خبرگزاری مهر_ گروه سیاست؛ هادی رضائی: اظهارات اخیر سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره آینده مذاکرات، جایگاه راهبردی تنگه هرمز، حقوق هستهای و احتمال تغییر دکترین هستهای در صورت آغاز مجدد جنگ، در کنار پیام صریح سرلشکر علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، درباره رصد تحرکات دشمن و آمادگی برای پاسخ فوری، تصویری از راهبرد جمهوری اسلامی ایران در مرحله کنونی ارائه میدهد؛ راهبردی که بر حفظ ابتکار عمل، تقویت بازدارندگی، جلوگیری از تکرار محاسبات اشتباه دشمن و مشارکت فعال ایران در تعیین ترتیبات امنیتی منطقه استوار است.
بازدارندگی فعال؛ دشمن نباید زمان و شکل پاسخ ایران را تعیین کند
پیام سرلشکر علی عبداللهی درباره رصد مستمر تحرکات دشمن و بهروزرسانی بانک اهداف، در کنار تأکید بر اینکه نیروهای مسلح برای پاسخ به اقدام خصمانه منتظر آغاز عملیات دشمن نخواهند ماند، حامل یک پیام نظامی مهم است: جمهوری اسلامی ایران قصد ندارد امنیت خود را صرفاً به واکنش پس از وقوع تهدید محدود کند.
در منطق بازدارندگی، توانایی شناسایی تهدید، آمادگی عملیاتی و برخورداری از گزینههای متناسب برای پاسخ، بهاندازه قدرت آتش اهمیت دارد. دشمن زمانی میتواند به حمله غافلگیرانه امیدوار باشد که تصور کند طرف مقابل از تحرکات او بیاطلاع است یا برای تصمیمگیری و واکنش به زمان زیادی نیاز دارد. تأکید رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بر رصد اطلاعاتی و آمادگی برای پاسخ، مستقیماً چنین محاسبهای را هدف قرار میدهد.
البته عبارت «منتظر اقدام دشمن نمیمانیم» را نباید به معنای اعلام قطعی حمله پیشدستانه در هر شرایطی تلقی کرد. در متن پیام، احراز نشانههای اقدام خصمانه، مبنای تصمیمگیری معرفی شده است. اهمیت این موضع در آن است که تهران میخواهد طرف مقابل بداند هرگونه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران میتواند با واکنشی سریع و متناسب با ارزیابی فرماندهان از ماهیت و ابعاد تهدید مواجه شود.
تأکید بر اینکه پاسخ ایران محدود به جغرافیای خاصی نخواهد بود نیز بخشی از همین پیام بازدارنده است؛ پیامی که میکوشد هزینههای احتمالی هرگونه ماجراجویی نظامی را از محدوده یک درگیری محدود فراتر ببرد و مانع شکلگیری این تصور شود که میتوان بدون مواجهه با پیامدهای گسترده، علیه ایران اقدام کرد.
تنگه هرمز و حقوق هستهای، موضوع معامله سیاسی نیست
اظهارات سرلشکر محسن رضایی در گفتوگوی ویژه خبری، وجه سیاسی و راهبردی همین رویکرد را تکمیل میکند. تأکید او بر غیرقابلمذاکره بودن حقوق هستهای و جایگاه تنگه هرمز، نشان میدهد که از نگاه تهران، هرگونه ترتیبات سیاسی آینده باید بر بهرسمیتشناختن منافع و حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران استوار باشد.
تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ این آبراه در معادلات انرژی جهان و امنیت تجارت بینالمللی جایگاهی تعیینکننده دارد. از همین رو، تحولات مرتبط با آن میتواند فراتر از محیط پیرامونی ایران، بر محاسبات قدرتهای جهانی و اقتصاد بینالمللی تأثیر بگذارد.
در چنین شرایطی، سخنان سرلشکر رضایی را میتوان تلاشی برای تأکید بر این نکته دانست که امنیت منطقه و ثبات مسیرهای حیاتی تجارت جهانی را نمیتوان جدا از نقش و منافع ایران تعریف کرد. با این حال، اهمیت راهبردی تنگه هرمز با هرگونه تصمیم مشخص درباره وضعیت عملیاتی آن یکسان نیست؛ موضع اعلامشده درباره مذاکرهناپذیری حقوق ایران، بهخودیخود به معنای تعیین جزئیات یک سیاست اجرایی جدید نیست.
در حوزه هستهای نیز سرلشکر رضایی تصریح کرد که تاکنون تصمیم جدیدی درباره تغییر دکترین هستهای کشور اتخاذ نشده است، اما در صورت آغاز مجدد جنگ ممکن است این موضوع مورد بحث قرار گیرد.
این تفکیک اهمیت زیادی دارد. از یک سو، تهران بر تداوم موضع رسمی خود درباره وضعیت کنونی تأکید میکند و از سوی دیگر، نسبت به پیامدهای امنیتی تداوم تهدید و حمله به تأسیسات هستهای هشدار میدهد. پیام سیاسی این اظهارات آن است که نمیتوان انتظار داشت افزایش فشار نظامی و آسیبزدن به زیرساختهای ایران، بدون تأثیر بر محاسبات امنیتی کشور باقی بماند.
بنابراین، سخنان سرلشکر رضایی را باید بیش از آنکه اعلام تغییر قطعی دکترین هستهای دانست، هشداری درباره پیامدهای راهبردی تداوم تقابل ارزیابی کرد.
نامه ونس و مذاکرات؛ دیپلماسی در سایه آمادگی دفاعی
اشاره سرلشکر رضایی به اینکه هنوز پاسخی به نامه جیدی ونس نداده است، بخش دیگری از معادله کنونی را روشن میکند. بر اساس اظهارات او، تهران در شرایطی قرار دارد که هم مسیر دیپلماسی را دنبال میکند و هم بر ضرورت حفظ آمادگی دفاعی تأکید دارد.
در چنین فضایی، صرف وجود ارتباطات سیاسی یا تبادل پیام به معنای نزدیکشدن قطعی به توافق نیست. نتیجه مذاکرات به محتوای پیشنهادها، میزان توجه به مطالبات ایران و وجود تضمینهای معتبر برای جلوگیری از تکرار اقدامات خصمانه بستگی دارد.
از منظر راهبردی، پیوند میان دیپلماسی و بازدارندگی زمانی معنا پیدا میکند که هیچیک جایگزین دیگری نشود. آمادگی نظامی میتواند هزینه تهدید را افزایش دهد و فضای لازم برای پیگیری مطالبات سیاسی را فراهم کند؛ در مقابل، دیپلماسی نیز میتواند از تبدیل تنش به درگیری گسترده جلوگیری کند.
پیام مشترک اظهارات سرلشکر رضایی و سرلشکر عبداللهی این است که تهران قصد ندارد تصمیمهای سیاسی خود را جدا از ارزیابی تهدیدهای امنیتی اتخاذ کند. در عین حال، از متن این اظهارات نمیتوان نتیجه گرفت که مسیر دیپلماسی بسته شده یا تصمیم قطعی برای ورود به مرحله تازهای از تقابل اتخاذ شده است.
نظم امنیتی منطقه؛ بدون ایران، ترتیبات پایدار شکل نمیگیرد
یکی از محورهای مهم سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملی، تأکید بر خروج نیروهای خارجی و واگذاری مسئولیت امنیت منطقه به کشورهای منطقه بود. رضایی همچنین نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان در تهران را زمینهای برای گفتوگو درباره ترتیبات امنیتی آینده دانست.
این رویکرد بر یک واقعیت ژئوپلیتیکی تکیه دارد: امنیت غرب آسیا با مجموعهای از منافع متداخل، رقابتهای منطقهای، مسیرهای انرژی و نگرانیهای مشترک گره خورده است. از این منظر، هر طرحی که بخواهد بدون مشارکت قدرتهای مؤثر منطقهای اجرا شود، با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد بود.
تأکید تهران بر نقش محوری ایران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. جمهوری اسلامی ایران به دنبال آن است که جایگاه خود را از یک بازیگر تأثیرگذار در معادلات امنیتی، به یکی از طرفهای اصلی در طراحی سازوکارهای آینده منطقه تبدیل کند.
البته تبدیل این ایده به یک ترتیبات امنیتی پایدار، به توافق عملی کشورهای منطقه، مدیریت اختلافات دوجانبه و تعریف سازوکارهای مشخص برای همکاری نیاز دارد. برگزاری نشست چهارجانبه میتواند گامی در مسیر گفتوگو باشد، اما بهتنهایی به معنای شکلگیری یک نظام امنیتی جدید نیست.
انسجام داخلی؛ حلقه مکمل قدرت نظامی
سرلشکر رضایی در بخش دیگری از سخنان خود، بر ضرورت پرهیز از دوقطبیسازی و حفظ انسجام میان مسئولان تأکید کرد و وحدت ملی را همسنگ توان موشکی دانست. این بخش از اظهارات او نشان میدهد که در نگاه تصمیمگیران جمهوری اسلامی ایران، قدرت ملی صرفاً به توانمندیهای نظامی محدود نمیشود.
تجربه بحرانهای امنیتی نشان میدهد که توان دفاعی، ظرفیت اقتصادی، اعتماد عمومی و هماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر، عناصر مرتبط با یکدیگرند. تضعیف هر یک از این مؤلفهها میتواند بر سایر بخشها نیز اثر بگذارد.
از همین رو، تأکید بر معیشت مردم، تقویت حقوق و دستمزد و اجرای سیاستهای حمایتی در کنار موضوعات نظامی و دیپلماتیک، اهمیت ویژهای دارد. پایداری اجتماعی و اقتصادی میتواند توان کشور برای مدیریت فشارهای خارجی را تقویت کند؛ البته تحقق این هدف به اجرای مؤثر وعدهها و مشاهده نتایج ملموس در زندگی مردم وابسته است.
تثبیت بازدارندگی و حفظ ابتکار عمل
مجموع پیام سرلشکر عبداللهی و اظهارات سرلشکر رضایی را میتوان در سه محور خلاصه کرد: آمادگی نیروهای مسلح برای مقابله با تهدید، تأکید بر حفظ حقوق و منافع راهبردی ایران و تلاش برای نقشآفرینی مؤثرتر در نظم امنیتی منطقه.
وجه مشترک این دو موضع آن است که جمهوری اسلامی ایران میخواهد محاسبات طرف مقابل را از این تصور دور کند که فشار نظامی میتواند به امتیازگیری سیاسی بدون هزینه منجر شود. در عین حال، تأکید بر ادامه بررسی مسائل دیپلماتیک و گفتوگوهای منطقهای نشان میدهد که معادله پیش رو صرفاً نظامی نیست.
در نهایت، میزان موفقیت این راهبرد به توانایی ایران در حفظ آمادگی دفاعی، مدیریت هوشمندانه تنشها، بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی منطقهای و تقویت انسجام داخلی بستگی دارد. پیام تهران روشن است: امنیت ایران و ترتیبات آینده منطقه را نمیتوان با نادیدهگرفتن جایگاه جمهوری اسلامی تعریف کرد؛ اما تثبیت این جایگاه، علاوه بر قدرت بازدارندگی، به تصمیمگیری سنجیده و تبدیل ظرفیتهای راهبردی به دستاوردهای پایدار سیاسی و اقتصادی نیز نیاز دارد.

۱۶:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۸/۱۰


نظر شما