۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰

به روایت سوره مهر؛

تخریب میراث فرهنگی غزه، تلاشی برای انکار تاریخ فلسطین است

تخریب میراث فرهنگی غزه، تلاشی برای انکار تاریخ فلسطین است

مترجم کتاب «سپیده‌دم در غزه»، با اشاره به تخریب بناها و نمادهای تاریخی غزه گفت: جنگ در این منطقه تنها به کشتار و ویرانی محدود نشده و حذف حافظه فرهنگی و تاریخی فلسطین مورد هدف قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار مهر، اولین نشست از سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب به روایت سوره مهر، با کتاب «سپیده دم در غزه» با حضور مترجم اثر یعقوب نعمتی و علیرضا کمیلی کارشناس و منتقد ادبی در خبرگزاری مهر برگزار شد. در بخش اول این نشست با عنوان «سهم ایران از کمک‌رسانی به غزه، کمتر از تصور عمومی است» ، به چرایی پرداختن ادبیات به مسائل غزه و ترجمه آثاری همچون «سپیده دم در غزه» پرداختیم. در ادامه این گزارش بخش دوم این نشست را از نظر می‌گذرانید.

یعقوب نعمتی، مترجم کتاب «سپیده‌دم در غزه»، در نشست نقد و بررسی این اثر با اشاره به جایگاه غزه در فرهنگ و ادبیات فلسطین گفت: غزه از گذشته به یک نماد تبدیل شده است. محمود درویش، شاعر ملی فلسطین، رابطه میان مقاومت و مردم غزه را مانند رابطه گوشت و استخوان توصیف کرده و این تعبیر نشان می‌دهد که پیوند مردم غزه با مقاومت تا چه اندازه عمیق است.

وی افزود: در روایت‌های تاریخی کتاب نیز نمونه‌هایی از تبدیل عناصر فرهنگی غزه به نماد مقاومت دیده می‌شود. برای مثال، زمانی که رژیم صهیونیستی استفاده از پرچم فلسطین را ممنوع کرده بود، زنان غزه در گلدوزی لباس‌های سنتی خود از رنگ‌های پرچم فلسطین استفاده می‌کردند و به این ترتیب، پوشش سنتی خود را نیز به نمادی از مقاومت تبدیل کردند.

نعمتی ادامه داد: در روایت‌های جدید کتاب نیز یکی از راویان غزه را نماد مقاومت می‌داند و معتقد است غزه به دلیل سال‌ها ایستادگی در برابر اشغال، تجاوز و نسل‌کشی اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. در این نگاه، غزه می‌تواند همان نقطه‌ای باشد که احیای ملت فلسطین از آن آغاز می‌شود.

این مترجم با اشاره به بازتاب کتاب «سپیده‌دم در غزه» در میان منتقدان و رسانه‌های انگلیسی‌زبان اظهار کرد: از زمان انتشار کتاب، منتقدان و صاحب‌نظران دیدگاه‌های مختلفی درباره آن ارائه کرده‌اند که بخشی از این دیدگاه‌ها در مقدمه کتاب آمده است. نشریاتی مانند «گاردین» و «میدل ایست آی» نیز تعابیر مثبتی درباره این اثر به کار برده و آن را اثری شاخص و شایسته مطالعه دانسته‌اند.

وی گفت: تعابیری مانند «فوق‌العاده»، «حیرت‌انگیز»، «عمیقاً تأثیرگذار»، «الهام‌بخش»، «مهم»، «خواندنی» و «ضروری» و همچنین «فریادی از خشم و ندایی برای شفقت» از جمله تعابیری است که منتقدان درباره نسخه انگلیسی این کتاب به کار برده‌اند. برخی نیز پیش‌بینی کرده‌اند که این اثر در دهه‌های آینده همچنان مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

نعمتی با اشاره به حضور این اثر در جایزه کتاب فلسطین سال ۲۰۲۵ بیان کرد: «سپیده‌دم در غزه» از میان صدها اثر، یکی از ۱۱ کتابی بود که به مرحله نهایی داوری این جایزه راه یافت و به عنوان نامزد نهایی معرفی شد. این جایزه ادبی که از سال ۲۰۱۲ از سوی «میدل ایست مانیتور» در لندن برگزار می‌شود، با هدف تجلیل از بهترین کتاب‌های منتشرشده به زبان انگلیسی درباره فلسطین شکل گرفته است.

وی افزود: کتاب «سپیده‌دم در غزه» در نهایت برگزیده این جایزه نشد و اثر «اگر قرار است بمیرم» شامل شعرها و نوشته‌های روزهای پایانی زندگی رفعت العریر، به عنوان کتاب برگزیده معرفی شد. با این حال، حضور «سپیده‌دم در غزه» در کنار چنین اثری در مرحله نهایی داوری، نشان‌دهنده جایگاه و وزن این کتاب در میان آثار منتشرشده درباره فلسطین است.

مترجم «سپیده‌دم در غزه» با اشاره به شعر معروف رفعت العریر گفت: شعر «اگر باید بمیرم» که در سال ۲۰۱۱ سروده شده بود، پس از عملیات طوفان الاقصی بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شد و به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شد. این شعر به‌خوبی همان دغدغه‌ای را بیان می‌کند که در بسیاری از روایت‌های کتاب دیده می‌شود؛ یعنی امید، دیده‌شدن و ماندگار شدن روایت مردم غزه.

نعمتی ادامه داد: در این شعر، شاعر از مخاطب خود می‌خواهد اگر او کشته شد، زنده بماند و داستانش را روایت کند. این نگاه نشان می‌دهد که برای بسیاری از مردم غزه، مسئله تنها زنده ماندن نیست، بلکه شنیده شدن و باقی ماندن روایت زندگی آنها نیز اهمیت دارد.

وی با اشاره به بخش‌هایی از کتاب درباره تخریب فرهنگی غزه اظهار کرد: یکی از موضوعاتی که در این اثر مورد توجه قرار گرفته، تلاش برای از بین بردن نمادها و میراث فرهنگی غزه است. در کتاب به مواردی از تخریب بناهای تاریخی و فرهنگی از جمله کلیسای دوره بیزانس، گالری هنر معاصر الشجاعیه، مسجد عمری، حمام تاریخی، کتابخانه مرکزی و بازار قیصریه اشاره شده است.

تخریب میراث فرهنگی غزه، تلاشی برای انکار تاریخ فلسطین است

نعمتی افزود: این اقدامات را می‌توان در چارچوب آنچه برخی پژوهشگران از آن با عنوان «برهنگی فرهنگی» یاد می‌کنند، بررسی کرد؛ یعنی تلاش برای از بین بردن نشانه‌های تاریخی و فرهنگی یک ملت، به‌گونه‌ای که در نهایت این تصور ایجاد شود که پیشینه و تمدنی وجود نداشته است.

وی گفت: وقتی کتابخانه‌ها، بناهای تاریخی و فرهنگی تخریب می‌شوند و نویسندگان و شاعران هدف قرار می‌گیرند، موضوع تنها از بین بردن افراد یا ساختمان‌ها نیست، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی و تاریخی جامعه نیز هدف قرار می‌گیرد. از بین بردن این عناصر می‌تواند در ادامه، به تضعیف هویت و حافظه جمعی مردم منجر شود.

در روایت‌های جدید کتاب نیز یکی از راویان غزه را نماد مقاومت می‌داند و معتقد است غزه به دلیل سال‌ها ایستادگی در برابر اشغال، تجاوز و نسل‌کشی اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده استاین مترجم با اشاره به یکی از روایت‌های کتاب با عنوان «گشت‌وگذاری یک‌روزه در غزه» اظهار کرد: در صفحه ۱۷۵ کتاب، روایتی وجود دارد که زندگی روزمره در غزه را به شکلی شیوا توصیف می‌کند؛ از رفتن به حمام و بازار تا بوی ادویه‌ها و بازار طلا. این روایت به مخاطب نشان می‌دهد که غزه فقط میدان جنگ نیست، بلکه جامعه‌ای با زندگی روزمره، فرهنگ، بازار، خاطره و تاریخ است.

وی ادامه داد: این نوع روایت حتی برای مخاطب ایرانی نیز می‌تواند حس آشنایی و نوستالژی ایجاد کند؛ چراکه بازارها و فضاهای توصیف‌شده، مخاطب را به یاد بازارهای سنتی شهرهایی مانند تبریز، تهران و اصفهان می‌اندازد. بنابراین، روایت فرهنگی و تاریخی غزه می‌تواند تصویری متفاوت از این منطقه ارائه دهد؛ تصویری فراتر از جنگ و درگیری.

نعمتی در پایان گفت: تخریب فرهنگ و میراث تاریخی بخشی از الگویی است که در بسیاری از نمونه‌های استعمار و اشغال دیده شده است. در غزه و فلسطین نیز به‌ویژه پس از عملیات طوفان الاقصی، این مسئله با جدیت بیشتری دنبال شده و هدف آن، از بین بردن نشانه‌های تاریخی و فرهنگی این سرزمین است؛ چراکه حذف این نشانه‌ها می‌تواند در نهایت به تضعیف هویت و حافظه تاریخی مردم منجر شود.

پیمان اسلو چگونه فلسطینی‌ها را تکه‌تکه کرد؟

معصومه رامهرمزی، نویسنده ادبیات پایداری، در نشست نقد و بررسی کتاب «سپیده‌دم در غزه» گفت: هرچه درباره فلسطین و رژیم صهیونیستی مطالعه می‌کنیم، با لایه‌های تازه و پیچیده‌تری مواجه می‌شویم و این موضوع همچنان ابعاد ناشناخته بسیاری دارد.

وی افزود: هنگام مطالعه این کتاب با واقعیت‌هایی درباره سرزمین‌های اشغالی و زندگی فلسطینیان مواجه شدم که بسیار عجیب و پیچیده بود. هرچه درباره فلسطین و اسرائیل می‌خوانیم، پایان ندارد و هر بار که تصور می‌کنیم به یک جمع‌بندی رسیده‌ایم، با لایه و مسئله تازه‌ای روبه‌رو می‌شویم.

رامهرمزی با اشاره به تکه‌تکه شدن جامعه فلسطین در کنار تجزیه جغرافیایی این سرزمین اظهار کرد: یکی از نکاتی که در این کتاب برای من قابل توجه بود، این است که ملت فلسطین در جریان سیاست‌های دولت اشغالگر اسرائیل طی ۷۰ یا ۸۰ سال گذشته، به‌ویژه پس از پیمان اسلو، به بخش‌های مختلف تقسیم شده است. همان‌طور که جغرافیای فلسطین قطعه‌قطعه شده، جامعه فلسطینی نیز از هم گسسته شده است.

وی ادامه داد: بخشی از فلسطینیان به شهروندان عرب اسرائیل تبدیل شده‌اند و بخش‌های دیگر نیز هرکدام با محدودیت‌ها و شرایط متفاوتی مواجه هستند. در روایت عابد سلامه در این کتاب نیز به این مسئله اشاره می‌شود که پس از پیمان اسلو، فلسطینیان با نوعی نظام تبعیض نژادی مواجه شدند که در قالب کارت‌های هویتی با رنگ‌های مختلف، محدودیت‌های رفت‌وآمد و جداسازی‌های جغرافیایی خود را نشان می‌دهد.

تخریب میراث فرهنگی غزه، تلاشی برای انکار تاریخ فلسطین است

این نویسنده ادبیات پایداری گفت: در میان تمام این تقسیم‌بندی‌ها، مردم غزه کمترین آزادی برای جابه‌جایی را دارند. آنها عملاً امکان رفت‌وآمد آزادانه به مناطق دیگر را ندارند و در شرایطی شبیه محاصره و زندانی شدن زندگی می‌کنند.

رامهرمزی با طرح پرسشی درباره ریشه‌های روحیه مقاومت در میان مردم غزه بیان کرد: سؤال مهم این است که روح مقاومت مردم غزه از کجا ناشی می‌شود؟ چگونه جامعه‌ای که از نظر جغرافیایی و ارتباطی تا این اندازه محاصره و از بخش‌های دیگر جامعه فلسطین جدا شده، توانسته چنین روحیه‌ای را حفظ کند؟

وی افزود: به نظر می‌رسد این مسئله نیازمند بررسی عمیق‌تری است. هرچه فشار و حمله بیشتر شده، ارتباط مردم غزه با قرآن و باورهای دینی نیز در روایت‌های مختلف پررنگ‌تر دیده می‌شود. این موضوع را نمی‌توان صرفاً به گسترش مساجد یا سیاست‌های مذهبی پس از روی کار آمدن حماس محدود کرد و به نظر می‌رسد ریشه‌های عمیق‌تری دارد.

رامهرمزی در پایان گفت: روایت‌های این کتاب می‌توانند به ما کمک کنند تا بخشی از این پیچیدگی را بهتر بفهمیم و دریابیم که روح مقاومت مردم غزه چگونه در دل تجربه‌های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و دینی آنها شکل گرفته و تداوم پیدا کرده است.

چرا هویت فلسطینی‌ها با وجود آوارگی و پراکندگی از بین نرفت؟

علیرضا کمیلی، منتقد ادبی، در نشست نقد و بررسی کتاب «سپیده‌دم در غزه» با اشاره به ریشه‌های هویتی و اجتماعی مقاومت مردم غزه گفت: درک چرایی ایستادگی مردم غزه برای من ساده نیست؛ اما به نظر می‌رسد همانند ایستادگی مردم ایران و یمن، این مقاومت ریشه در هویت، غرور و سابقه تاریخی آنها دارد.

وی افزود: مردم غزه نیز مانند بسیاری از ملت‌های دارای پیشینه تاریخی، نسبت به هویت خود حساس هستند. در همین کتاب نیز به حضور هخامنشیان در غزه اشاره شده است. همچنین هاشم، جد پیامبر اسلام(ص)، در غزه مدفون است و امام شافعی نیز در این منطقه متولد شده است. مجموعه این عناصر تاریخی و فرهنگی، بخشی از هویت مردم غزه را شکل داده است.

کمیلی ادامه داد: کرانه باختری نیز کمتر از غزه فداکاری نکرده و بسیاری از زندانیان فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی، اهل کرانه باختری هستند؛ با این حال، شرایط اجتماعی و تاریخی غزه ویژگی‌های خاص خود را دارد.

این منتقد ادبی با اشاره به عوامل مؤثر بر شکل‌گیری روحیه مقاومت در غزه اظهار کرد: یکی از عوامل، تأثیر جریان اسلام سیاسی و شخصیت‌هایی مانند شیخ احمد یاسین است. یاسین فردی معلول و ویلچرنشین بود و همین ویژگی نیز باعث شده بود برای مردم غزه الهام‌بخش باشد. به نظر می‌رسد مردم غزه بیش از آنکه تحت تأثیر جریان‌های بیرونی باشند، از عناصر بومی و تاریخی خود تأثیر پذیرفته‌اند.

تخریب میراث فرهنگی غزه، تلاشی برای انکار تاریخ فلسطین است

وی محاصره غزه را یکی دیگر از عوامل مؤثر دانست و گفت: بسته بودن غزه و شرایط محاصره در شکل‌گیری این وضعیت مؤثر بوده است؛ هرچند این مسئله به‌ویژه از اواسط دهه ۲۰۰۰ به بعد پررنگ‌تر شده است.

روایت‌های این کتاب می‌توانند به ما کمک کنند تا بخشی از این پیچیدگی را بهتر بفهمیم و دریابیم که روح مقاومت مردم غزه چگونه در دل تجربه‌های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و دینی آنها شکل گرفته و تداوم پیدا کرده است

کمیلی با اشاره به مسئله آوارگی فلسطینیان افزود: بخش قابل توجهی از جمعیت غزه را خانواده‌های آواره تشکیل می‌دهند. در همین کتاب نیز روایت‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد برخی خانواده‌ها حاضر به ترک محل زندگی خود نیستند تا تجربه آوارگی گذشته دوباره تکرار نشود. پس از سال ۱۹۴۸، گروه‌های زیادی از فلسطینیان از مناطق مختلف به غزه کوچانده شدند و همین تجربه آوارگی، در حافظه جمعی مردم باقی مانده است.

وی زندگی عشیره‌ای را از دیگر عوامل مؤثر بر حفظ هویت در جامعه غزه دانست و گفت: زندگی عشیره‌ای که در بسیاری از جوامع عربی همچنان پررنگ است، به حفظ هویت و انسجام اجتماعی کمک می‌کند. در کنار آن، مسئله اسلام سیاسی نیز به این مجموعه اضافه شده و به بخشی از هویت مقاومت در غزه شکل داده است.

کمیلی ادامه داد: در روایت‌هایی که از یحیی سنوار و دیگر شخصیت‌های فلسطینی وجود دارد، می‌توان دید که تجربه ظلم، آوارگی و مشکلات تاریخی، نیازمند یک چارچوب فکری برای تبدیل شدن به مقاومت بوده است. جریان‌های اسلام‌گرا توانسته‌اند برای بخشی از این تجربه تاریخی، چارچوب ایدئولوژیک ایجاد کنند.

این منتقد ادبی با اشاره به ویژگی متفاوت جامعه غزه گفت: آنچه در غزه قابل توجه است، ترکیب فضای سنتی با زندگی مدرن و استفاده گسترده از رسانه و فضای مجازی است. معمولاً تصور می‌کنیم گسترش فناوری و اینترنت به تضعیف هویت سنتی منجر می‌شود، اما جامعه غزه توانسته در کنار استفاده از ابزارهای مدرن، بخش مهمی از انسجام ایمانی و هویتی خود را حفظ کند.

وی افزود: بدون تردید حماس نیز در پررنگ شدن فضای مذهبی غزه مؤثر بوده است. روایت‌های مربوط به دوره پیش از حماس و زمانی که فتح اداره غزه را در اختیار داشت، نشان می‌دهد که فضای اجتماعی آن دوره تفاوت‌هایی با وضعیت امروز داشته است.

کمیلی با اشاره به پراکندگی فلسطینیان در کشورهای مختلف جهان اظهار کرد: فلسطینی‌ها از معدود ملت‌هایی هستند که با وجود پراکندگی گسترده در نقاط مختلف جهان، همچنان بر هویت ملی خود تأکید می‌کنند. برای نمونه، جمعیت قابل توجهی از فلسطینیان در شیلی زندگی می‌کنند و در کشورهای مختلف نیز می‌توان این پافشاری بر هویت فلسطینی را مشاهده کرد.

وی ادامه داد: حتی میان فلسطینیانی که گرایش مذهبی ندارند یا خود را سکولار می‌دانند نیز تأکید بر فلسطینی بودن، حق بازگشت و تعلق به سرزمین فلسطین بسیار پررنگ است. به نظر می‌رسد تجربه اشغال، آوارگی و آنچه بر این مردم گذشته، هویت فلسطینی را از یک تعلق جغرافیایی فراتر برده است.

کمیلی گفت: فلسطین و به‌ویژه غزه به یک نماد جهانی تبدیل شده است. وقتی جامعه‌ای با وجود تمام رنج‌ها همچنان به عنوان نماد مقاومت و مظلومیت شناخته می‌شود، این وضعیت می‌تواند برای خود مردم آن جامعه نیز به بخشی از هویت تبدیل شود؛ نوعی افتخار به اینکه بخشی از یک مسئله مهم انسانی و تاریخی هستند.

وی افزود: حتی در میان نسل‌های جدید فلسطینی که هیچ تجربه زیسته‌ای از فلسطین ندارند، تلاش برای بازشناسی این هویت دیده می‌شود. ممکن است یک جوان فلسطینی در سوریه، لبنان یا ایران متولد شده باشد و هرگز فلسطین را ندیده باشد، اما از طریق فیلم، ادبیات و روایت‌های فرهنگی با سرزمین اجدادی خود ارتباط برقرار می‌کند و هویت خود را دوباره می‌شناسد.

این منتقد ادبی در پایان گفت: به نظر می‌رسد مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، آوارگی، زندگی عشیره‌ای، مقاومت، مذهب و تبدیل شدن فلسطین به یک مسئله جهانی، در حفظ هویت فلسطینی مؤثر بوده‌اند. البته برای تحلیل دقیق این موضوع باید میان مشاهده از بیرون و تجربه زیسته مردم داخل فلسطین تفاوت قائل شد.

تخریب میراث فرهنگی غزه، تلاشی برای انکار تاریخ فلسطین است

غزه از خاکستر ناامیدی، امید می‌سازد

یعقوب نعمتی، مترجم کتاب «سپیده‌دم در غزه»، با اشاره به روحیه مقاومت مردم غزه گفت: در نگاه نخست، نوعی تناقض میان ناامیدی و امید مردم غزه دیده می‌شود؛ اما به نظر من، همین ناامیدی مطلق در برابر نیروی ویرانگری که همه هستی آنها را هدف قرار داده، به شکل‌گیری مقاومت سرسختانه منجر شده است.

وی افزود: در علوم نظامی نیز گفته می‌شود اگر ارتشی را به‌طور کامل محاصره کنید، نباید تمام راه‌های فرار آن را ببندید؛ زیرا اگر هیچ راه گریزی باقی نماند، آن ارتش تا آخرین توان خود مقاومت خواهد کرد. در غزه نیز با وجود حجم گسترده ویرانی و خشونت، شاهد شکل‌گیری مقاومتی سرسختانه هستیم.

نعمتی ادامه داد: این در حالی است که مردم غزه همچنان از امید سخن می‌گویند. به نظر می‌رسد ناامیدی مطلق در برابر چنین نیروی ویرانگری، در نهایت به امیدی برای ساختن آینده‌ای بهتر تبدیل شده است و این امید را می‌توان در جای‌جای کتاب «سپیده‌دم در غزه» مشاهده کرد.

وی با اشاره به یکی از روایت‌های کتاب گفت: یکی از راویان در اوایل نوامبر ۲۰۲۳، غزه را به ققنوسی تشبیه می‌کند که بارها از خاکستر ناامیدی برخاسته است. در این روایت تأکید می‌شود که امید نمی‌تواند جان‌باختگان را بازگرداند یا چشم‌اندازهای ویران‌شده را بازسازی کند، اما می‌تواند روح انسان را تغذیه کند و نیروی تخیل را برای ساخت آینده‌ای متفاوت زنده نگه دارد.

مترجم کتاب «سپیده‌دم در غزه» اظهار کرد: این روایت برای من بسیار قابل توجه بود؛ زیرا نشان می‌دهد غزه با وجود همه ویرانی‌ها همچنان به زندگی ادامه می‌دهد و به نمادی از روح انسانی تبدیل شده که در برابر ستم ایستادگی می‌کند و آزادی را طلب دارد.

نعمتی درباره فرایند ترجمه این اثر نیز گفت: برای ترجمه کتاب حدود سه ماه به‌صورت شبانه‌روزی وقت گذاشتم. یکی از چالش‌های اصلی، اسامی افراد بود؛ برخی از این نام‌ها برای من ناآشنا و حتی در منابع فارسی و انگلیسی نیز به‌سختی قابل ردیابی بودند.

وی افزود: برای اطمینان از صحت اسامی، گاهی از منابع عربی استفاده می‌کردم. برای مثال، وقتی با نامی مانند «باسل» مواجه می‌شدم، نمونه‌های مختلف این نام را جست‌وجو می‌کردم و با بررسی صفحات و منابع مرتبط، شکل صحیح عربی و انگلیسی آن را پیدا می‌کردم و در متن به کار می‌بردم. بخش قابل توجهی از زمان ترجمه صرف همین بررسی‌ها شد.

نعمتی با اشاره به ضرورت توضیح برخی اصطلاحات و مفاهیم کتاب اظهار کرد: برای گویا شدن متن نیز حدود ۳۹ پاورقی توضیحی اضافه شد تا اصطلاحات، نام‌ها و مفاهیمی که ممکن بود برای مخاطب فارسی‌زبان ناآشنا باشد، روشن شود.

وی همچنین ویراستاری اثر را یکی از عوامل خوانایی آن دانست و گفت: متن کتاب چندین بار میان مترجم و ویراستاران رفت‌وبرگشت داشت. خانم حقیقت و خانم خرم‌نژاد نکات مختلفی را مطرح کردند و پس از بررسی و اصلاح، متن به شکل فعلی درآمد.

نعمتی در پایان گفت: خوانایی و روانی نسخه فارسی حاصل همکاری و زحمات مجموعه‌ای از افراد است و باید از ویراستاران کتاب که در مراحل مختلف برای رسیدن متن به شکل نهایی تلاش کردند، قدردانی کرد.

تخریب میراث فرهنگی غزه، تلاشی برای انکار تاریخ فلسطین است

چرا جامعه ایران هنوز فلسطینی‌ها را نمی‌شناسد؟

علیرضا کمیلی، منتقد ادبی، با اشاره به ضعف شناخت جامعه ایران از مسئله فلسطین گفت: ما در روایت فلسطین با یک مشکل جدی مواجه هستیم. حتی پس از یک سال بمباران غزه، تنها حدود ۳۰ درصد جامعه ایران می‌توانند بگویند حماس را می‌شناسند و درباره جریان‌های دیگر فلسطینی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد.

وی افزود: این مسئله در جهان عرب نیز به شکل دیگری وجود دارد و گروه‌های مختلف، متأثر از روایت رسانه‌های مختلف هستند. برای مثال، بخشی از جریان‌های اسلام‌گرا بیشتر تحت تأثیر روایت الجزیره قرار دارند و طیف‌های دیگر نیز از رسانه‌هایی مانند المیادین یا العربیه تأثیر می‌پذیرند. بنابراین اگر بخواهیم نگاه عمومی بخشی از جهان عرب به مسائل منطقه را بشناسیم، باید به روایت رسانه‌هایی که این جوامع دنبال می‌کنند توجه کنیم.

کمیلی ادامه داد: تصویری که در داخل ایران از عملکرد جمهوری اسلامی در منطقه وجود دارد، لزوماً با تصویری که در جهان عرب ارائه می‌شود یکسان نیست. برای نمونه، در بخشی از افکار عمومی جهان عرب، ایران به‌عنوان کشوری دیده می‌شود که در سوریه مداخله کرده، از حکومت این کشور حمایت کرده و به دنبال گسترش نفوذ خود در منطقه بوده است. این تفاوت روایت‌ها نشان می‌دهد که ما در انتقال تصویر و روایت خود از مسئله فلسطین و منطقه با ضعف جدی مواجه هستیم.

مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، آوارگی، زندگی عشیره‌ای، مقاومت، مذهب و تبدیل شدن فلسطین به یک مسئله جهانی، در حفظ هویت فلسطینی مؤثر بوده‌اند. البته برای تحلیل دقیق این موضوع باید میان مشاهده از بیرون و تجربه زیسته مردم داخل فلسطین تفاوت قائل شد

وی با اشاره به تغییر نسبی نگاه افکار عمومی منطقه نسبت به ایران در سال‌های اخیر اظهار کرد: در گذشته، در بسیاری از نظرسنجی‌های منطقه‌ای و اندیشکده‌ها، ایران در میان منفورترین کشورها قرار می‌گرفت؛ معمولاً اسرائیل و آمریکا در رتبه‌های نخست بودند و ایران نیز در رتبه‌های بعدی قرار داشت. با این حال، در یک سال اخیر و تحت تأثیر تحولات منطقه و جنگ غزه، این فضا تا حدودی تغییر کرده است و هزینه‌هایی که ایران پرداخته و جان‌هایی که در این مسیر از دست داده، در تغییر نگاه بخشی از افکار عمومی مؤثر بوده است.

کمیلی یکی دیگر از مشکلات را ضعف ارتباط مستقیم میان مردم ایران و ملت‌های منطقه دانست و گفت: مسئله عرب و عجم نیز در این زمینه وجود دارد. برای مثال، برخی جوامع عربی ارتباط راحت‌تری با حزب‌الله و سیدحسن نصرالله برقرار می‌کنند، زیرا امکان ارتباط مستقیم و تجربه زیسته بیشتری با این جریان‌ها داشته‌اند؛ در حالی که چنین ارتباطی میان مردم ایران و فلسطینی‌ها به شکل گسترده وجود نداشته است.

تخریب میراث فرهنگی غزه، تلاشی برای انکار تاریخ فلسطین است

وی افزود: ما به اندازه جمعیت فلسطینی، فلسطینیان خارج از سرزمین‌های اشغالی داریم، اما متأسفانه از ظرفیت آنها برای ایجاد ارتباط میان دو جامعه استفاده نکرده‌ایم. یکی از خطاهای مسئولان حوزه فلسطین این بوده که رفت‌وآمد فلسطینی‌ها به ایران محدود شده است. نتیجه این شده که بسیاری از مردم ایران حتی یک فلسطینی را از نزدیک ندیده‌اند و فرصتی برای گفت‌وگو و شکل‌گیری ارتباط انسانی با آنها نداشته‌اند.

این منتقد ادبی ادامه داد: مردم ایران ذاتاً جامعه‌ای بی‌عاطفه نیستند؛ برعکس، جامعه‌ای عاطفی هستیم و وقتی با فرد یا جامعه‌ای ارتباط مستقیم برقرار کنیم، بسیاری از پیش‌داوری‌ها کنار می‌رود. اما وقتی چنین فرصتی وجود نداشته باشد، طبیعی است که شناخت ما از دیگر ملت‌ها شکل نگیرد.

کمیلی با اشاره به ضعف شناخت جامعه ایران از کشورهای همسایه گفت: ما حتی در شناخت همسایگان خود نیز با مشکل مواجهیم؛ چه رسد به فلسطین که اساساً امکان رفت‌وآمد و ارتباط مستقیم مردم با آن وجود نداشته است. بنابراین بخشی از نگاه منفی موجود در میان برخی مردم منطقه نسبت به ایران، قابل فهم است؛ زیرا ارتباط انسانی و مستقیم میان دو جامعه شکل نگرفته است.

وی در پایان گفت: با این حال، جریان‌های مقاومت فلسطین مانند حماس و جهاد اسلامی، با وجود اختلاف‌نظرها و انتقادهایی که ممکن است نسبت به جمهوری اسلامی داشته باشند، در مجموع درک می‌کنند که جمهوری اسلامی چه نقشی در حمایت از فلسطین داشته و چه هزینه‌هایی در این مسیر پرداخته است.

کد مطلب 6926070

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha