواره تلاش میکند تا مانع از شکلگیری این همگرایی و انسجام شود؟
دشمنان نمیخواهند وحدت شکل بگیرد، چرا که وحدت در اصول، مقدمه رسیدن به درک مشترک درباره برخی تفاوتهاست. آن تفاوتها ممکن است گاهی حل شوند، گاهی درک شوند، گاهی به رسمیت شناخته شوند و گاهی نیز مبنای عمل قرار گیرند. بنابراین بزرگترین دشمنی، دشمنی با اصل وحدت است و اگر اصل وحدت مورد هجمه قرار بگیرد، تفاوتهای مذهبی موجب میشوند که حتی خود وحدت نیز از هم بپاشد. امروز در سطح جهانی میبینیم که مسلمانان به دلیل همین تفاوتهای مذهبی، قدرتی واحد و ید واحد نیستند. تفاوتهای مذهبی چنان به مسلمانان آسیب زده که نتوانستهاند حتی در اصول نیز با یکدیگر مشترک باقی بمانند؛ یعنی با اینکه در مقام نظر درباره اصول با هم اشتراک دارند، این اصول در مقام عمل کارایی خود را از دست دادهاند. کارکرد اصول دین اسلام زمانی آشکار میشود که تفاوتهای مذهبی موجب از هم پاشیدن اصول مشترک نشود و پیروان مذاهب بتوانند این تفاوتها را تحمل و مدیریت کنند. اتفاقی که امروز رخ داده باعث تضعیف مؤلفه قدرت اجتماع و جامعه دینی شده است و دشمنان نیز کشورهای اسلامی با مذاهب مختلف را به صورت جداگانه هدف قرار میدهند و به هرکدام به طور مستقل هجوم میآورند. اگر بتوانیم تفاوتهای مذهبی را در چارچوب اصول مشترک مدیریت کنیم، میتوانیم هدف وحدت را سامان دهیم و از ظرفیتهای آن بهره ببریم.
پیام محوری آیه شریفه اعتصام برای جامعه امروز مسلمانان چیست؟
توجه به این آیه قرآن کریم ضروری است که میفرماید همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید. امروز باید از این آیه برای جامعه خودمان درس خوبی بگیریم. قدرتها در یک نگاه کلی به دو دسته تقسیم میشوند؛ یا قدرتهای مادی هستند، یعنی قدرتهایی که در عمل به هیچ دین و آیین الهی پایبند نیستند، حتی اگر نام خود را مسیحی، یهودی یا مسلمان بگذارند، هرچه باشند.
مرزهای همگرایی در سایه توحید و نفی سبیل، همافزایی و تجمیع قدرت مؤمنان در سطوح ملی و بینالمللی، فلسفه وجودی انسجام در جامعه اسلامی است که با ترسیم دقیق جبهه خودی در برابر جریانهای ضدتوحیدی و مدیریت هوشمندانه تفاوتهای مذهبی محقق میشود و در این گفتوگو به بررسی ابعاد عملیاتی این همگرایی بر پایه آموزههای قرآنی پرداختهایم که مشروح آن را در ادامه با حضور این کارشناس دینی میخوانید.
هدف اساسی از شکلگیری وحدت میان مسلمانان چیست و چه ضرورتی ما را به سمت آن سوق میدهد؟
حتماً باید هدفی وجود داشته باشد که ما حول آن هدف، وحدت را شکل دهیم. ما میخواهیم خودمان را از آسیبهایی که میتواند جامعه دینداران را تهدید کند نجات دهیم و از طرفی، میخواهیم از پراکندگیای که مؤلفه قدرت را در جامعه دینی از بین میبرد جلوگیری کنیم. بنابراین اگر هدف را درست تشخیص دهیم، متوجه میشویم که هدف از وحدت عبارت است از همافزایی، گرد هم آمدن قدرت مؤمنان و افزایش مؤلفه قدرت مسلمانان در سطح ملی، فراملی، جهانی و بینالمللی. وقتی بدانیم این هدف ماست، باید برای آن تلاش کنیم و در سطح جهان اسلام کاری نکنیم که این مؤلفه قدرت از هم پاشیده شود. یکی از راههای تحقق این هدف، تعیین جبهه مقاومت و تعیین جبهه مقابل است.
در فرآیند تحقق وحدت، مرزبندی میان جامعه ایمانی و جبهه مقابل بر چه اساسی شکل میگیرد؟
وقتی شما صحبت از وحدت میکنید یعنی عدهای دور هم جمع میشوید، پس باید عده دیگری یا جبهه دیگری وجود داشته باشد که خودتان را از آنها جدا میکنید. آن جبهه، جامعه ضدایمانی و ضددینی است؛ جامعه و حاکمیتهایی که در آنها توحید، نبوت و قیامت به سخره گرفته میشود و حاکمیت و وحدانیت خداوند در سیاست پذیرفته نیست. آنها برای سیاست، اقتصاد، تجارت، فرهنگ و خانواده برنامهریزی میکنند اما ربوبیت خداوند را نمیپذیرند. اگر شما در چنین فضایی قرار دارید، یعنی جامعه دینیای که همه بر اساس وحدت دور هم جمع شدهاند، باید مرز خود را با چنین جامعهای مشخص کنید. اینجا قاعده نفی سبیل معنا پیدا میکند؛ یعنی همان آیه قرآن که میفرماید خداوند راهی قرار نداده است تا کافران و دشمنان بر مسلمانان سلطه و راه نفوذ داشته باشند. وحدت در این چارچوب معنا پیدا میکند.
با توجه به این مرزبندی، پذیرش سلطه یا وابستگی به قدرتهای غیرتوحیدی چه تعارضی با اصل وحدت دارد؟
وقتی شما یک جامعه ایمانی و دینی را بر پایه وحدت شکل دادهاید، دیگر معنا ندارد که زیر سایه و سلطه یک کشور کفر قرار بگیرید؛ چرا که این کار نقض غرض است. هدف شما همافزایی و افزایش قدرت مسلمانان بوده تا مؤلفه قدرتتان بالا برود و بتوانید حاکمیت الهی را در جامعه پیاده کنید. اما وقتی برخلاف اقتضای وحدت عمل میکنید و در صف مقابل قرار میگیرید، در واقع دارید با ایمان، توحید و با وحدانیت مقابله میکنید. بنابراین یکی از راههای مهم وحدت این است که همافزایی داشته باشیم و جبهه مقابل را به دقت تعیین کنیم.
نگاه قرآن کریم به تفکیک هویت جامعه اسلامی از جبهه غیرایمانی چیست؟
خداوند متعال درباره پیامبر و مؤمنان سخنان مهمی دارد که مرزها را مشخص میکند. قرآن کافران و مؤمنان را تفکیک میکند و مؤمنان را یک واحد و کافران را نیز یک واحد دیگر قرار میدهد که مؤمنان باید حول ایمان در کنار همدیگر جمع شوند. اگر کشورهای اسلامی به این آموزه عمل کنند و واحد سیاسی خود را بر اساس ایمان و کفر تعریف کنند و منافع خود را بر همین اساس بسنجند و هویت خود را بر اساس ایمان و کفر شکل دهند، مؤلفههای قدرت در میان آنها شکل میگیرد و میتوانند کار خود را پیش ببرند که متأسفانه امروز به این موضوع توجه نمیشود.
آیا اصرار بر وحدت به معنای نادیده گرفتن تفاوتهای مذهبی میان پیروان مذاهب مختلف است؟
وحدت قلمروی دارد که تفاوتهای مذهبی خارج از قلمرو اصلی آن قرار میگیرد. ما نمیخواهیم در مذهب وحدت ایجاد کنیم بلکه وحدت ما در دین، در اساس اسلام و در اصول مشترک است. انتظار ما از کارکرد و کارآمدی وحدت نیز در همین محدوده دینی تعریف میشود؛ یعنی همه اصول کلی دین را بپذیریم، در محور توحید حرکت کنیم، به کشورها و قدرتهای ضدتوحیدی وابسته نباشیم و با ائتلاف با کشورهای ضدتوحیدی به کشورهای توحیدی و کانون اسلام و ایمان ضربه نزنیم که این همان معنای واقعی وحدت است. وحدت در واقع امکان کنار هم بودن را فراهم میکند تا بر اساس دین و هویت دینی دور هم جمع شویم و از پراکندگی جلوگیری کنیم. پراکندگی اولین مصیبت و عامل اولیه از بین رفتن قدرت است و همانطور که در بیانات بزرگان آمده، تفرقه باعث میشود باد قدرت جامعه بخوابد و ما در وحدت به دنبال از بین بردن این تفرقه و پراکندگی هستیم.
چرا قدرتهای مادی، منافع خود را محور ائتلافها و مناسبات جهانی قرار میدهند و این رویکرد چه نسبتی با روحیه استکباری دارد؟
قدرتها در یک نگاه کلی به دو دسته تقسیم میشوند؛ یا قدرتهای مادی هستند، یعنی قدرتهایی که در عمل به هیچ دین و آیین الهی پایبند نیستند، حتی اگر نام خود را مسیحی، یهودی یا مسلمان بگذارند. این قدرتها منافع مادی خود را اصل قرار میدهند و حول منافع مادی خود ائتلافی شکل میدهند، منافع ملیشان را تعریف میکنند، مرز خود را با دیگران مشخص میسازند، دیگران را ابزار تأمین منافع خود قرار میدهند و در معاملات جهانی خود را اصل میدانند. روحیه استکباری و خودبرتربینی بر آنها حاکم است و جهان را از نگاه خود تعریف میکنند. اتفاقی که اکنون در جهان رخ داده همین است؛ کشورهای جهان اول و نظام سرمایهداری خود را بر مناسبات جهان تحمیل میکنند و کشورهای اسلامی و گروههای دیگر را ذیل نظام خود تعریف میکنند. اگر منافعشان تأمین شود، برای این گروهها حق حیات در نظر میگیرند و برای آنها ذیل حاکمیت و سلطه خود نقشی قائل میشوند و از این کشورها میخواهند که به صورت عادی در جهان زندگی کنند؛ یعنی در عرصه سیاست بر اساس حاکمیت، حفظ قدرت و هژمونی آنها رفتار کنند. در مقابل، مسلمانان قرار دارند؛ اگر مسلمانان جبههای واحد تشکیل دهند و به صورت جمعی حول خداوند گرد هم آیند، باید آنچه را خداوند در سیاست، اقتصاد، فرهنگ، اخلاق، روابط اجتماعی، روابط خانوادگی، قانونگذاری، اجرا، مدیریت، نظارت، تقنین و قضاوت میگوید در عمل بپذیرند و بر اساس اصول مشترک به آن عمل کنند. اگر چنین جبههای شکل بگیرد، به واحدی بزرگ و قدرتمند تبدیل میشود که هویتی مشترک و توحیدی پیدا میکند؛ هویتی که حول قدرت الهی، ارزشهای الهی و دستورالعملهای الهی شکل گرفته است. مسلمانان میتوانند در برابر قدرتهای مادی موجود و حاکم بر جهان، خود را بر اساس این هویت تعریف کنند. وحدت حول اصول مشترک باعث میشود مسلمانان جهان بتوانند در برابر قدرتهای موجود هویتی مستقل داشته باشند. آنچه دشمنان از آن میترسند همین است؛ اینکه از انگلیس گرفته تا آمریکا و کشورهای دیگر تفرقه ایجاد میکنند به این دلیل است که نمیخواهند واحدی بزرگ و قدرتمند در برابر جهان غرب با نام هویت دینی و اسلامی شکل بگیرد. اگر این هویت در سایه اصول و وحدت شکل بگیرد، همان هدفی تحقق مییابد که امام خمینی دنبال میکردند و اساساً اسلام نیز آن را دنبال میکند. قاعده تقسیم جهان به کافران و مؤمنان نیز برای همین است و میتواند کمک بزرگی به ما بکند. این وحدت، جایگاه و قدرتی مبتنی بر توحید در مناسبات جهانی به ما میدهد و میتواند مانع هضم جهان اسلام، با وجود تفرقههای مذهبی، در دل قدرتهای جهانی شود. این نکته مهمی است که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
فرمان اعتصام به حبلالله چه مسئولیت و تکلیفی را متوجه مسئولان نظام اسلامی میکند؟
این آموزه مسئولیت مسئولان ما را در سطح جهانی نشان میدهد. آنان باید نظام تصمیمگیری و نظام اسلامی را به سمتی پیش ببرند که بتواند ائتلاف اسلامی را در سطح جهان روزبهروز گسترش دهد، این واحد بزرگ اسلامی را ایجاد کند و هویت قدرتمند و مؤلفه قدرت جهانی اسلام را تقویت سازد. اگر مسئولان ما بتوانند در این مسیر حرکت کنند، میتوانند هدفی را که امام خمینی برای وحدت تعیین کردند تأمین کنند؛ یعنی جهانی داشته باشیم که در آن، یک قطب بزرگ اسلامی با هویتی مستقل، هستهای سخت و جوهرهای توحیدی بتواند خود را در مناسبات جهانی عرضه کند. اگر مسئولان در سطح عالی چنین کاری انجام دهند، میتواند کمک بزرگی به تحقق این معنا باشد که اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری نمییابد. این تعبیر در واقع اسلام را به عنوان قانون مطرح میکند و اساس اسلام باید علو و برتری داشته باشد. افق وحدت اسلامی نیز همین است؛ وحدت اسلامی باید به سمتی پیش برود که باعث علو اسلام شود. اسلام زمانی به علو و برتری میرسد که از تفرقه کم کنید، تفاوتهای مذهبی را دخالت ندهید و بر اساس اصول مشترک حرکت کنید که این امر میتواند به شما کمک کند.
سیره پیامبر اکرم در ایجاد وحدت بر چه مبنایی استوار بود و چه ابزار نرمی برای تحقق آن وجود دارد؟
سیره پیامبر در ایجاد وحدت نیز بر همین اساس بود. در آیات قرآن آمده است که مؤمنان ولی و یاور یکدیگرند، برادر یکدیگرند و به هم محبت دارند. اگر از شما بپرسند قدرت نرم و ابزار نرمی که میتواند وحدت را ایجاد کند چیست، به نظر من ولایت است؛ ولایت و محبتی که مؤمنان نسبت به یکدیگر دارند. اگر ولایت اسلامی و محبت اسلامی برجسته شود، این محبت یک نیروی انگیزشی ایجاد میکند؛ انگیزهای برای اینکه مسلمانان دیگر را از خود بدانیم. این محبت مرزهای جغرافیایی را میشوید و خارج از مرزها، وحدتی قلبی ایجاد میکند. همین مسئله را در راهپیمایی اربعین دیدید؛ شعار اینکه اسلام ما را جمع میکند و حسین ما را جمع میکند. این جمع شدن که وجود دارد، همان محبت حسینی و محبت اسلامی است. این محبت مرزها را از بین میبرد؛ مرز جغرافیایی میان ایران و عراق کنار میرود و وحدتی شکل میگیرد که میتواند قدرتی مهم ایجاد کند. امروز میبینید کشورهایی مانند یمن، ایران، عراق و دیگر کشورهایی که در این جبهه حضور دارند، در سایه وحدت خود چه قدرت عظیمی برای محور مقاومت ایجاد کردهاند. این نکته مهمی است و لازم است به آن توجه داشته باشیم.
در مواجهه با توطئههای تفرقهافکنانه دشمنان و رسانههای آنان، چه وظیفهای بر عهده نخبگان دینی و فعالان رسانهای است؟
نخبگان دینی و رسانههای ما باید به این عناصر دقت کنند. دشمن در حال نفرتپراکنی است. طرح مسئله هلال شیعی در اردن و کشورهای دیگر نیز دقیقاً برای همین است؛ میخواهند القا کنند که شیعیان قصد دارند هژمونی خود را بر منطقه ایجاد کنند. از سوی دیگر، شیعههراسی و سنیهراسی نیز از بزرگترین آفاتی هستند که میتوانند ما را تهدید کنند. از نظر رسانهای، همانگونه که بارها دیدهاید، دشمنان در مقاطع حساس میان کشورهای اسلامی تفرقه مذهبی و نفرتپراکنی ایجاد میکنند. این مسائل باید مورد رسیدگی و مدیریت قرار گیرند. شما دیدید درباره عراقیهایی که به ایران، مشهد و جاهای دیگر میآمدند چه شایعههایی ساختند؛ درباره ایرانیهایی که به عراق میروند نیز شایعههای مختلفی ایجاد کردند. ما در حوزه رسانه و نخبگانی به قدرتی عاقل و هوشمند نیاز داریم که این مسائل را تشخیص دهد، برای آنها راهحل ارائه کند و آنها را مدیریت نماید که این موضوع نیز بسیار اهمیت دارد. ما میتوانیم وحدت را از مرحله شعار به مرحله رفتار برسانیم؛ در مراسم خود و در مناسبات اجتماعیمان. اکنون باید به طور جدی دقت کنیم که نفرتپراکنی ایجاد نشود و در مقابل، محبت شکل بگیرد.
سیره معصومان در مواجهه با رفتارهای خصمانه و نفرتپراکنانه چگونه کلید گشایش در مسیر وحدت اسلامی میشود؟
امام سجاد، امیرالمؤمنین و دیگر بزرگان را ببینید که چگونه با افرادی از اهل شام که نزد آنان میآمدند و ناسزا میگفتند و نفرت خود را ابراز میکردند رفتار میکردند. امام باقر و امام سجاد با آنان چگونه برخورد میکردند؟ محبتی که درباره پیامبر نقل شده است چگونه میتواند انسانهای مختلف را به سوی پیامبر جذب کند و مانع شکلگیری عوامل تفرقه شود؟ بنابراین ما بر این مسئله تأکید میکنیم که محبت، کلید وحدت اسلامی است. به همین دلیل دشمنان ما نیز این مسئله را میدانند و این کلید را میشکنند. باید از آیاتی که پیامبر را مایه رحمت جهانیان معرفی میکند و به عفو و گذشت سفارش مینماید استفاده کرد و به آنها توجه داشت. این عفو و گذشتی که خداوند درباره پیامبر خود توضیح میدهد برای ما نیز پیام دارد. همه این آموزهها نشان میدهند که عفو، گذشت و محبت، ابزارهایی هستند که میتوانند باعث وحدت شوند. دلسوزیای که نظام اسلامی و مؤمنان میتوانند داشته باشند نیز اهمیت دارد؛ همانطور که قرآن پیامبر را فرستادهای دلسوز، حریص بر هدایت و نسبت به مؤمنان بسیار رئوف و مهربان معرفی میکند و او را دارای اخلاق عظیم میخواند. اخلاق زیبا، دلسوزی، رحمت، اهل گذشت بودن و رفتار کریمانه، همگی نرمافزار ایجاد وحدت میان مسلمانان هستند. باید به این عناصر توجه کرد و درباره آنها دقت داشت؛ چرا که بدون اینها، آموزش وحدت نمیتواند به مرحله جدی و واقعی خود برسد.


نظر شما